naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

افزایش دوباره دزدی دریایی سومالی در پی محاصره تنگه هرمز

۲۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۳:۴۴

0
0
افزایش دوباره دزدی دریایی سومالی در پی محاصره تنگه هرمز

بسته‌شدن عملی تنگه هرمز، در کنار ناامنی در مسیرهای خاورمیانه، موجب شده است صدها کشتی تجاری مسیرهای طولانی‌تری را در اطراف آفریقا انتخاب کنند. این تغییر ناگهانی در الگوی تردد کشتی‌ها، فرصت تازه‌ای برای شبکه‌های دزدی دریایی سومالی ایجاد کرده است.

بر اساس این گزارش، سه کشتی تجاری ام‌تی هانر ۲۵، ام‌تی اورکا و ام‌تی آسانا در فاصله آوریل تا ژوئیه ۲۰۲۶ در خلیج عدن و نزدیکی پونتلند ربوده شده‌اند. این حملات، یکی از جدی‌ترین موج‌های بازگشت دزدی دریایی سومالی در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

دزدی دریایی سومالی در سال ۲۰۱۱ به اوج رسید، اما پس از اجرای عملیات گسترده بین‌المللی و افزایش اقدامات حفاظتی کشتی‌ها، به‌شدت کاهش یافت. نخستین نشانه‌های احیای جدی آن از اواخر سال ۲۰۲۳ مشاهده شد؛ زمانی که حملات در دریای سرخ باعث شد صدها کشتی از کانال سوئز فاصله گرفته و مسیر دماغه امید نیک را انتخاب کنند.

بحران هرمز اکنون این روند را تشدید کرده است. افزایش تعداد کشتی‌هایی که در امتداد سواحل شرقی آفریقا حرکت می‌کنند، در کنار تمرکز بخشی از ظرفیت نیروهای دریایی بین‌المللی در خلیج فارس و دریای سرخ، محیط مساعدتری برای فعالیت دزدان دریایی ایجاد کرده است.



تحول مهم: دزدی دریایی دیگر صرفاً یک فعالیت ساحلی نیست

یکی از مهم‌ترین نکات گزارش، تغییر ماهیت عملیاتی دزدان دریایی سومالی است.

شبکه‌های جدید برخلاف گروه‌های پراکنده دهه ۲۰۰۰، از کشتی‌های مادر، تسلیحات پیشرفته، اطلاعات دریایی و شبکه‌های مالی سازمان‌یافته استفاده می‌کنند و قادرند بسیار دورتر از ساحل عملیات انجام دهند.

کشتی مادر، شناوری بزرگ‌تر است که برای حمل قایق‌های تندرو، سوخت، سلاح و تجهیزات مورد استفاده قرار می‌گیرد. استفاده از این روش به دزدان دریایی امکان می‌دهد اهدافی را در فاصله بسیار بیشتری از پایگاه‌های ساحلی خود شناسایی و تعقیب کنند.

در نتیجه، محدوده جغرافیایی تهدید از آب‌های نزدیک سومالی به بخش وسیع‌تری از اقیانوس هند گسترش یافته است.

این تحول برای کشتی‌های تجاری اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا افزایش تردد در مسیرهای جدید، تعداد اهداف بالقوه‌ای را که در مناطق کم‌پوشش امنیتی حرکت می‌کنند، بیشتر می‌کند.



اقتصاد جدید گروگان‌گیری دریایی

دزدی دریایی سومالی طی سال‌های گذشته به یک اقتصاد نسبتاً سازمان‌یافته تبدیل شده است.

بر اساس مطالعه مشترک اینترپل، بانک جهانی و دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل، بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ برای ۱۷۹ کشتی ربوده‌شده بیش از ۴۰۰ میلیون دلار باج پرداخت شده است. میانگین باج در آن دوره حدود ۲.۲۳ میلیون دلار برای هر کشتی بوده است.

ساختار مالی این شبکه‌ها نیز نسبتاً پیچیده است.

خدمه دزدان دریایی معمولاً حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد درآمد را دریافت می‌کنند. تأمین‌کنندگان مالی که هزینه غذا، سوخت و تسلیحات را تأمین می‌کنند، می‌توانند ۳۰ تا ۵۰ درصد درآمد را مطالبه کنند و بخش دیگری از پول نیز از طریق فعالیت‌های اقتصادی ظاهراً قانونی وارد چرخه مالی می‌شود.

در موج جدید، انگیزه اقتصادی حتی بیشتر شده است.

طبق گزارش، برای آزادی کشتی اورکا حدود ۱۰ میلیون دلار و برای کشتی هانر ۲۵ حدود ۳ میلیون دلار درخواست شده است.

همچنین گزارش شده که برای آزادی کشتی ماهیگیری چینی لیائو دونگ یو ۵۷۸ در مارس ۲۰۲۶ مبلغی بین ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون دلار پرداخت شده است. همین کشتی در سال ۲۰۲۴ نیز reportedly حدود ۲ میلیون دلار باج ایجاد کرده بود.

پرداخت چنین مبالغی می‌تواند برای شبکه‌های جنایتکار یک پیام اقتصادی روشن داشته باشد: گروگان‌گیری دریایی همچنان ظرفیت ایجاد درآمد بسیار بالا دارد.



تحلیل فنی و دریایی

بحران فعلی صرفاً به معنای افزایش تعداد حملات دزدان دریایی نیست؛ بلکه هندسه ریسک کشتیرانی را تغییر داده است.

وقتی کشتی‌ها امکان عبور عادی از یک مسیر استراتژیک را از دست می‌دهند، ناچار به انتخاب مسیرهای طولانی‌تر می‌شوند. در نتیجه مدت حضور آنها در مناطق دریایی جدید افزایش پیدا می‌کند و فرصت بیشتری برای شناسایی، تعقیب و حمله به وجود می‌آید.

این موضوع به‌خصوص برای نفتکش‌ها و کشتی‌های بزرگ تجاری اهمیت دارد.

کشتی‌های بزرگ معمولاً سرعت و قدرت مانور محدودتری نسبت به شناورهای کوچک و سریع دارند و در صورت قرار گرفتن در معرض یک حمله سازمان‌یافته، به زمان بیشتری برای واکنش و دریافت کمک نیاز دارند.

از سوی دیگر، استفاده از کشتی‌های مادر باعث می‌شود دزدان دریایی دیگر به محدوده بسیار نزدیک ساحل وابسته نباشند.

بنابراین، افزایش تردد کشتی‌ها در اطراف آفریقا الزاماً به معنای افزایش متناسب امنیت آنها نیست.



تحلیل بیمه و هزینه حمل

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بحران، افزایش شدید حق بیمه ریسک جنگ برای کشتی‌های فعال در مناطق پرخطر است.

حق بیمه ریسک جنگ مبلغ اضافی است که شرکت کشتیرانی برای پوشش احتمال خسارت ناشی از جنگ، حمله نظامی، مین‌گذاری، توقیف یا سایر تهدیدهای مرتبط با درگیری پرداخت می‌کند.

طبق گزارش، این نرخ برای تردد در تنگه هرمز و خلیج فارس از حدود ۰.۱۵ تا ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی قبل از بحران به حدود ۷.۵ تا ۱۰ درصد ارزش کشتی برای هر سفر افزایش یافته است.

این افزایش بیش از هزار درصدی نشان‌دهنده تغییر اساسی در ارزیابی ریسک توسط بازار بیمه دریایی است.

نکته مهم اینجاست که تغییر مسیر از هرمز به آفریقا لزوماً هزینه ریسک را حذف نمی‌کند؛ بلکه ماهیت ریسک را تغییر می‌دهد.

در هرمز، نگرانی اصلی شامل درگیری نظامی، حملات، مین‌های دریایی و توقیف کشتی است.

در بخش‌هایی از مسیر آفریقا، ریسک اصلی می‌تواند دزدی دریایی، گروگان‌گیری و حمله مسلحانه باشد.

بنابراین شرکت‌های کشتیرانی با مجموعه‌ای از ریسک‌های جغرافیایی و عملیاتی مواجه هستند که مستقیماً بر هزینه حمل تأثیر می‌گذارند.



تحلیل استراتژیک

۱. بحران هرمز در حال سرایت به امنیت دریایی جهان است

اهمیت اصلی این گزارش در این است که پیامدهای بحران هرمز محدود به خلیج فارس باقی نمانده است.

وقتی یک مسیر اصلی تجاری مختل می‌شود، کشتی‌ها مسیرهای جایگزین را انتخاب می‌کنند. این تغییر می‌تواند هزاران کیلومتر دورتر، تهدیدهای جدیدی ایجاد کند.

در شرایط کنونی، افزایش تردد در اطراف آفریقا موجب شده است مناطق مستعد دزدی دریایی بار دیگر اهمیت بیشتری پیدا کنند.

بنابراین یک بحران ژئوپلیتیکی در خلیج فارس می‌تواند به افزایش هزینه و ریسک در اقیانوس هند منجر شود.

۲. مسئله اصلی، کمبود نسبی ظرفیت امنیت دریایی است

در شرایط عادی، نیروهای دریایی بین‌المللی می‌توانند میان مناطق مختلف توزیع شوند.

اما هنگامی که خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای سرخ به حضور و مراقبت نظامی بیشتری نیاز پیدا می‌کنند، ظرفیت قابل تخصیص برای مقابله با دزدی دریایی در شرق آفریقا کاهش می‌یابد.

بنابراین تهدید فقط ناشی از افزایش توان دزدان دریایی نیست؛ بلکه کاهش نسبی ظرفیت امنیت دریایی در مقابل افزایش حجم تردد نیز اهمیت دارد.

۳. حرفه‌ای‌تر شدن شبکه‌های دزدی دریایی

دزدی دریایی مدرن سومالی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از گروه‌های محلی و کم‌تجهیزات دانست.

وجود تأمین‌کنندگان مالی، شبکه‌های اطلاعاتی، تجهیزات ارتباطی، تسلیحات و کشتی‌های مادر نشان می‌دهد که این فعالیت می‌تواند به یک زنجیره سازمان‌یافته جرم دریایی تبدیل شود.

در چنین شرایطی، مقابله صرفاً با گشت‌زنی دریایی کافی نیست و مقابله با تأمین مالی، لجستیک، اطلاعات و شبکه‌های پشتیبان نیز اهمیت پیدا می‌کند.



تحلیل سیاسی ـ امنیتی

بحران کنونی یک پیام مهم برای امنیت تجارت جهانی دارد:

امنیت مسیرهای دریایی تا حد زیادی به ظرفیت و توزیع نیروهای دریایی بین‌المللی وابسته است.

هرگاه یک بحران نظامی بزرگ موجب تمرکز نیروهای دریایی در یک منطقه شود، مناطق دیگری ممکن است با کاهش پوشش امنیتی مواجه شوند.

این وضعیت می‌تواند فرصت مناسبی برای گروه‌های جنایتکار و شبکه‌های مسلح ایجاد کند تا از شکاف امنیتی به وجود آمده استفاده کنند.

از منظر ژئوپلیتیکی، این مسئله اهمیت شاخ آفریقا و اقیانوس هند را نیز افزایش می‌دهد. امنیت مسیرهای دریایی این منطقه دیگر فقط یک موضوع محلی یا آفریقایی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت تجارت انرژی و کالا در سطح جهانی ارتباط پیدا کرده است.



تحلیل اگزکیتیو؛ جمع‌بندی مدیریتی

۱. ریسک حذف نشده؛ بلکه جابه‌جا شده است.

تغییر مسیر کشتی‌ها از مناطق پرتنش خاورمیانه به سمت آفریقا می‌تواند برخی ریسک‌های نظامی را کاهش دهد، اما هم‌زمان ریسک دزدی دریایی، زمان سفر، مصرف سوخت و هزینه بیمه را افزایش می‌دهد.

۲. بحران هرمز اکنون یک مسئله جهانی کشتیرانی است.

پیامدهای آن از خلیج فارس به اقیانوس هند و شرق آفریقا منتقل شده و بر بیمه، کرایه حمل، زمان تحویل محموله و زنجیره تأمین اثر می‌گذارد.

۳. دزدی دریایی در حال حرفه‌ای‌تر شدن است.

استفاده از کشتی‌های مادر، تسلیحات پیشرفته، اطلاعات دریایی و ساختارهای مالی سازمان‌یافته، توان عملیاتی شبکه‌های دزدی دریایی را نسبت به گذشته افزایش داده است.

۴. بیمه به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ریسک ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

افزایش شدید حق بیمه نشان می‌دهد که بازار کشتیرانی، ریسک امنیتی را مستقیماً در هزینه حمل‌ونقل وارد کرده است.

۵. خطر اصلی، هم‌زمانی چند بحران است.

تنگه هرمز، دریای سرخ، افزایش تردد در اطراف آفریقا و محدودیت ظرفیت نیروهای دریایی، در کنار یکدیگر می‌توانند محیطی ایجاد کنند که در آن هزینه و ریسک حمل‌ونقل دریایی به‌صورت هم‌زمان افزایش یابد.

۶. پیام کلیدی برای بازار انرژی و کشتیرانی

در بحران‌های ژئوپلیتیکی، مسیر جایگزین الزاماً مسیر امن نیست.

وقتی یک گلوگاه دریایی مهم مختل می‌شود، کشتی‌ها ممکن است مسیر خود را تغییر دهند، اما ریسک به‌طور کامل از بین نمی‌رود؛ بلکه می‌تواند به منطقه دیگری منتقل شود.

در شرایط فعلی، این جابه‌جایی ریسک می‌تواند بر کرایه نفتکش‌ها، هزینه بیمه، زمان حمل، مصرف سوخت، قیمت فرآورده‌های نفتی، هزینه زنجیره تأمین و امنیت تجارت دریایی جهانی اثرگذار باشد.

#تنگه هرمز
#انسداد تنگه هرمز
#عوارض تنگه هرمز
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط