نفت خبر: یک قرن بعد از اینکه دیوان عالی آمریکا بزرگترین انحصار نفتی زمان خود را تجزیه کرد، بسیاری از شرکتهایی که از دل آن حکم تاریخی متولد شدند، امروز دوباره در قالب چند غول بزرگ انرژی گرد هم آمدهاند. روندی که همزمان با افزایش ادغامها در صنایع انرژی و فناوری، بار دیگر بحث درباره مرز رقابت و انحصار را زنده کرده است.
چگونه تجزیه استاندارد اویل دوباره به تمرکز غولهای نفتی انجامید؟
وقتی دیوان عالی ایالات متحده در سال ۱۹۱۱ رأی به انحلال «استاندارد اویل» داد، بسیاری آن را نقطه پایانی بر سلطه بزرگترین امپراتوری نفتی جهان میدانستند. شرکتی که «جان دی. راکفلر» آن را به ستون اصلی صنعت نفت آمریکا تبدیل کرده بود، به اتهام نقض قوانین ضدانحصار به ۳۴ شرکت مستقل تقسیم شد. تصمیمی که هنوز هم یکی از مهمترین پروندههای تاریخ سیاست رقابتی آمریکا به شمار میرود.
اما بیش از صد سال بعد، نتیجه این تصمیم تاریخی تا حدی پارادوکسیکال به نظر میرسد. بسیاری از شرکتهایی که از دل استاندارد اویل متولد شدند، طی دهههای بعد دوباره از مسیر ادغامها و تملکهای بزرگ به یکدیگر نزدیک شدند و امروز بخش مهمی از بازار جهانی نفت را در اختیار دارند.
بر اساس سوابق تاریخی و دادههای منتشرشده از سوی شرکتهای نفتی و اسناد مربوط به پرونده استاندارد اویل، هفت شرکت اصلی که پس از تجزیه این امپراتوری شکل گرفتند، هر یک مسیر متفاوتی را طی کردند. مسیری که در نهایت به شکلگیری غولهای امروزی صنعت انرژی انجامید.

استاندارد اویل نیوجرسی در سال ۱۹۷۳ با نام «اکسون» شناخته شد و استاندارد اویل نیویورک نیز یک دهه پیش از آن نام «موبیل» را برگزید. این دو شرکت در سال ۱۹۹۹ با یکدیگر ادغام شدند و «اکسونموبیل» را پدید آوردند. معاملهای که هنوز یکی از بزرگترین ادغامهای تاریخ صنعت نفت محسوب میشود.
در سوی دیگر، استاندارد اویل کالیفرنیا که از دهه ۱۹۳۰ برند «شورون» را به کار گرفت، بهتدریج دامنه فعالیت خود را گسترش داد و با خرید استاندارد اویل کنتاکی، جایگاه خود را در بازار آمریکا تثبیت کرد.
مسیر برخی دیگر از وارثان استاندارد اویل نیز به بریتیش پترولیوم ختم شد. استاندارد اویل ایندیانا که بعدها با نام «آموکو» شناخته شد، در سال ۱۹۹۸ به مالکیت بیپی درآمد و یک سال پیش از آن نیز استاندارد اویل اوهایو به این شرکت پیوسته بود؛ معاملههایی که حضور بیپی در بازار ایالات متحده را بهطور قابل توجهی تقویت کرد.
تنها شرکت نفت اوهایو، که بعدها با نام «ماراتون اویل» شناخته شد، مسیر متفاوتی را طی کرد. این شرکت در سال ۲۰۱۱ فعالیتهای پالایش و توزیع خود را از بخش اکتشاف و تولید جدا کرد. اقدامی که بازتابی از تغییر ساختار صنعت نفت در دهههای اخیر بود.
آنچه این تاریخ را برای ناظران بازار انرژی جذاب میکند، تنها سرگذشت شرکتها نیست، بلکه چرخهای است که صنعت نفت طی کرده است. شرکتی که زمانی به دلیل تمرکز بیش از حد قدرت تجزیه شد، اکنون وارثانش دوباره در قالب چند بازیگر بزرگ جهانی فعالیت میکنند. به بیان دیگر، انحصار شکسته شد، اما تمرکز بازار در قالبی متفاوت بازگشت.
امروز از میان دهها شرکتی که پس از تجزیه استاندارد اویل شکل گرفتند، تنها چند نام بزرگ همچون اکسونموبیل، شورون، بیپی و ماراتون همچنان بازیگران اصلی صنعت نفت به شمار میروند. اکسونموبیل و شورون اکنون در میان بزرگترین شرکتهای نفتی غیردولتی جهان یا همان «سوپرمیجرها» قرار دارند و نقش تعیینکنندهای در تولید نفت، سرمایهگذاری و توسعه فناوریهای انرژی ایفا میکنند.
این تحول تاریخی در شرایطی دوباره مورد توجه قرار گرفته که دولتهای غربی همزمان با افزایش ادغامهای بزرگ در صنایع انرژی، فناوری و هوش مصنوعی، بار دیگر درباره نقش قوانین ضدانحصار بحث میکنند. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند تجربه استاندارد اویل نشان میدهد که شکستن یک انحصار، لزوماً به معنای پایان تمرکز بازار نیست؛ زیرا نیروهای اقتصادی، مزیت مقیاس و رقابت جهانی میتوانند شرکتها را در گذر زمان دوباره به سمت ادغام سوق دهند.
شاید همین ویژگی، پرونده استاندارد اویل را پس از بیش از یک قرن همچنان زنده نگه داشته است. حکمی که قرار بود به سلطه یک امپراتوری پایان دهد، امروز بیشتر به نقطه آغاز داستانی شباهت دارد که هنوز در بازار جهانی انرژی ادامه دارد؛ داستانی که نشان میدهد در اقتصاد، همانند سیاست، پایان یک انحصار همیشه به معنای پایان تمرکز قدرت نیست.
انتهای پیام
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه