فرزین سوادکوهی: عمریست هروقت نام تنگه هرمز با تنشهای نظامی یا سیاسی گره میخورد، نخستین واکنش بازارهای جهانی، افزایش قیمت نفت است. اما در سال ۲۰۲۶، معادله انرژی جهان نسبت به یک دهه قبل تغییر کرده. امروز دیگر تنها نفت نیست که از این آبراه راهبردی عبور میکند؛ بخش بزرگی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز به امنیت همین مسیر وابسته است. به همین دلیل، با بالا گرفتن دوباره تنشها در خلیج فارس، بسیاری از معاملهگران و تحلیلگران انرژی، بیش از نفت، نگران سرنوشت صادرات LNG قطر هستند؛ کشوری که به یکی از ستونهای اصلی امنیت انرژی جهان تبدیل شده است.
قطر طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاری گسترده در میدان عظیم گازی خود، خود را به یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان تبدیل کرده و اکنون در کنار آمریکا، بازیگر اصلی این بازار به شمار میرود. بر اساس تازهترین آمارهای بینالمللی، این کشور سالانه دهها میلیون تن LNG به بازارهای آسیا و اروپا صادر میکند و بخش عمده این محمولهها ناچارند از تنگه هرمز عبور کنند. همین وابستگی جغرافیایی باعث شده است هرگونه افزایش ریسک در خلیج فارس، پیش از آنکه به توقف صادرات منجر شود، گریبان هزینه بری بیشتر تجارت گاز را بفشارد.
در روزهای اخیر نیز، با بالا گرفتن دوباره تنشهای منطقهای، اگرچه هیچ گزارش رسمی از بسته شدن تنگه هرمز یا توقف صادرات انرژی منتشر نشده، اما بازار عملاً بخشی از این ریسک را در قیمتها لحاظ کرده است. افزایش نرخ بیمه جنگی نفتکشها و کشتیهای حمل LNG، احتیاط بیشتر برخی شرکتهای کشتیرانی و افزایش هزینه حملونقل، نخستین نشانههای این وضعیت است. تجربه بازار انرژی نشان داده است که برای ایجاد التهاب، الزاماً نیازی به بسته شدن یک آبراه نیست؛ گاهی تنها افزایش احتمال وقوع یک بحران، کافی است تا قیمتها و هزینههای تجارت جهانی تغییر کنند.
تفاوت بازار امروز با سالهای گذشته در این است که LNG به کالایی راهبردیتر از همیشه تبدیل شده. بحران انرژی اروپا پس از جنگ اوکراین، بسیاری از کشورها را به سمت واردات گسترده LNG سوق داد و قطر در این میان، یکی از مهمترین تأمینکنندگان گاز مایع اروپا شد. آلمان، فرانسه، ایتالیا، هلند و چند کشور دیگر، قراردادهای بلندمدت با دوحه امضا کردند تا وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش دهند. همزمان، بازارهای سنتی آسیا مانند ژاپن، کره جنوبی، چین و هند نیز همچنان از بزرگترین مشتریان LNG قطر باقی ماندهاند.
همین گستردگی مشتریان باعث شده است هرگونه اختلال احتمالی در صادرات قطر، آثار زنجیرهای بر بازار جهانی گاز داشته باشد. اگر صادرات این کشور حتی برای مدت کوتاهی با مشکل روبهرو شود، نخستین پیامد آن افزایش رقابت میان خریداران آسیایی و اروپایی برای جذب محمولههای جایگزین خواهد بود. چنین رقابتی پیشتر نیز در زمستانهای سخت اروپا تجربه شده و به افزایش شدید قیمت LNG در بازارهای جهانی انجامیده است.
در همین حال، قطر نیز بیکار ننشسته است. پروژه عظیم توسعه میدان شمالی، که طی سالهای اخیر با مشارکت شرکتهای بزرگ بینالمللی مانند اکسون موبیل، توتال، شل، انی و کنوکو فیلیپز وامثالهم یش رفته، قرار است ظرفیت تولید LNG این کشور را طی سالهای آینده به شکل قابل توجهی افزایش دهد. هدف دوحه روشن است و آن اینکه جایگاه خود به عنوان یکی از دو قدرت اصلی بازار LNG و پاسخگویی به رشد تقاضای جهانی، بهویژه در آسیا تثبیت کند.
اما همین توسعه ظرفیت، وابستگی بازار جهانی به امنیت خلیج فارس را نیز افزایش داده است. هرچه سهم قطر در تجارت جهانی LNG بیشتر شود، هر تنش در اطراف هرمز نیز تأثیر گستردهتری بر قیمتها خواهد گذاشت. به بیان دیگر، بازار جهانی گاز بیش از هر زمان دیگری به ثبات ژئوپلیتیکی این منطقه گره خورده است.
در این میان، نکتهای که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، تفاوت رفتار بازار نفت و بازار LNG است. نفت بازاری بسیار بزرگتر، متنوعتر و با ذخایر راهبردی گستردهتر دارد. بسیاری از کشورها میتوانند برای مدتی از ذخایر استراتژیک نفت خود استفاده کنند یا نفت مورد نیازشان را از تولیدکنندگان دیگر تأمین کنند. اما بازار LNG انعطاف کمتری دارد. کشتیهای حمل LNG محدود هستند، پایانههای صادرات و واردات ظرفیت مشخصی دارند و قراردادهای بلندمدت نیز آزادی عمل خریداران و فروشندگان را کاهش میدهد. بنابراین، کوچکترین اختلال در عرضه، میتواند واکنش قیمتی شدیدتری نسبت به بازار نفت ایجاد کند.
از سوی دیگر، افزایش ریسک در خلیج فارس تنها به معنای احتمال کاهش صادرات نیست. حتی اگر صادرات بدون وقفه ادامه یابد، افزایش هزینه بیمه، حملونقل و تأمین مالی معاملات، در نهایت به افزایش قیمت تمامشده LNG برای مصرفکنندگان منجر خواهد شد. این همان واقعیتی است که امروز معاملهگران بازار انرژی بیش از هر عامل دیگری به آن توجه دارند.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند جهان هنوز برای یک بحران بزرگ در بازار LNG آمادگی کامل ندارد. طی سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از ظرفیت مازاد بازار صرف جبران کاهش صادرات روسیه شده و هرگونه شوک جدید، میتواند انعطاف بازار را بیش از پیش کاهش دهد. اگرچه آمریکا ظرفیت صادرات LNG خود را افزایش داده و استرالیا نیز همچنان یکی از بازیگران بزرگ این بازار است، اما جایگزین کردن سریع حجم بالایی از صادرات قطر، کار سادهای نخواهد بود.
از این منظر، شاید بتوان گفت که اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز نیز در حال تغییر است. اگر در دهههای گذشته این آبراه بیشتر به عنوان شاهراه نفت شناخته میشد، امروز به همان اندازه، شریان حیاتی تجارت جهانی گاز نیز محسوب میشود. به همین دلیل، هر خبر مرتبط با امنیت این منطقه، نه تنها قیمت نفت، بلکه معاملات LNG، قراردادهای گاز و حتی سیاستهای امنیت انرژی کشورهای واردکننده را تحت تأثیر قرار میدهد.
البته تا این زمان که هنوز هیچ نشانهای از توقف صادرات LNG قطر یا بسته شدن تنگه هرمز وجود ندارد و جریان تجارت انرژی هرچند کج دار و مریزهمچنان ادامه دارد. اما آنچه بازار را نگران کرده، نه واقعیت امروز، بلکه احتمال فرداست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بازارهای انرژی، پیش از وقوع بحران واکنش نشان میدهند و هزینه نااطمینانی را از همان ابتدا در قیمتها محاسبه میکنند.
شاید به همین دلیل است که امروز، برخلاف تصور عمومی، حساسترین نقطه بازار انرژی جهان نه یک میدان نفتی، بلکه پایانههای صادرات LNG قطر و مسیر عبور کشتیهای حامل گاز از تنگه هرمز است. در دنیایی که گاز طبیعی مایع به یکی از پایههای امنیت انرژی اروپا و آسیا تبدیل شده، کافی است قطر «عطسه» کند تا بازار گاز جهان، پیش از هر اتفاقی، تب کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 7 ساعت قبل
حدود 7 ساعت قبل
حدود 7 ساعت قبل
حدود 7 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه