نفت خبر:در حالی که تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا معادلات امنیتی خاورمیانه را دستخوش تغییر کرده، بحث درباره آسیبپذیری پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه نیز وارد مرحله تازهای شده است. جنگ اخیر نشان داد زیرساختهایی که برای دههها ستون اصلی حضور نظامی واشنگتن در خلیج فارس بودند، اکنون بیش از گذشته در معرض تهدید موشکها و پهپادهای ایران قرار دارند؛ تغییری که برخی تحلیلگران آمریکایی آن را نشانه پایان یک الگوی قدیمی از استقرار نیروها میدانند.
در یادداشتی که «الیوت آبرامز»، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، در شورای روابط خارجی (CFR) منتشر کرده، استدلال میشود که بخش عمده تلفات و خسارتهای آمریکا در جنگ اخیر، ناشی از نزدیکی پایگاههای این کشور به خاک ایران بوده است. به نوشته او، پایگاههایی که زمانی برای پشتیبانی از عملیات آمریکا در عراق و افغانستان طراحی شده بودند، اکنون در برابر توان موشکی و پهپادی ایران با چالشی متفاوت روبهرو هستند. چالشی که به گفته نویسنده، هزینه آن دیگر تنها مالی نیست و مستقیماً جان نیروهای آمریکایی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
این گزارش به موقعیت جغرافیایی پایگاههای اصلی آمریکا در منطقه اشاره میکند. از پایگاه العدید در قطر که مقر فرماندهی سنتکام است تا بحرین، محل استقرار ناوگان پنجم، و کویت که مرکز فرماندهی نیروهای زمینی آمریکا به شمار میرود. از نگاه نویسنده، فاصله نسبتاً کوتاه این مراکز تا مرزهای ایران، در شرایطی که تهران توانایی هدف قرار دادن اهداف دوربرد را توسعه داده، به یکی از نقاط ضعف راهبردی واشنگتن تبدیل شده است. گویی جغرافیایی که روزی مزیت محسوب میشد، اکنون به عاملی برای افزایش آسیبپذیری بدل شده است.
بر همین اساس، آبرامز از نشانههایی سخن میگوید که به باور او میتواند آغاز یک جابهجایی تدریجی باشد. به نوشته وی، بخشی از هواپیماهای آمریکایی از پایگاه العدید به اسرائیل منتقل شدهاند و استفاده از برخی تأسیسات نظامی در اردن نیز افزایش یافته است. او همچنین به اظهارات ژنرال بازنشسته فرانک مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، اشاره میکند که استقرار مرکز فرماندهی آمریکا در فاصلهای نزدیک به ایران را تصمیمی نادرست توصیف کرده و خواستار انتقال آن به مناطقی با فاصله بیشتر از برد تسلیحات ایران شده است.
با این حال، نویسنده تأکید میکند که تغییر چنین راهبردی به سادگی امکانپذیر نیست. هزینههای سنگین ساخت و توسعه پایگاههای موجود، دشواری یافتن کشورهای میزبان برای استقرار تأسیسات جدید و روند پیچیده تصمیمگیری در کنگره آمریکا، از جمله موانعی هستند که میتوانند هرگونه بازآرایی نظامی را با تأخیر مواجه کنند. به بیان دیگر، تغییر نقشه نظامی آمریکا در خاورمیانه تنها یک تصمیم عملیاتی نیست؛ بلکه مجموعهای از محاسبات مالی، سیاسی و دیپلماتیک را نیز در بر میگیرد.
در پس این بحث، پرسشی بزرگتر نیز مطرح است. به این معنا که آیا مدل حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس که پس از جنگ خلیج فارس و سپس جنگهای عراق و افغانستان شکل گرفت، همچنان با واقعیتهای امنیتی امروز سازگار است؟ یادداشت منتشرشده در شورای روابط خارجی پاسخی ضمنی به این پرسش میدهد و استدلال میکند که گسترش توان موشکی و پهپادی بازیگران منطقهای، قواعد سنتی استقرار نیروها را تغییر داده است.
در نهایت، آبرامز هشدار میدهد که هرچه تصمیمگیری درباره بازنگری در آرایش نظامی آمریکا به تعویق بیفتد، احتمال افزایش هزینههای انسانی و عملیاتی نیز بیشتر خواهد شد. این ارزیابی، اگرچه دیدگاه یک مقام پیشین آمریکایی است، اما بازتابدهنده بحثی گستردهتر در محافل امنیتی واشنگتن است؛ اینکه در خاورمیانه امروز، فاصله جغرافیایی دیگر فقط یک عدد روی نقشه نیست، بلکه بخشی از معادله بازدارندگی و بقا محسوب میشود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه