بر اساس گزارشی که در The Maritime Executive منتشر شده، طرح تشکیل یک ائتلاف دریایی اروپایی برای استقرار در تنگه هرمز، بدون هیچ اعلام رسمی، عملاً متوقف شده و نشانهای از اجرای آن مشاهده نمیشود.
این ابتکار که با محوریت فرانسه و بریتانیا طراحی شده بود، قرار بود پس از تثبیت کامل آتشبس و عادی شدن شرایط امنیتی در تنگه هرمز آغاز به کار کند. گفته میشود حدود ۴۰ کشور علاقه خود را برای مشارکت در این طرح اعلام کرده بودند.
با وجود توقف عملی طرح، بخش مهمی از شناورهای در نظر گرفتهشده همچنان در دریای عرب و پایگاههای دریایی جیبوتی مستقر هستند. این نیروها شامل ناو هواپیمابر Charles de Gaulle فرانسه، ناوشکنهای فرانسوی و بریتانیایی، شناورهای پشتیبانی، گروههای مینروبی آلمان و ایتالیا و تعدادی شناور دیگر هستند که فعلاً تحت فرماندهی مأموریت EU NAVFOR Aspides (عملیات دریایی اتحادیه اروپا برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ و خلیج عدن) فعالیت میکنند.
طبق گزارش، اجرای این طرح علاوه بر برقراری شرایط کاملاً آرام، مستلزم موافقت دو کشور ساحلی تنگه هرمز، یعنی ایران و عمان، برای فعالیت در آبهای سرزمینی آنها بود؛ موضوعی که تاکنون محقق نشده است.
در گزارش همچنین آمده است که مقامات ایران مخالفت خود را با حضور نیروهای نظامی فرامنطقهای در تنگه هرمز اعلام کردهاند و تأکید دارند امنیت این آبراه باید توسط کشورهای ساحلی تأمین شود.
در خصوص عمان نیز نویسنده مقاله مدعی است که این کشور مسئولیت پاکسازی احتمالی تنگه را در چارچوب تفاهمات موجود بر عهده ایران دانسته و در دیدارهای اخیر مقامات عمان با رهبران فرانسه و بریتانیا نیز حمایتی از این ائتلاف دریایی مشاهده نشده است. در عین حال، عمان بر آزادی کشتیرانی و حق عبور مطابق حقوق بینالملل دریاها تأکید کرده است.
نویسنده در پایان احتمال میدهد که شناورهای آمادهشده برای این مأموریت، در صورت تشدید دوباره بحران یمن و گسترش درگیریها به دریای سرخ و خلیج عدن، به تقویت عملیات Aspides منتقل شوند.
تحلیل فنی
این گزارش نشان میدهد که ایجاد یک نیروی دریایی چندملیتی صرفاً به توان نظامی وابسته نیست، بلکه به مشروعیت حقوقی، پذیرش سیاسی و هماهنگی دیپلماتیک نیز نیاز دارد.
از منظر عملیاتی، مأموریتهایی مانند مینروبی (Mine Countermeasures)، اسکورت کشتیهای تجاری (Convoy Escort) و تأمین امنیت خطوط مواصلاتی دریایی (Sea Lines of Communication یا خطوط اصلی حملونقل دریایی) تنها در شرایطی قابل اجرا هستند که چارچوب حقوقی و همکاری کشورهای ساحلی فراهم باشد.
استقرار شناورها در جیبوتی نیز نشان میدهد اروپا همچنان قابلیت واکنش سریع خود را حفظ کرده و در صورت تغییر شرایط، این نیروها میتوانند در مأموریتهای دیگری مورد استفاده قرار گیرند.
تحلیل استراتژیک
این گزارش بیانگر آن است که محیط امنیتی خاورمیانه همچنان به اندازهای پیچیده است که حتی تشکیل یک ائتلاف گسترده بینالمللی نیز بدون اجماع سیاسی منطقهای با دشواری روبهرو میشود.
همچنین، مقاله نشان میدهد که اروپا احتمالاً در حال بازتنظیم اولویتهای دریایی خود است؛ بهگونهای که در صورت کاهش نیاز در تنگه هرمز، تمرکز بیشتری بر امنیت دریای سرخ و بابالمندب داشته باشد؛ مناطقی که همچنان بر تجارت جهانی و زنجیره تأمین بینالمللی اثرگذار هستند.
از نگاه نویسنده، حفظ استقرار نیروها در منطقه بیش از آنکه به معنای شکست کامل طرح باشد، بیانگر حفظ آمادگی برای انتقال سریع مأموریتها به سایر نقاط بحرانی است.
Executive Insight (جمعبندی مدیریتی)
مقاله نتیجه میگیرد که طرح ائتلاف دریایی اروپا برای تنگه هرمز، دستکم در شرایط کنونی، عملاً وارد مرحله اجرا نشده و احتمال کنار گذاشته شدن رسمی آن وجود دارد.
با این حال، استقرار نیروهای اروپایی در منطقه ادامه دارد و ظرفیت نظامی ایجادشده میتواند در صورت تغییر شرایط امنیتی، به مأموریتهای دیگری بهویژه در دریای سرخ و خلیج عدن اختصاص یابد. از این منظر، پایان احتمالی این ابتکار به معنای کاهش حضور دریایی اروپا در منطقه نیست، بلکه میتواند نشانهای از تغییر جهت مأموریتها و بازتخصیص توان عملیاتی باشد.
تحليل سياسي
از منظر سیاسی، نویسنده تلاش میکند نشان دهد که ابتکار مشترک فرانسه و بریتانیا برای ایجاد یک چارچوب امنیتی جدید در تنگه هرمز نتوانسته حمایت و شرایط لازم برای اجرا را به دست آورد. همچنین مقاله این احتمال را مطرح میکند که اولویتهای امنیت دریایی اروپا در حال انتقال از تنگه هرمز به دریای سرخ و خلیج عدن است؛ جایی که مأموریت Aspides از پیش دارای ساختار عملیاتی و مأموریت مصوب است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 6 ساعت قبل
حدود 6 ساعت قبل
حدود 6 ساعت قبل
حدود 6 ساعت قبل
حدود 6 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه