بازار نفت ایران در روزهای اخیر وارد مرحلهای تازه از فشار تحریمی شده است؛ مرحلهای که برخلاف دورههای قبلی، هدف آن فقط کاهش صادرات نفت ایران نیست، بلکه زدن حلقه اصلی درآمد نفتی تهران یعنی بازار چین است. واشنگتن قرار است از روز دوشنبه ۲۴ اوت تحریمهای جدید و به گفته مقامهای آمریکایی، از سختترین تحریمهای اعمالشده علیه ایران را اجرا کند؛ تحریمهایی که بهطور مستقیم شرکای تجاری ایران، بهویژه چین، را در معرض فشار قرار میدهد.
به گزارش نفت خبر- اهمیت چین در این معادله کم نیست. بر اساس گزارشهای اخیر، چین اکنون حدود ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند و برخی برآوردهای دیگر سهم چین را حتی نزدیک به ۹۰ درصد میدانند. بنابراین اگر آمریکا بتواند جریان نفت ایران به چین را به شکل پایدار محدود کند، مسئله دیگر صرفاً «تحریم صادرات نفت» نخواهد بود؛ بلکه واشنگتن عملاً تلاش میکند تنها بازار بزرگ باقیمانده برای نفت تحریمی ایران را هدف قرار دهد.
نشانههای اولیه این فشار در بازار نفت چین دیده میشود. رویترز در ۲۱ اوت گزارش داد که عرضه نفت ایران به خریداران چینی بهشدت کاهش یافته و قیمت محمولههای باقیمانده افزایش پیدا کرده است. تعداد پیشنهادهای فروش برای محمولههای سپتامبر و اکتبر کاهش یافته و پالایشگاههای مستقل چین که به نفت ارزان ایران وابستگی بیشتری دارند، به دنبال نفت جایگزین از کشورهایی مانند عراق و برزیل هستند.
این اتفاق از یک جهت مهمتر از خود کاهش صادرات است: تحریمها در حال تغییر رفتار خریداران چینی هستند. نفت ایران سالها با تخفیف قابلتوجه وارد بازار چین میشد، اما محدودیتهای جدید موجب شده برخی محمولهها حتی با قیمتهای بالاتر از گذشته عرضه شوند. در نتیجه، مزیت اقتصادی نفت ایران برای پالایشگاههای چینی در حال تغییر است.
از سوی دیگر، بر اساس برآوردهای Kpler که رویترز منتشر کرده، واردات نفت ایران به چین در ماه اوت به حدود ۳۴۰ هزار بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که نشاندهنده افت شدید جریان نفت ایران به یکی از مهمترین مشتریانش است.
حذف نفت ایران از چین به این سادگی نیست
با وجود این فشار، تصور اینکه آمریکا بتواند در کوتاهمدت نفت ایران را بهطور کامل از بازار چین حذف کند، چندان واقعبینانه نیست.
دلیل نخست، ماهیت بازار پالایشگاههای مستقل چین است. پالایشگاههای موسوم به «Teapot» طی سالهای تحریم به یکی از مهمترین مشتریان نفت ایران تبدیل شدهاند. این پالایشگاهها به دلیل اندازه کوچکتر، ساختار مالکیتی متفاوت و انعطاف بیشتر در خرید خوراک، توانایی بیشتری برای کار با نفت تحریمی و روشهای پیچیدهتر تجارت دارند. وزارت خزانهداری آمریکا نیز پیشتر اعلام کرده بود که پالایشگاههای مستقل چین بخش عمده نفت ایران را خریداری میکنند.
دلیل دوم، تجربه تحریمهای گذشته است. آمریکا طی سالهای گذشته بارها شرکتها، پالایشگاهها، کشتیها، بیمهگران و شبکههای مالی مرتبط با تجارت نفت ایران را تحریم کرده است. با این حال، صادرات نفت ایران متوقف نشده و شبکهای از شرکتهای واسطه، نفتکشهای موسوم به ناوگان سایه و سازوکارهای مالی غیرشفاف شکل گرفته است.
تنها در سال ۲۰۲۶، دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) بیش از ۱۰۰ کشتی مرتبط با ناوگان سایه ایران را تحریم کرده است، موضوعی که نشان میدهد واشنگتن اکنون بهدنبال هدف قرار دادن زیرساخت حملونقل این تجارت نیز هست.
چین حاضر است تا کجا هزینه بدهد؟
در واقع، موفقیت سیاست آمریکا بیش از آنکه به توان تحریم ایران وابسته باشد، به محاسبه هزینه-فایده پکن بستگی دارد.
چین از یک سو نمیخواهد به دلیل خرید نفت ایران در معرض تحریمهای ثانویه آمریکا قرار گیرد، از سوی دیگر، نفت ایران برای برخی پالایشگاههای چینی یک خوراک ارزان و مهم محسوب میشود. چین همچنین بهطور رسمی با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت کرده و تجارت خود با ایران را موضوعی میان دو کشور میداند.
بنابراین واشنگتن با یک انتخاب دشوار برای پکن مواجه است: آیا چین باید نفت ایران را کنار بگذارد و ریسک افزایش هزینه انرژی خود را بپذیرد یا همچنان به خرید نفت ایران ادامه دهد و خطر تحریم شرکتهای چینی را تحمل کند؟
این همان نقطهای است که سیاست «فشار حداکثری» میتواند به یک نبرد اقتصادی مستقیم میان واشنگتن و پکن تبدیل شود.
نفت ایران مشتری جایگزین دارد؟
یکی از نقاط ضعف تهران در شرایط فعلی این است که بازار نفت ایران بیش از اندازه به چین وابسته شده است. گزارشهای رسمی و تحلیلی مختلف نشان میدهند که چین در سال جاری حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را جذب کرده است. این وابستگی یک آسیبپذیری استراتژیک ایجاد کرده است: اگر چین خرید خود را کاهش دهد، ایران نمیتواند بهسادگی حجم مشابهی را به بازارهای دیگر منتقل کند.
بازگشت به بازارهایی مانند هند، کرهجنوبی، ژاپن یا اروپا نیز در کوتاهمدت آسان نیست؛ زیرا این بازارها سالهاست تحت تأثیر تحریمهای آمریکا از نفت ایران فاصله گرفتهاند. حتی زمانی که واشنگتن در ژوئن ۲۰۲۶ برای مدت ۶۰ روز مجوز فروش نفت ایران را صادر کرد، تحلیلها نشان میدادند که پالایشگاههای آسیایی به دلیل قراردادهای قبلی و ملاحظات تحریمی، تمایل محدودی برای خرید نفت ایران دارند و چین همچنان مهمترین مشتری باقی میماند.
یک متغیر تعیینکننده: تنگه هرمز
در کنار تحریم، بحران هرمز فشار مضاعفی بر صادرات نفت ایران وارد کرده است. طبق گزارش رویترز، جریان نفت از تنگه هرمز از بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز به حدود ۸ میلیون بشکه کاهش یافته است.
این مسئله اهمیت ویژهای برای چین دارد، زیرا بخش بزرگی از نفت خاورمیانه از همین مسیر به سمت آسیا میرود. آژانس بینالمللی انرژی نیز هرمز را مسیر اصلی صادرات نفت عربستان، امارات، کویت، عراق، ایران و دیگر کشورهای منطقه میداند و تأکید میکند که بخش عمده نفت عبوری از این تنگه راهی بازارهای آسیایی میشود.
بنابراین نفت ایران با دو گلوگاه همزمان روبهرو شده است: تحریم آمریکا در یک طرف و اختلال مسیر حملونقل در طرف دیگر.
سه سناریو پیش روی نفت ایران
در چنین شرایطی میتوان سه سناریو را تصور کرد.
سناریوی نخست؛ عقبنشینی چین:پکن برای جلوگیری از تحریم شرکتهای بزرگ خود، خرید نفت ایران را کاهش میدهد. در این حالت فشار مالی بر تهران بهشدت افزایش مییابد و نفت ایران مجبور میشود با تخفیفهای بیشتر و از مسیرهای پیچیدهتر فروخته شود.
سناریوی دوم؛ مقاومت چین:پالایشگاههای مستقل چینی همچنان به خرید نفت ایران ادامه میدهند و تجارت از طریق ناوگان سایه، واسطهها و شبکههای مالی غیرمستقیم ادامه پیدا میکند. در این حالت آمریکا میتواند هزینه این تجارت را بالا ببرد، اما قادر به حذف کامل آن نخواهد بود.
سناریوی سوم؛ تغییر مسیر تجارت:چین بخشی از نفت ایران را کنار میگذارد اما کسری آن را با نفت روسیه، عراق، برزیل و دیگر تولیدکنندگان جبران میکند. در این صورت فشار آمریکا بر ایران افزایش مییابد، اما چین نیز لزوماً با بحران عرضه مواجه نمیشود. گزارشهای اخیر از همین حالا نشان میدهند که پالایشگاههای چینی در حال بررسی چنین جایگزینهایی هستند.
پایان عصر «چین بهعنوان بازار امن»؟
مهمترین پیام تحولات اخیر شاید این باشد که چین دیگر لزوماً بازار امن و بدون هزینه برای نفت ایران نیست.
پکن همچنان مهمترین مشتری نفت ایران است و بعید است در برابر فشار آمریکا بهسادگی روابط انرژی با تهران را کنار بگذارد. اما اتفاقات هفتههای اخیر نشان داده که واشنگتن میتواند با هدف قرار دادن پالایشگاهها، نفتکشها، بیمهگران، شبکههای مالی و واسطههای تجاری، هزینه خرید نفت ایران را افزایش دهد.
در نتیجه، مسئله آینده صادرات نفت ایران دیگر فقط این نیست که آیا ایران میتواند نفت بفروشد؟ بلکه پرسش مهمتر این است که با چه هزینهای میتواند آن را بفروشد و چه مقدار از درآمد آن واقعاً به دست تهران میرسد؟
اگر فشار جدید آمریکا باعث شود نفت ایران از یک بشکه تخفیفخورده به بشکهای پرریسک، گران برای حمل و دشوار برای تسویه تبدیل شود، حتی ادامه صادرات به چین نیز الزاماً به معنای حفظ درآمدهای نفتی گذشته نخواهد بود.
از این منظر، هدف واقعی واشنگتن شاید حذف فیزیکی نفت ایران از چین نباشد؛ هدف میتواند تبدیل نفت ایران به معاملهای آنقدر پرهزینه و پرریسک باشد که بخش بزرگی از مزیت اقتصادی صادرات آن از بین برود. و این، در نهایت، همان نقطهای است که جنگ تحریمی آمریکا علیه ایران میتواند از «کاهش صادرات» به فرسایش ارزش اقتصادی هر بشکه نفت صادراتی ایران تبدیل شود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه