بانک آمریکا هشدار داده است که اگر مذاکرات آمریکا و ایران به توافقی برای بازگشایی و عادیسازی تردد از تنگه هرمز منجر نشود، قیمت نفت میتواند در ماههای پیش رو و بهویژه در فصل زمستان، روند صعودی خود را ادامه دهد.
فرانسیسکو بلانچ، رئیس تحقیقات کالاها و مشتقات مالی بانک آمریکا، میگوید پیشبینی قبلی این بانک برای نفت برنت در محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بر مبنای این فرض بود که برای وضعیت هرمز راهحلی پیدا خواهد شد. در صورت عدم حصول توافق، از نگاه بانک آمریکا فشار صعودی بر قیمت نفت ادامه خواهد یافت.
مهمترین نکته این تحلیل، فاصله بسیار زیاد میان وضعیت فعلی و سطح تردد مورد نیاز برای عادیشدن بازار است.
در حال حاضر تنها حدود ۵ تا ۱۰ کشتی در روز از تنگه هرمز عبور میکنند؛ در حالی که پیش از جنگ این رقم حدود ۱۴۰ کشتی در روز بود.
بانک آمریکا برآورد میکند که حتی با در نظر گرفتن بخشی از نفتی که از مسیرهای جایگزین عربستان سعودی و امارات متحده عربی منتقل میشود، برای اینکه بازار انرژی صرفاً به مرحله ثبات برسد، تردد باید به حدود ۸۰ تا ۱۰۰ کشتی در روز افزایش پیدا کند.
بنابراین مسئله فقط بازگشت تدریجی چند کشتی به هرمز نیست؛ بازار برای رسیدن به ثبات به افزایش بسیار قابلتوجه و پایدار جریان حملونقل نیاز دارد.
وضعیت قیمتها
در زمان انتشار این تحلیل، نفت برنت حدود ۸۶٫۱۲ دلار در هر بشکه معامله میشد که ۳٫۰۸ درصد افزایش داشت.
نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز حدود ۸۰٫۷۲ دلار بود و ۳٫۲۵ درصد افزایش نشان میداد.
اما از نگاه بانک آمریکا، مشکل اصلی در حال حاضر فقط کمبود نفت خام نیست.
بحران واقعی در فرآوردههای نفتی و گاز
بلانچ معتقد است که در شرایط فعلی، بازار هنوز از نظر نفت خام با کمبود مطلق مواجه نشده، اما کمبودهای جدی در بازارهای گازوئیل، بنزین و گاز طبیعی در حال شکلگیری است.
این تفاوت بسیار مهم است.
نفت خام ماده اولیه است، اما اقتصاد جهانی به فرآوردههای نهایی مانند گازوئیل و بنزین نیاز دارد. اختلال در حملونقل نفت خام و فرآوردهها، کاهش دسترسی پالایشگاهها به خوراک و افزایش هزینه حملونقل میتواند در نهایت فشار بسیار بیشتری بر قیمت فرآوردهها نسبت به قیمت خود نفت خام ایجاد کند.
یکی از مهمترین نشانههای این وضعیت، جهش شدید حاشیه سود پالایشگاهی است.
جهش بیسابقه شکاف قیمتی گازوئیل
«شکاف پالایشی» یا کرک اسپرد، تفاوت قیمت یک فرآورده پالایشی مانند گازوئیل با قیمت نفت خام مورد استفاده برای تولید آن است.
طبق اظهارات بانک آمریکا، کرک اسپرد گازوئیل به حدود ۸۰ تا ۸۵ دلار در هر بشکه رسیده است.
به بیان ساده، بازار برای خود گازوئیل نسبت به نفت خام، حقبهای بسیار بزرگی پرداخت میکند.
این سطح از اختلاف قیمت بسیار غیرعادی است؛ بهگونهای که بانک آمریکا میگوید چنین شرایطی تقریباً بیسابقه بوده و تنها در چند مقطع خاص مشاهده شده است.
همزمان، شکاف قیمتی بنزین نیز بسیار بالا رفته و حاشیه سود پالایشگاهها به سطوح رکوردی رسیده است.
این وضعیت نشان میدهد که بحران هرمز از یک اختلال در بازار نفت خام در حال تبدیلشدن به یک بحران در بازار محصولات انرژی است.
چرا افزایش تردد کشتیها اهمیت حیاتی دارد؟
تنگه هرمز فقط یک مسیر جغرافیایی برای عبور نفتکشها نیست؛ این مسیر یکی از اصلیترین شریانهای اتصال تولیدکنندگان انرژی خلیج فارس به بازار جهانی است.
کاهش تردد کشتیها سه اثر همزمان ایجاد میکند:
اول، عرضه فیزیکی نفت و فرآوردهها با محدودیت مواجه میشود.
دوم، هزینه و ریسک حملونقل افزایش پیدا میکند.
سوم، بازار برای جبران ریسک کمبود، قیمت بیشتری مطالبه میکند و در نتیجه «صرف ریسک ژئوپلیتیکی» وارد قیمت انرژی میشود.
به همین دلیل حتی اگر حجم مشخصی از نفت همچنان در بازار موجود باشد، اختلال در قابلیت انتقال آن میتواند موجب افزایش شدید قیمتها شود.
مسئله اصلی: نفت وجود دارد، اما قابلیت تحویل محدود شده است
این یکی از مهمترین پیامهای تحلیل بانک آمریکا است.
در چنین شرایطی، مسئله الزاماً «نبود نفت در زیر زمین» یا حتی «نبود نفت در مخازن» نیست؛ مسئله اصلی دسترسی فیزیکی و قابلیت انتقال نفت و فرآوردهها به بازار مصرف است.
این وضعیت از نظر اقتصادی با یک کاهش واقعی تولید متفاوت است.
اگر تولید کاهش پیدا کند، افزایش قیمت عمدتاً از کاهش عرضه ناشی میشود؛ اما در یک بحران حملونقل، ممکن است نفت در یک نقطه وجود داشته باشد ولی به دلیل محدودیت کشتیرانی، بیمه، مسیرهای دریایی یا ریسک امنیتی نتواند به موقع به مصرفکننده برسد.
در نتیجه، بازار با یک نوع کمبود مؤثر مواجه میشود.
ذخایر نفتی نیز حاشیه امنیت گذشته را ندارند
بانک آمریکا تأکید میکند که ذخایر نفتی فعلی نسبت به دورههای قبلی اختلال عرضه، قدرت حفاظتی کمتری دارند.
این نکته از نظر بازار اهمیت زیادی دارد.
در شرایط عادی، کاهش عرضه از یک مسیر خاص میتواند برای مدتی با استفاده از ذخایر تجاری و راهبردی جبران شود. اما اگر ذخایر پایینتر باشند، مدت زمان تحمل اختلال کوتاهتر میشود.
بنابراین هرچه بحران هرمز طولانیتر شود، حساسیت بازار به هرگونه کاهش بیشتر در جریان عرضه افزایش خواهد یافت.
تحلیل فنی بازار انرژی
از دید فنی، مهمترین شاخص در این مرحله دیگر فقط قیمت برنت نیست؛ بلکه باید مجموعهای از شاخصها را همزمان بررسی کرد:
۱. حجم عبور روزانه کشتیها از هرمز.
۲. نرخ کرایه نفتکشها و هزینه حمل دریایی.
۳. شکاف قیمتی گازوئیل و بنزین نسبت به نفت خام.
۴. حاشیه سود پالایشگاهها.
۵. سطح ذخایر نفت خام و فرآوردهها.
۶. قیمت و دسترسی به گاز طبیعی در بازارهای منطقهای و جهانی.
۷. اختلاف قیمت نفت در سررسیدهای مختلف بازار آتی.
اگر تردد کشتیها افزایش پیدا کند اما کرک اسپرد گازوئیل همچنان در سطوح بسیار بالا باقی بماند، این نشانه آن خواهد بود که بازار هنوز از نظر فرآوردههای نهایی به تعادل نرسیده است.
برعکس، کاهش تدریجی کرک اسپرد، کاهش هزینه حمل و افزایش پایدار تردد کشتیها میتواند نشانه شکلگیری عادیسازی واقعی باشد.
بنابراین صرف اعلام بازگشایی هرمز به معنی بازگشت فوری بازار به شرایط عادی نیست؛ بازار باید بازگشت فیزیکی و پایدار جریان کالا را مشاهده کند.
تحلیل استراتژیک
اهمیت این خبر فراتر از قیمت نفت خام است.
اختلال طولانیمدت در هرمز میتواند زنجیرهای از پیامدها را ایجاد کند:
اختلال در نفت خام، موجب فشار بر پالایشگاهها میشود؛ فشار بر پالایشگاهها قیمت گازوئیل و بنزین را بالا میبرد؛ افزایش قیمت فرآوردهها هزینه حملونقل را افزایش میدهد؛ افزایش هزینه حملونقل به هزینه تولید و توزیع کالاها منتقل میشود؛ و در نهایت فشار تورمی افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، بازار انرژی در حال حاضر با یک ریسک زنجیرهای مواجه است، نه صرفاً یک شوک قیمتی در نفت.
اهمیت گاز طبیعی نیز بسیار بالاست. اگر اختلال حملونقل همزمان بازار نفت و گاز را تحت فشار قرار دهد، نیروگاهها، صنایع انرژیبر و بخش پتروشیمی میتوانند با افزایش هزینه خوراک و انرژی مواجه شوند.
پیامد برای پالایشگاهها
شرایط فعلی برای همه پالایشگاهها یکسان نیست.
پالایشگاههایی که دسترسی مطمئنتری به نفت خام، مسیرهای جایگزین حمل یا ذخایر خوراک دارند، میتوانند از افزایش کرک اسپرد بهره ببرند.
در مقابل، پالایشگاههایی که به واردات دریایی وابستهاند و امکان جایگزینی خوراک خود را ندارند، با ریسک کاهش نرخ بهرهبرداری و افزایش هزینه خوراک مواجه خواهند شد.
بنابراین بحران هرمز میتواند همزمان برای برخی پالایشگاهها فرصت افزایش حاشیه سود و برای برخی دیگر ریسک کاهش تولید ایجاد کند.
پیامد برای بازار نفتکشها
یکی دیگر از آثار مهم این وضعیت، افزایش ارزش ظرفیت حمل دریایی است.
وقتی تعداد کشتیهای قابل استفاده برای حمل نفت کاهش مییابد، هر نفتکش در دسترس ارزش عملیاتی بیشتری پیدا میکند.
از این رو، نرخ کرایه نفتکشها، هزینه بیمه، هزینه تأمین مالی سفر و حق بیمه ریسک مسیر میتوانند افزایش پیدا کنند.
در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت نفت خام ثابت بماند، هزینه واقعی تحویل نفت به مصرفکننده میتواند افزایش یابد.
تحلیل اجرایی و مدیریتی
از دید اجرایی، مهمترین نکته این است که «بازگشایی هرمز» باید یک فرآیند تلقی شود، نه یک رویداد لحظهای.
برای بازگشت بازار به شرایط عادی، چند مرحله باید پشت سر گذاشته شود:
ابتدا افزایش تردد کشتیها آغاز میشود.
سپس شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و صاحبان کالا باید اطمینان پیدا کنند که این افزایش تردد پایدار است.
پس از آن، نرخهای حمل و بیمه کاهش مییابد.
در مرحله بعد، جریان نفت خام و فرآوردهها به سطح بالاتری بازمیگردد.
در نهایت، کاهش کرک اسپرد و افزایش ذخایر میتواند نشاندهنده بازگشت واقعی تعادل به بازار باشد.
بنابراین ممکن است فاصله زمانی قابلتوجهی میان اعلام توافق سیاسی و بازگشت واقعی بازار انرژی به شرایط عادی وجود داشته باشد.
ریسک تورمی
بانک آمریکا همچنین نسبت به پیامدهای افزایش قیمت انرژی بر اقتصاد جهانی هشدار داده است.
نفت و بهویژه گازوئیل، فقط کالاهای انرژی نیستند؛ آنها نهادههای اصلی اقتصاد هستند.
گازوئیل در حملونقل جادهای، کشاورزی، معدن، ساختوساز، حمل دریایی و بسیاری از فعالیتهای صنعتی استفاده میشود.
بنابراین افزایش شدید قیمت گازوئیل میتواند با یک وقفه زمانی به قیمت کالاها و خدمات منتقل شود.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که اقتصاد جهانی همزمان با نرخهای بهره، تورم و رشد اقتصادی مواجه است.
پیامد برای بازارهای مالی
بانک آمریکا در کنار تحلیل انرژی، نسبت به افزایش ریسک در بازارهای مالی نیز هشدار داده است.
شاخص «گاو و خرس» این بانک، که برای سنجش میزان خوشبینی یا ریسکپذیری بازار استفاده میشود، به ۹٫۷ رسیده که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۱ محسوب میشود.
مایکل هارتنت، استراتژیست ارشد سرمایهگذاری بانک، موضع فعلی بانک را «عقبنشینی و چرخش، نه بارگذاری مجدد» توصیف کرده است؛ یعنی در شرایط فعلی افزایش ریسکپذیری را مناسب نمیداند.
دلیل اصلی این نگرانی آن است که بازار سهام آمریکا در نزدیکی رکوردهای تاریخی قرار دارد و در صورت تداوم جهش قیمت انرژی، فشار تورمی میتواند دوباره افزایش یافته و بر چشمانداز رشد اقتصادی و سیاست پولی اثر بگذارد.
جمعبندی اجرایی
پیام اصلی بانک آمریکا را میتوان در چند نکته خلاصه کرد:
تردد فعلی از هرمز حدود ۵ تا ۱۰ کشتی در روز است، در حالی که پیش از بحران حدود ۱۴۰ کشتی در روز بود.
برای ایجاد ثبات نسبی در بازار انرژی، این رقم باید به حدود ۸۰ تا ۱۰۰ کشتی در روز برسد.
بنابراین حتی در صورت آغاز بازگشایی، بازار برای رسیدن به شرایط عادی به یک دوره افزایش تدریجی و پایدار جریان حملونقل نیاز دارد.
در حال حاضر، مسئله اصلی فقط نفت خام نیست؛ گازوئیل، بنزین و گاز طبیعی در مرکز فشار بازار قرار گرفتهاند.
کرک اسپرد گازوئیل در محدوده ۸۰ تا ۸۵ دلار در هر بشکه نشاندهنده شدت غیرعادی کمبود فرآوردههای میانتقطیر و فشار بر ظرفیت پالایش است.
پایین بودن ذخایر نیز ظرفیت بازار برای جذب یک شوک جدید را کاهش داده است.
در نتیجه، مسیر قیمت نفت در ماههای آینده بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته خواهد بود: سرعت عادیشدن تردد از هرمز، میزان بازگشت عرضه فیزیکی انرژی و سرعت کاهش شکاف قیمتی فرآوردهها.
اگر تردد کشتیها بهصورت پایدار افزایش یابد و همزمان کرک اسپرد گازوئیل، هزینه حمل و حق بیمه ریسک کاهش پیدا کند، بازار میتواند به سمت عادیشدن حرکت کند.
اما اگر جریان فیزیکی همچنان محدود بماند، حتی وجود نفت خام کافی نیز الزاماً مانع از تداوم فشار قیمتی بر فرآوردههای نفتی و گاز نخواهد شد.
نتیجه نهایی:
بحران فعلی هرمز از یک «شوک عرضه نفت» فراتر رفته و به یک شوک زنجیرهای در حملونقل انرژی، پالایش، فرآوردههای نفتی، گاز، هزینههای صنعتی و تورم جهانی تبدیل شده است. به همین دلیل، برای ارزیابی پایان بحران نباید فقط به قیمت برنت یا اعلام بازگشایی هرمز نگاه کرد؛ بازگشت پایدار جریان فیزیکی انرژی و عادیشدن بازار فرآوردهها معیار واقعی بازگشت ثبات خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه