در پی تشدید بیسابقه اختلالات در صادرات انرژی خاورمیانه و ثبت رکوردهای تاریخی برای بهای نفت در بازارهای داخلی چین، پکن خود را در میانه یکی از دشوارترین آزمونهای امنیتی و اقتصادی دهههای اخیر یافته است. رهبران چین اکنون ناگزیرند میان دو هدف متناقض تعادلی شکننده برقرار کنند که این اهداف شامل تضمین جریان پایدار نفت خام برای ماشین صنعتی کشور از یک سو و مهار عطش خرید برای جلوگیری از شعلهورتر شدن آتش قیمتها در بازار ملتهب جهانی از سوی دیگر میشود.
انسداد همزمان دو شریان حیاتی انتقال انرژی، بحران را برای دومین اقتصاد بزرگ جهان دوچندان کرده است. پس از آنکه تنگه هرمز در عمل در میانه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران مسدود شد، عربستان سعودی نیز ناچار شد فعالیت خط لوله راهبردی شرق به غرب خود را در پی حملات پهپادی گروههای مورد حمایت ایران در عراق متوقف کند. این خط لوله در ماههای اخیر مهمترین مسیر جایگزین برای رساندن نفت به بنادر دریای سرخ و سپس انتقال به مقاصد آسیایی به شمار میرفت. با قطع همزمان این دو مسیر خروجی و تشدید فشارهای تحریمی آمریکا بر خریداران نفت ایران و روسیه، پالایشگران چینی مجبور شدهاند برای تامین خوراک تاسیسات خود به حوزههای جغرافیایی دورتری متوسل شوند. این تقلای گسترده برای تصاحب بشکههای موجود در بازار به نوبه خود قیمت نفت را در داخل چین و در عرصه بینالمللی به اوجهای تازهای رسانده است.
بر اساس گزارش الجزیره، مارک ایوب، تحلیلگر مسائل انرژی با توصیف وضعیت به عنوان شرایطی بحرانی تاکید میکند که آنچه اکنون در خاورمیانه جریان دارد به هیچوجه به نفع چین نیست و پالایشگران چینی ناچارند به شدت در جستجوی بازیگرانی خارج از مدار تنگه هرمز باشند. در چنین فضایی احیای تردد آزاد در تنگه هرمز به یک اولویت فوری اقتصادی و دیپلماتیک برای پکن تبدیل شده است، اولویتی که محور اصلی رایزنیهای اخیر دیپلماتیک را پیش از دیدار قریبالوقوع شی جینپینگ، رئیسجمهور چین با دونالد ترامپ در واشنگتن تشکیل میدهد. این تحرکات تنها چند روز پس از آن شدت گرفت که وانگ یی، وزیر امور خارجه چین در پکن میزبان عباس عراقچی، همتای ایرانی خود بود و از طرفین درگیری خواست تا با بازگشت به میز مذاکره، امنیت جریان انرژی را احیا کنند.
پیش از آغاز این جنگ ویرانگر، چین روزانه نزدیک به ۱۲ میلیون بشکه نفت خام وارد میکرد و حدود ۴.۴ میلیون بشکه نیز تولید داخلی داشت. با این حال پکن همواره فراتر از نیاز پالایشگاههایش نفت میخرید و مازاد آن را به ذخایر راهبردی غولپیکری سرازیر میکرد که حجم آن تا پایان سال گذشته میلادی به حدود ۱.۴ میلیارد بشکه رسیده بود. همین انبارهای عظیم در ماههای نخست نبرد به عنوان ضربهگیری قدرتمند برای کل بازار جهانی عمل کردند. تصمیم چین به عنوان بزرگترین خریدار جهان برای کاهش خرید در لحظهای که عرضه بینالمللی در تنگنا بود، بخش زیادی از تقاضا را از بازار خارج کرد و مانع از انفجار فوری قیمتها شد.
تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در تشریح این رفتار پکن خاطرنشان میکند که منافع چین اقتضا میکند این درگیری نظامی به یک رکود اقتصادی جهانی منتهی نشود. به گفته پارسی کاهش واردات نفت چین نه اقدامی برای تضعیف ایران بود و نه تلاشی برای کمک به آمریکا، بلکه چینیها تنها منافع ملی خود را دنبال میکردند چرا که آسیب دیدن اقتصاد سایر نقاط جهان در قالب افت صادرات و رکود به طور مستقیم دامنگیر خود پکن میشد. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، واردات نفت خام چین در سهماهه دوم سال به میانگین ۸.۱ میلیون بشکه در روز سقوط کرد که افتی ۴ میلیون بشکهای معادل ۳۲ درصد را نسبت به سهماهه نخست نشان میداد.
اما این دیوارهای دفاعی اکنون در حال فروپاشی هستند. با تصمیم پکن برای کاهش محدودیتهای صادرات سوخت پالایششده به عنوان سیاستی که پیشتر نرخ بهرهوری پالایشگاهها را پایین نگه داشته بود، پالایشگاههای مستقل چینی فعالیتهای فراوری خود را شتاب بخشیدهاند. با افزایش مصرف نفت خام در پالایشگاهها و تحلیل رفتن تدریجی ذخایر راهبردی، پکن ناگزیر شده است بار دیگر به عنوان خریدار فعال وارد بازار شود تا همزمان با افزایش تولید، مخازن اضطراری خود را نیز بازسازی کند. این بازگشت ناگزیر، بازار فیزیکی نفت را بیش از پیش زیر منگنه قرار داده است.
در میان گزینههای موجود، روسیه همچنان نخستین و امنترین تکیهگاه پکن محسوب میشود زیرا بخش عمده نفت مسکو بدون نیاز به عبور از گذرگاههای دریایی پرخطر خاورمیانه به چین میرسد. روسیه که در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد از واردات نفت چین را تامین کرد، نفت خام ترکیبی اسپو را از بنادر اقیانوس آرام ظرف کمتر از یک هفته به پایانههای چین میرساند و روزانه حدود ۱ میلیون بشکه نفت دیگر را نیز از طریق خطوط لوله زمینی به این کشور ارسال میکند. از همین رو پالایشگران چینی برای تصاحب تکتک محمولههای سپتامبر و اکتبر اسپو رقابتی نفسگیر به راه انداختند. دادههای موسسه کپلر نشان میدهد که واردات دریابرد چین از روسیه در ماه اوت به ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز افزایش یافت که بالاترین رقم از ماه مارس تا کنون به شمار میرود.
با این همه، روسیه و سایر تامینکنندگان نمیتوانند تمام این خلأ عظیم را پوشش دهند. ایران پیش از آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت خام ارزان و با تخفیفهای تحریمی به چین میفروخت اما این محمولهها اکنون تحت محاصره دریایی آمریکا و آسیبهای جنگ به شدت افت کرده است. اگرچه پکن به سمت تولیدکنندگان آمریکای لاتین و آفریقا از جمله برزیل، ونزوئلا، آنگولا و جمهوری کنگو دست دراز کرده است اما موانع فنی و تدارکاتی سنگینی در این مسیر وجود دارد. نفت خام کالایی به طور کامل یکدست نیست و پالایشگاههای چین برای درجات و غلظتهای خاصی از نفت طراحی شدهاند، به طوری که نفت فوقسنگین ونزوئلا تفاوت فاحشی با شاخص سبکتر روسیه دارد و جایگزینی آنها نیازمند تغییرات پرهزینه در فرایند پالایش است. از سوی دیگر انتقال نفت از اقیانوس اطلس، برزیل و غرب آفریقا نیازمند سفرهای دریایی بسیار طولانیتر، کشتیهای بیشتر و هزینههای گزاف حملونقل است و ضمن اینکه ظرفیت مازاد این کشورها نیز به طور کامل محدود به نظر میرسد. تحویل نمادین ۴ میلیون بشکه نفت از سوی آرامکوی سعودی در ماه اوت که معادل تنها ۱۲۹ هزار بشکه در روز است، به خوبی نشان میدهد که حتی اقدامات عربستان نیز نمیتواند نیاز گسترده چین را تسکین دهد.
پاشنه آشیل ساختاری چین در وسعت شکاف میان تولید داخلی و ظرفیت پالایشی آن نهفته است. در حالی که تولید نفت خام داخلی چین در ماه اوت در حدود ۴.۳۴ میلیون بشکه در روز تثبیت شده بود، پالایشگاههای این کشور روزانه ۱۳.۹۱ میلیون بشکه نفت مصرف کردند که نشاندهنده یک شکاف عمیق ۹.۶ میلیون بشکهای در روز است و این کسری عظیم باید به طور انحصاری از طریق واردات یا بلعیدن ذخایر راهبردی پر شود. اگرچه تحول ناوگان حملونقل به سمت خودروهای برقی و الکتریکیسازی بخشهای صنعتی توانسته رشد مصرف بنزین را تا حدودی مهار کند اما بخشهای حملونقل سنگین، هوانوردی و صنایع پتروشیمی عظیم چین همچنان تشنه نفت خام هستند و هرگونه فشار جدید بر واردات به طور مستقیم هزینههای کل زنجیره تولید را بالا میبرد.
این بحران فزاینده انرژی، اهمیت دیپلماسی پکن را به بالاترین سطح ممکن ارتقا داده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده تایید کرده است که پرونده ایران و روابط مالی و نفتی پکن با تهران، کانون اصلی مذاکرات آتی میان شی جینپینگ و دونالد ترامپ خواهد بود. در این نشست تاریخی پیشبینی میشود که رهبر چین تمام وزن سیاسی خود را به کار گیرد تا واشنگتن را به پای میز مذاکره و آتشبس بازگرداند چرا که از دیدگاه رهبران حزب کمونیست، توقف درگیریها و پایان محاصره تنگه هرمز تنها راه نجات بازار جهانی انرژی از یک شوک تورمی فراگیر و حفظ پایداری شریانهای حیاتی اقتصاد چین خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 14 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه