فرزین سوادکوهی
در بازار جهانی گاز طبیعی مایع، رقابت فقط تنها بر سر تولید بیشتر نیست؛ بلکه بر سر تصاحب محمولههایی است که مقصد آنها میتواند با یک تغییر قیمت یا افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، از یک قاره به قارهای دیگر تغییر کند. تا لحظه تنظیم این گزارش، تازهترین دادههای بازار نشان میدهد آسیا پس از ماهها رکود، دوباره به کانون اصلی تقاضای LNG تبدیل شده و همین تغییر، جریان تجارت جهانی گاز را به زیان اروپا و به سود صادرکنندگان بزرگ بازآرایی کرده است؛ تحولی که میتواند پیامدهای مهمی برای بازار انرژی، پروژههای گازی منطقه و حتی آینده صادرات گاز ایران داشته باشد.
بازار جهانی LNG در سالهای اخیر کمتر روز آرامی به خود دیده است. ابتدا همهگیری کرونا، سپس جنگ اوکراین و در ادامه بحران دریای سرخ، هر بار مسیر تجارت گاز مایع را تغییر داد. اکنون نیز تنشهای تازه در خلیج فارس و بازگشت پرقدرت تقاضا از شرق آسیا، فصل تازهای را در رقابت جهانی بر سر محمولههای LNG آغاز کرده است؛ رقابتی که این بار نه میان تولیدکنندگان، بلکه میان مصرفکنندگان بزرگ جهان جریان دارد.
بر اساس تازهترین اطلاعات منتشرشده، واردات LNG آسیا در ماه جاری به بالاترین سطح ششماهه رسیده است. چین، ژاپن، کره جنوبی و هند بار دیگر خریدهای خود را افزایش دادهاند و همین موضوع موجب شده بخش قابل توجهی از محمولههایی که تا چندی پیش راهی اروپا میشد، مسیر خود را به سمت بنادر آسیایی تغییر دهد. دلیل این تغییر صرفاً افزایش مصرف نیست؛ بلکه ترکیبی از رشد تقاضای صنعتی، گرمای هوا، نیاز به تکمیل ذخایر و همچنین نگرانی از تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی در مسیرهای اصلی تجارت انرژی است.
در مقابل، اروپا که طی سه سال گذشته به بزرگترین واردکننده LNG جهان تبدیل شده بود، اکنون با شرایط متفاوتی روبهرو است. پس از جنگ اوکراین، کشورهای اروپایی برای جبران کاهش واردات گاز روسیه، با هر قیمتی به دنبال خرید LNG بودند و همین موضوع قیمتهای جهانی را به رکوردهای تاریخی رساند. اما امروز، با کاهش نسبی مصرف، رشد انرژیهای تجدیدپذیر و پر بودن بخش قابل توجهی از مخازن ذخیره، اروپا دیگر تنها بازیگر تعیینکننده بازار نیست. در نتیجه، هرگاه آسیا حاضر باشد بهای بیشتری برای محمولههای نقدی پرداخت کند، صادرکنندگان نیز ترجیح میدهند کشتیهای خود را به سمت شرق هدایت کنند.
این همان ویژگی منحصربهفرد بازار LNG است که آن را از بازار نفت متمایز میکند. برخلاف خطوط لوله که مقصد آنها تقریباً ثابت است، کشتیهای حمل LNG میتوانند در میانه مسیر نیز مقصد خود را تغییر دهند. اگر قیمت در بازار ژاپن، چین یا کره جنوبی بالاتر از اروپا باشد، محمولهای که قرار بود در روتردام تخلیه شود، ممکن است چند روز بعد راهی شانگهای یا اینچئون شود. به همین دلیل، رقابت میان آسیا و اروپا در واقع کشاکش بر سر جذب محموله است؛ رقابتی که در آن سرعت تصمیمگیری و قدرت خرید، نقشی تعیینکننده دارد.
در این میان، چین بار دیگر به بازیگر اصلی بازار تبدیل شده است. رشد تدریجی فعالیتهای صنعتی، افزایش مصرف برق و سیاست پکن برای جایگزینی ذغالسنگ با گاز در برخی استانها، موجب شده واردکنندگان چینی خریدهای خود را افزایش دهند. این تغییر نه تنها بر قیمتهای منطقهای اثر گذاشته، بلکه صادرکنندگان بزرگ LNG را نیز به بازنگری در برنامه صادرات واداشته است. ژاپن و کره جنوبی نیز که همواره برای تأمین پایدار انرژی حساسیت بالایی دارند، در سایه نااطمینانیهای اخیر ترجیح دادهاند بخشی از نیاز زمستانی خود را زودتر تأمین کنند.
در چنین فضایی، برندگان اصلی چه کسانی هستند؟ نخستین پاسخ، آمریکا است. طی کمتر از یک دهه، ایالات متحده از یک واردکننده گاز به بزرگترین صادرکننده LNG جهان تبدیل شده و اکنون انعطاف بالای صادرات این کشور، به آن اجازه میدهد محمولههای خود را متناسب با قیمتها میان اروپا و آسیا جابهجا کند. هرچه اختلاف قیمت میان دو بازار بیشتر شود، سود صادرکنندگان آمریکایی نیز افزایش مییابد.
قطر نیز همچنان یکی از بازیگران اصلی این بازار است، اما شرایط امروز با چند سال قبل تفاوت دارد. اگرچه این کشور همچنان کمهزینهترین تولیدکننده LNG جهان محسوب میشود و پروژه بزرگ توسعه میدان شمالی را با سرعت پیش میبرد، اما تنشهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس باعث شده بازار بیش از گذشته به ریسک مسیرهای حمل توجه کند. فعلا، هیچ اختلالی در صادرات LNG قطر گزارش نشده، اما صرف افزایش ریسک منطقهای کافی بوده تا معاملهگران و شرکتهای کشتیرانی با احتیاط بیشتری عمل کنند. این موضوع بار دیگر نشان میدهد که در بازار امروز، ادراک ریسک، گاهی به اندازه خود ریسک اهمیت دارد.
از زاویهای دیگر، این تحولات پیام مهمی برای کشورهای منطقه، از جمله ایران، دارد. ایران به دلیل سالها تحریم، محدودیت سرمایهگذاری و توقف پروژههای LNG، عملاً سهمی در تجارت جهانی گاز مایع ندارد. در حالی که قطر، آمریکا و استرالیا هر روز بر ظرفیت صادرات خود میافزایند و حتی کشورهای نوظهوری مانند موزامبیک و کانادا نیز وارد این بازار شدهاند، ایران همچنان عمدتاً به صادرات گاز از طریق خطوط لوله محدود مانده است.
این فاصله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم تجارت LNG با سرعتی بیش از تجارت نفت در حال رشد است. بسیاری از پیشبینیهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد بخش عمده رشد تقاضای جهانی گاز در سالهای آینده از طریق LNG پاسخ داده خواهد شد، نه خطوط لوله. به عبارت دیگر، رقابت اصلی آینده انرژی، بیش از آنکه بر سر نفت باشد، بر سر گاز مایع خواهد بود؛ بازاری که آسیا در آن نقش تعیینکننده دارد.
از سوی دیگر، چالش های امروز صرفاً بر سر تولید بیشتر نیست؛ بلکه بر سر انعقاد قراردادهای بلندمدت با خریداران آسیایی است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در حال امضای قراردادهایی هستند که گاه ۱۵ تا ۲۰ سال اعتبار دارند. هر کشوری که امروز بتواند جایگاه خود را در این قراردادها تثبیت کند، بخش مهمی از بازار آینده را نیز در اختیار خواهد داشت. به همین دلیل است که آمریکا، قطر و حتی امارات سرمایهگذاریهای گستردهای در توسعه ظرفیت مایعسازی، ناوگان حمل و زیرساختهای صادراتی انجام دادهاند.
در نهایت، آنچه امروز در بازار جهانی LNG در حال وقوع است، تنها جابهجایی چند کشتی یا تغییر مقصد چند محموله نیست. این تحول، نشانه آغاز مرحلهای تازه از رقابت انرژی در جهان است؛ مرحلهای که در آن آسیا بار دیگر به موتور اصلی تقاضا تبدیل شده و اروپا دیگر مانند سالهای نخست جنگ اوکراین، قدرت تعیینکننده بازار نیست. اگر این روند ادامه پیدا کند، نه تنها نقشه تجارت LNG، بلکه مسیر سرمایهگذاریهای آینده در صنعت گاز نیز دستخوش تغییر خواهد شد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 2 ساعت قبل
حدود 2 ساعت قبل
حدود 2 ساعت قبل
حدود 2 ساعت قبل
حدود 2 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه