naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

نفت عربستان در بحران اما؛

آرامکو؛ برنده بزرگ بازاری آشفته

۱۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۲:۴۰

0
0
آرامکو؛ برنده بزرگ بازاری آشفته

فرزین سوادکوهی: در پرالتهاب‌ترین روزهای بازار نفت؛ شرکت نفتی سعودی آرامکو نه‌تنها از آشفتگی آسیب ندیده، بلکه توانسته صورت‌های مالی خود را به شکل محسوسی تقویت کند. شرکت ملی نفت عربستان در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، در شرایطی که بازار تحت تأثیر جنگ و اختلال در عرضه قرار داشت، سود خالص ۳۲.۶۹ میلیارد دلاری ثبت کرد؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۴ درصد افزایش نشان می‌دهد.

این عدد در نگاه اول شاید فقط یک رکورد مالی به نظر برسد، اما پشت آن داستان مهم‌تری قرار دارد. آرامکو در این دوره صرفاً از افزایش قیمت نفت بهره نبرده؛ بلکه ترکیبی از تولید، پالایش، پتروشیمی، تجارت و مدیریت مالی را در کنار هم قرار داده تا از یک بازار آشفته، ارزش اقتصادی بیشتری استخراج کند.
نکته مهم‌تر اینجاست که جهش سود آرامکو در شرایطی اتفاق افتاده که حجم تولید هیدروکربوری این شرکت کاهش یافته است. میانگین تولید کل هیدروکربوری آرامکو در سه‌ماهه دوم به حدود ۹.۵ میلیون بشکه معادل نفت در روز رسید؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۱۲.۸ میلیون بشکه معادل نفت در روز بود.یعنی آرامکو با نفت کمتری که تولید کرده، پول بیشتری ساخته است.
رویترز گزارش داده این اتفاق را نمی‌توان صرفاً به افزایش قیمت نفت نسبت داد. البته قیمت نقش تعیین‌کننده‌ای داشته. قیمت تحقق‌یافته نفت خام آرامکو در سه‌ماهه دوم به ۱۰۸.۱ دلار برای هر بشکه رسید؛ در مقابل، این رقم در سه‌ماهه نخست سال ۷۶.۹ دلار و در سه‌ماهه دوم سال گذشته ۶۶.۷ دلار بود.
اما همین‌جا یک نکته کلیدی درباره مدل آرامکو خودش را نشان می‌دهد بر این قاعده که شرکت فقط به فروش نفت خام وابسته نیست.
یکی از بخش‌های مهم این تصویر، عملکرد پایین‌دستی آرامکو است. سود تعدیل‌شده این بخش در سه‌ماهه دوم تقریباً دو برابر شد و به ۶.۲ میلیارد دلار رسی و طبعا .این رقم اهمیت زیادی دارد، چون نشان می‌دهد آرامکو در زمان جهش قیمت نفت، فقط در بالادست و استخراج نفت خام متوقف نمی‌شود. پالایش و پتروشیمی هم بخشی از زنجیره‌ای هستند که در نهایت ارزش اقتصادی نفت تولیدشده را افزایش می‌دهند و این همان تفاوت میان فروش نفت و ساختن زنجیره ارزش نفت است.
شرکتی که فقط نفت خام تولید می‌کند، بخش بزرگی از ارزش افزوده را در مرحله بعدی زنجیره واگذار می‌کند. اما وقتی تولید، پالایش، پتروشیمی، تجارت و بازاریابی در یک مجموعه بزرگ و هماهنگ قرار می‌گیرند، افزایش قیمت یا اختلال در بازار می‌تواند در چند نقطه مختلف به درآمد تبدیل شود. در حقیقت آرامکو سال‌هاست روی همین مدل حرکت کرده است.
آرامکو امروز دیگر صرفاً یک تولیدکننده نفت خام نیست بلکه پالایشگاه‌ها و دارایی‌های پایین‌دستی آن در عربستان و خارج از این کشور، بخشی از استراتژی بزرگ‌تر شرکت برای تبدیل هر بشکه نفت به ارزش اقتصادی بیشتر هستند.
در واقع، عملکرد سه‌ماهه دوم نشان می‌دهد که مزیت آرامکو فقط در داشتن ذخایر عظیم نفتی نیست؛ مزیت اصلی در توانایی تبدیل این ذخایر به جریان‌های متنوع درآمدی است.
این نکته در شرایط بحران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند شرکت نفت سعودی در بحران ها امتحان خود را به شکلی موفق از سر می گذراند. فی الواقع وقتی بازار نفت آرام و قابل پیش‌بینی است، بسیاری از شرکت‌ها می‌توانند عملکرد مناسبی داشته باشند. اما در شرایطی که جنگ، اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل و نگرانی درباره عرضه جهانی، قیمت‌ها و جریان تجارت را بی‌ثبات می‌کند، ساختار واقعی شرکت‌ها خودش را نشان می‌دهد و آرامکو در چنین فضایی توانسته هم از افزایش قیمت نفت بهره ببرد و هم از ظرفیت‌های پایین‌دستی خود استفاده کند.
این تشکیلات در نیمه نخست سال بیش از ۸۷ میلیارد دلار مالیات، حق امتیاز و سود سهام به دولت عربستان پرداخت کرده ؛ عددی که نشان می‌دهد آرامکو برای اقتصاد عربستان فقط یک شرکت نفتی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال ثروت نفتی به دولت و اقتصاد این کشور است و درست درهمینجاست که می‌توان تفاوت میان یک شرکت نفتی بزرگ و یک ماشین خلق ارزش را فهمید. آرامکو نفت را از زمین بیرون می‌آورد، اما داستان در چاه نفت تمام نمی‌شود.
آنچه آرامکو را از یک تولیدکننده بزرگ نفت خام به یک بازیگر متفاوت در بازار انرژی تبدیل کرده، فقط حجم ذخایر یا میزان تولید نیست؛ مسئله اصلی مقیاس و تنوع زنجیره‌ای است که این شرکت ساخته است.
آرامکو در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری سنگینی را در پالایش، پتروشیمی و تجارت انرژی دنبال کرده تا وابستگی خود به درآمد حاصل از فروش نفت خام را کاهش دهد. این استراتژی در شرایطی که بازار جهانی نفت نوسانی است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا درآمد شرکت دیگر فقط به یک متغیر، یعنی قیمت نفت خام، وابسته نیست.
در همین چارچوب، توسعه پایین‌دستی آرامکو را باید بخشی از یک سیاست بلندمدت دانست، نه واکنشی کوتاه‌مدت به بحران.کمپانی بزرگ سعودی در سال‌های اخیر تلاش کرده حضور خود را در پالایش و پتروشیمی در داخل و خارج از عربستان گسترش دهد و بازارهای مصرف نهایی را نیز بیش از گذشته در اختیار بگیرد و هدف آن نیز روشن است و آن اینکه هرچه سهم بیشتری از زنجیره در اختیار شرکت باشد، امکان خلق ارزش از هر بشکه نفت بیشتر خواهد بود.
این نگاه البته هزینه دارد. ساخت و خرید پالایشگاه، توسعه مجتمع‌های پتروشیمی، ایجاد زیرساخت‌های صادراتی و سرمایه‌گذاری در فناوری، پروژه‌هایی چندساله و میلیارددلاری هستند. اما آرامکو عملاً بخشی از سود حاصل از نفت را به سرمایه‌گذاری برای کنترل مراحل بعدی زنجیره تبدیل کرده است.
برای عربستان، اهمیت آرامکو تنها به سود سهامداران محدود نمی‌شود. این شرکت در ساختار اقتصادی عربستان یکی از اصلی‌ترین منابع درآمد دولت است. مالیات، حق امتیاز و سود سهام این شرکت، کانالی است که از طریق آن درآمد نفتی به بودجه و اقتصاد عمومی منتقل می‌شود و همین موضوع باعث شده عملکرد آرامکو به‌طور مستقیم با پروژه‌های بزرگ اقتصادی عربستان پیوند بخورد.
برنامه تحول اقتصادی عربستان موسوم به چشم‌انداز ۲۰۳۰ نیز بدون جریان نقدی حاصل از بخش انرژی، کار بسیار دشوارتری خواهد داشت.بنابراین وقتی آرامکو سود بیشتری می‌سازد، موضوع فقط به یک صورت مالی ختم نمی‌شود بلکه بخشی از این درآمد می‌تواند به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ‌تر، توسعه زیرساخت، پروژه‌های صنعتی و برنامه‌های تنوع‌بخشی اقتصاد عربستان منتقل شود.
این همان حلقه‌ای است که در بسیاری از کشورهای نفتی، پیدا کردنش دشوار است.در واقع درآمد نفت بسوی شرکتی قدرتمند و پس از آن کسب سود ومیل به سرمایه‌گذاری و درنهایت توسعه اقتصادی شکل می گیرد.
البته این مدل بدون ریسک نیست. وابستگی شدید عربستان به درآمدهای نفتی همچنان پابرجاست و خود رویترز نیز در تحلیل عملکرد آرامکو به شکنندگی این وضعیت اشاره کرده است. جهش سود سه‌ماهه دوم تا حد زیادی به شرایط ویژه بازار و افزایش قیمت نفت مرتبط بوده و نمی‌توان آن را یک روند تضمین‌شده برای سال‌های آینده دانست.
اما مسئله مهم این است که عربستان تلاش کرده حتی در دوره رونق نفت، ساختار صنعتی و مالی آرامکو را برای روزهای دشوارتر آماده کند.
شاید مهم‌ترین نکته گزارش اخیر آرامکو همین باشد که این شرکت فقط از بحران سود نگرفته است. اگر داستان فقط افزایش قیمت نفت بود، می‌شد گفت سود بیشتر نتیجه یک اتفاق موقت است. اما ترکیب اعداد نشان می‌دهد مسئله پیچیده‌تر است و آن اینکه قیمت نفت تحقق‌یافته شرکت جهش کرده، پایین‌دست عملکرد بهتری داشته و در عین حال تولید هیدروکربوری کاهش یافته است و این یعنی ارزش هر بشکه و نحوه تبدیل آن به درآمد، به اندازه تعداد بشکه‌ها اهمیت دارد.
در صنعت نفت امروز، این یک مزیت تعیین‌کننده است.کشوری ممکن است نفت بیشتری تولید کند، اما اگر پالایشگاه‌های ناکارآمد داشته باشد، بخش بزرگی از فرآورده‌های کم‌ارزش تولید کند یا نتواند به بازارهای جهانی دسترسی داشته باشد، الزاماً درآمد بیشتری ایجاد نمی‌کند.
در مقابل، شرکتی مانند آرامکو می‌تواند با تولید کمتر، در شرایط مساعد بازار از ترکیب قیمت، پالایش، پتروشیمی و تجارت برای افزایش درآمد استفاده کند.
اینجاست که اشاره کوتاه به ایران نیز اجتناب‌ناپذیر می‌شود؛ نه از منظر مقایسه دو شرکت، بلکه از منظر یک سؤال صنعتی.در اقتصاد نفتی ایران چه مقدار از ارزش یک بشکه نفت در همان مرحله استخراج متوقف می‌شود و چه مقدار از آن در پالایش، پتروشیمی و تجارت به ارزش افزوده تبدیل می‌شود؟پاسخ این سؤال می‌تواند بخش مهمی از آینده صنعت نفت ایران را تعیین کند.
با این حال، نباید از موفقیت آرامکو یک نسخه ساده برای دیگر کشورها ساخت چون عربستان شرایط ویژه‌ای دارد.در حقیقت ذخایر عظیم نفتی، تولید کم‌هزینه، دسترسی مستقیم به بازارهای جهانی، سرمایه‌گذاری سنگین، ثبات نسبی در سیاست انرژی و امکان جذب سرمایه خارجیاین شرایط خاص را رقم می زنند. ضمن اینکه آرامکو از یک مزیت بسیار مهم بنام مقیاس برخوردار است.
این شرکت در سطحی فعالیت می‌کند که بسیاری از شرکت‌های نفتی جهان نیز توان رقابت مستقیم با آن را ندارند.
بنابراین درس اصلی از آرامکو این نیست که همه کشورهای نفتی باید دقیقاً همان مسیر را تکرار کنند.درس مهم‌تر این است که نفت خام نباید پایان زنجیره ارزش باشد.
آرامکو توانسته بخشی از درآمد نفتی را به پالایش، پتروشیمی، تجارت و سرمایه‌گذاری تبدیل کند و دوباره از همین زنجیره درآمد بیشتری بسازد. این چرخه، همان چیزی است که ارزش یک شرکت نفتی را از صرفاً تولید روزانه فراتر می‌برد.



#نفت
#آرامکو
#شرکت نفتی آرامکو
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط