naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

آرامکو مسیری شد که نفت ایران نرفت

۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۵۱

0
0
آرامکو مسیری شد که نفت ایران نرفت

فرزین سوادکوهی


دو شرکت ملی نفت، دو مسیر متفاوت؛ یکی به یک برند جهانی تبدیل شد و دیگری همچنان با محدودیت‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند.کمتر از نیم‌قرن پیش، شرکت ملی نفت ایران و شرکت آرامکوی عربستان، شباهت‌های قابل توجهی به یکدیگر داشتند. هر دو شرکت، مالک بزرگ‌ترین ذخایر هیدروکربوری جهان بودند، هر دو تحت مالکیت دولت فعالیت می‌کردند و هر دو ستون اصلی اقتصاد کشورهای خود محسوب می‌شدند. اما امروز، فاصله این دو شرکت به اندازه‌ای شده که مقایسه آنها تنها به حجم تولید نفت محدود نمی‌شود؛ بلکه به تفاوت در شیوه مدیریت، سرمایه‌گذاری، فناوری، برندینگ و حضور در اقتصاد جهانی رسیده است.



آرامکو امروز تنها بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت خام جهان نیست؛ این شرکت با ارزشی در حدود ۱.۶ تا ۱.۸ تریلیون دلار، همچنان یکی از ارزشمندترین شرکت‌های بورسی جهان به شمار می‌رود. درآمد سالانه آن از تولید نفت فراتر رفته و زنجیره‌ای از پالایشگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی، سرمایه‌گذاری‌های فناورانه و پروژه‌های بین‌المللی را در بر می‌گیرد.

در مقابل، شرکت ملی نفت ایران همچنان یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است، اما نقش آن در اقتصاد جهانی طی سال‌های اخیر بیش از هر چیز تحت تأثیر تحریم‌ها، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری، کاهش همکاری‌های بین‌المللی و چالش‌های ساختاری قرار گرفته است.

همین تفاوت، یک سؤال اساسی را پیش روی صنعت نفت ایران قرار می‌دهد؛ آیا تفاوت امروز تنها نتیجه تحریم‌هاست یا باید بخشی از پاسخ را در نحوه اداره و توسعه این دو شرکت نیز جست‌وجو کرد؟

پاسخ به این سؤال، شاید مهم‌ترین بحثی باشد که امروز درباره آینده صنعت نفت ایران می‌توان مطرح کرد. واقعیت این است که آرامکو مسیر خود را تنها با افزایش تولید نفت نساخت. مدیران این شرکت طی دو دهه گذشته تلاش کردند آرامکو را از یک تولیدکننده نفت خام به یک شرکت یکپارچه انرژی تبدیل کنند. سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌های خارج از عربستان، توسعه صنایع پتروشیمی، ورود به فناوری‌های نو، مشارکت در پروژه‌های بین‌المللی و حتی حضور فعال در بازار سرمایه، بخشی از همین راهبرد بود.

عرضه بخشی از سهام آرامکو در بورس، علاوه بر تأمین منابع مالی، این شرکت را ناچار کرد استانداردهای شفافیت مالی، حاکمیت شرکتی و پاسخگویی به سهامداران را نیز ارتقا دهد؛ موضوعی که به مرور، جایگاه بین‌المللی این شرکت را بیش از گذشته تقویت کرد.

در سوی دیگر، شرکت ملی نفت ایران طی همین سال‌ها بیشتر درگیر مدیریت روزمره، تأمین منابع مالی پروژه‌ها و مقابله با محدودیت‌های ناشی از تحریم بوده است. بخش قابل توجهی از توان مدیریتی شرکت، به جای توسعه بازارهای جدید یا سرمایه‌گذاری در فناوری، صرف حفظ تولید، مدیریت صادرات و عبور از موانع خارجی شده است.

اما همه ماجرا به تحریم ختم نمی‌شود.اگرچه محدودیت‌های بین‌المللی نقش مهمی در کند شدن روند توسعه صنعت نفت ایران داشته‌اند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند اصلاح ساختار مدیریتی، افزایش استقلال اقتصادی، تقویت نظام تصمیم‌گیری و ایجاد ثبات در سیاست‌های توسعه‌ای، موضوعاتی هستند که حتی در شرایط تحریم نیز می‌توانستند بخشی از شکاف موجود را کاهش دهند.

شاید مهم‌ترین تفاوت آرامکو و شرکت ملی نفت ایران، نه در تعداد چاه‌ها و نه در حجم ذخایر، بلکه در نوع نگاه به آینده باشد. آرامکو سال‌هاست خود را صرفاً یک شرکت نفتی نمی‌داند؛ بلکه یک کمپانی جهانی انرژی است که برای دهه‌های آینده برنامه‌ریزی می‌کند.

در مقابل، شرکت ملی نفت ایران هنوز بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را صرف عبور از بحران‌های کوتاه‌مدت- از تأمین منابع مالی پروژه‌ها گرفته تا حفظ صادرات و مدیریت محدودیت‌های ناشی از تحریم- می‌کند.همین تفاوت نگاه، شاید مهم‌ترین نقطه‌ای باشد که مسیر این دو شرکت را از یکدیگر جدا کرده است.

تفاوت امروز آرامکو و شرکت ملی نفت ایران را نمی‌توان تنها با چند شاخص مالی یا میزان تولید نفت توضیح داد. مسئله اصلی، تفاوت در نوع نگاه به شرکت ملی نفت است. عربستان طی دو دهه گذشته، آرامکو را به ابزاری برای اجرای راهبرد کلان اقتصادی خود تبدیل کرد؛ شرکتی که مأموریتش فقط استخراج نفت نبود، بلکه باید سرمایه جذب می‌کرد، فناوری می‌آورد، در بازارهای جهانی حضور پیدا می‌کرد و برای اقتصاد عربستان ارزش‌آفرینی می‌کرد.

در همین چارچوب، آرامکو میلیاردها دلار در پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی در چین، کره جنوبی، هند، مالزی و ایالات متحده سرمایه‌گذاری کرد. این شرکت امروز تنها صادرکننده نفت خام نیست بلکه در بسیاری از بازارهای بزرگ مصرف انرژی، سهمی از زنجیره پالایش، پتروشیمی و توزیع فرآورده را نیز در اختیار دارد.

همزمان، سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند هیدروژن، جذب و ذخیره کربن، هوش مصنوعی، دیجیتال‌سازی میدان‌های نفتی و فناوری‌های نوین، نشان می‌دهد آرامکو خود را برای دوران پس از نفت نیز آماده می‌کند.

در مقابل، شرکت ملی نفت ایران با وجود برخورداری از یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، فرصت چندانی برای ایفای چنین نقشی پیدا نکرده است. تحریم‌ها بدون تردید سهم بزرگی در این وضعیت داشته‌اند؛ از محدود شدن دسترسی به سرمایه و فناوری گرفته تا دشوار شدن همکاری با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی. اما آیا همه داستان همین است؟

واقعیت این است که حتی پیش از تشدید تحریم‌ها نیز بسیاری ازاهل فن درباره لزوم اصلاح ساختار صنعت نفت، افزایش چابکی مدیریتی، ثبات در سیاست‌گذاری و تدوین برنامه‌های بلندمدت هشدار داده بودند. با این حال، تغییر دولت‌ها، تغییر اولویت‌ها و تصمیم‌های مقطعی، بارها مسیر اجرای برنامه‌های توسعه‌ای را تغییر داده است.

نتیجه آن است که امروز بخش قابل توجهی از انرژی مدیران صنعت نفت، صرف حل مسائل روزمره می‌شود؛چالش هایی-از تأمین منابع مالی پروژه‌ها گرفته تا مدیریت ناترازی گاز، نگهداشت تولید در میدان‌های قدیمی و مقابله با محدودیت‌های ناشی از تحریم- که تو گویی تمامی ندارند. در چنین شرایطی، طبیعی است که فرصت کمتری برای طراحی راهبردهای بلندمدت باقی بماند.

شاید مهم‌ترین تفاوت آرامکو و شرکت ملی نفت ایران، در نوع برنامه‌ریزی برای آینده باشد. آرامکو از سال‌ها پیش می‌دانست که برای حفظ جایگاه خود باید فراتر از تولید نفت خام حرکت کند و به یک شرکت انرژی، فناوری و سرمایه‌گذاری تبدیل شود. در مقابل، شرکت ملی نفت ایران هنوز عمدتاً با چالش‌های امروز دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ چالش‌هایی که اجازه نمی‌دهند همه ظرفیت مدیریتی و مالی کشور صرف ساختن آینده شود.

اما این مقایسه، قرار نیست تنها به حسرت گذشته ختم شود. صنعت نفت ایران همچنان از مزیت‌هایی برخوردار است که کمتر کشوری در جهان از آن بهره‌مند است؛ ذخایر عظیم نفت و گاز، نیروی انسانی متخصص، تجربه چند دهه فعالیت در پروژه‌های بزرگ و موقعیت ممتاز جغرافیایی، سرمایه‌هایی هستند که هنوز می‌توانند پایه یک تحول جدید باشند.

پرسش اصلی این نیست که آیا ایران می‌تواند آرامکوی دیگری بسازد یا نه؛ پرسش این است که آیا شرکت ملی نفت ایران قرار است در دهه آینده، صرفاً یک تولیدکننده نفت باقی بماند یا به شرکتی تبدیل شود که در فناوری، سرمایه‌گذاری، پالایش، پتروشیمی و بازارهای جهانی نیز نقش‌آفرینی کند؟

شاید پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه به حجم ذخایر زیرزمین وابسته باشد، به تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز روی زمین گرفته می‌شود. نفت، به‌تنهایی مزیت رقابتی نمی‌آفریند؛ آنچه آینده شرکت‌های بزرگ انرژی را می‌سازد، کیفیت حکمرانی، ثبات راهبرد، قدرت جذب سرمایه و توانایی تبدیل منابع طبیعی به ارزش اقتصادی پایدار است.

اساسا، آرامکو نه فقط به این دلیل که نفت بیشتری تولید می‌کند، بلکه چون توانسته از نفت یک برند جهانی بسازد، به جایگاه امروز رسیده است. شاید زمان آن رسیده باشد که در ایران نیز، بحث درباره آینده شرکت ملی نفت از میزان تولید و صادرات فراتر برود و به این پرسش اساسی برسد که براستی شرکت ملی نفت ایران قرار است در اقتصاد انرژی قرن بیست‌ویکم چه جایگاهی داشته باشد؟


#نفت آرامکو
#نفت
#آرامکو
#فرزین سوادکوهی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط