محمدحسین لطفالهی: تنها چند هفته پس از خوشبینی بازارها به کاهش قیمت نفت، اعلام رسمی فروپاشی توافق موقت با تهران از سوی کاخ سفید، دولت ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر با خطر بازگشت نفت ۹۰ دلاری و یک بحران تمامعیار در تامین انرژی مواجه کرده است.
در روزهای آغازین هفته جاری، زمانی که قیمت هر بشکه نفت خام به زیر ۷۰ دلار سقوط کرد، بازارهای جهانی انرژی با خوشبینی زایدالوصفی پایان جنگ ایران و آمریکا را جشن گرفتند. عبور و مرور محدود اما رو به رشد نفتکشها از تنگه بدنام هرمز، این توهم را ایجاد کرد که بحران به پایان رسیده است. اما واقعیتهای زیربنایی بازار و تحولات پرشتاب سیاسی، به سرعت این خوشبینی را در هم شکست. اکنون جهان با حقیقت تلخ تخلیه و عدم جایگزینی نزدیک به یک میلیارد بشکه از ذخایر راهبردی نفت روبهرو است، پالایشگاههای تعطیلشده هنوز به مدار تولید بازنگشتهاند، چین واردات کلان خود را از سر نگرفته است و در ضربهای نهایی، دونالد ترامپ در میانه تبادل آتش پهپادها و راکتها، توافق موقت صلح را به طور رسمی پایانیافته اعلام کرد.
تحلیلگران ارشد حوزه انرژی به مجله فورچون میگویند که حتی در صورت جلوگیری از بروز یک جنگ تمامعیار، هیچ چشمانداز روشنی برای یک توافق صلح بلندمدت وجود ندارد. این بدان معنا است که حجم گذر از تنگه هرمز تا ماهها به حالت عادی بازنخواهد گشت و به طور قطع برای پاسخگویی به جهش قریبالوقوع تقاضای چین و پالایشگاهها آماده نخواهد بود. به باور این کارشناسان، اگرچه جهان آموخته است که چگونه از سناریوی آخرالزمانی نفت ۲۰۰ دلاری بگریزد اما قیمتها به زودی موج صعودی جدیدی را آغاز کرده و به احتمال زیاد به مرز ۹۰ دلار در هر بشکه نزدیک خواهند شد.
چرخش ۱۸۰ درجهای ترامپ و بنبست دیپلماتیک
اعلام پایان توافق موقت در نشست هشتم ژوئیه سازمان ناتو در آنکارا رخ داد. دونالد ترامپ در این نشست با اتخاذ مواضعی بسیار تند، اعلام کرد که دیگر هیچ تمایلی به تعامل با تهران ندارد. ادبیات تهاجمی او تضادی آشکار با اظهارات ماه ژوئن وی داشت که در آن، مقامات ایرانی را افرادی بسیار منطقی خوانده بود که تعامل با آنها لذتبخش است. ترامپ دلیل این تغییر لحن را شناخت بیشتر از ماهیت طرف مقابل عنوان کرد، هرچند به نظر میرسد هشدارهای امنیتی اخیر اسرائیل به ایالات متحده مبنی بر وجود تهدیدات بالقوه از سوی ایران علیه جان ترامپ، در این چرخش رویکرد بیتاثیر نبوده است.
رئیسجمهوری آمریکا اگرچه تاکید کرد که جنگی همهجانبه در نخواهد گرفت و هرگونه درگیری احتمالی به سرعت پایان مییابد اما کلمات او هیچ مسیر روشنی برای یک طرح صلح ارائه نمیدهد. در حالی که ایالات متحده تلاش میکرد ترافیک دریایی را به سمت آبهای عمان هدایت کند، شلیک نیروهای ایرانی به سمت برخی شناورها در هفته گذشته و پاسخ متقابل آمریکا، شکنندگی این وضعیت را عیان ساخت.
صورتحسابی که موعد پرداختش فرا رسیده است
بازگشت نفت به مرز ۹۰ دلار، یک سناریوی کابوسوار برای دولت ترامپ محسوب میشود، دولتی که به شدت مشتاق بود با عبور از بحران ایران، قیمت سوخت را پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر کاهش دهد.
مارشال ادکینز، مدیر بخش انرژی در موسسه ریموند جیمز، با اشاره به افت فراتر از انتظار قیمت نفت میگوید که اکنون زمان پرداخت صورتحساب فرارسیده است. به گفته وی، بازار دچار این توهم شده که اوضاع در حال بازگشت به شرایط عادی است اما سابقه ۴۵ ساله رفتار ایران نشان میدهد که آنها از چنین الگویی پیروی نمیکنند. ادکینز معتقد است که ایران به چیزی کمتر از یک سامانه دریافت عوارض انتفاعی (حق سرویس) برای عبور از تنگه هرمز رضایت نخواهد داد و کنترل آنها بر این آبراه، حجم ترافیک را در بهترین حالت در نصف ظرفیت عادی نگه میدارد.
باید در نظر داشت که در حالت عادی، تنها حدود ۱۰ درصد از ترافیک این تنگه متعلق به ایران است اما در اواسط ژوئن، عمده محمولههای عبوری را بشکههای ایرانی تشکیل میدادند. حتی با در نظر گرفتن تغییر مسیر صادرات از طریق خطوط لوله عربستان و امارات (که توسعه آنها حداقل یک سال زمان میبرد)، باز هم دستکم ۵ درصد از نفت جهان تا ماهها از دسترس خارج خواهد بود.
پایان ماه عسل بازار و معمای تقاضای چین
دن پیکرینگ، بنیانگذار موسسه مشاوره پیکرینگ انرژی پارتنرز، با تایید موفقیت ایران در فرسایشی کردن روند تحولات، تاکید میکند که حاکمیت ایران به هیچ وجه تضعیف نشده است. با این حال، تمرکز اصلی پیکرینگ بر روی پکن است. چین در جریان این بحران با کاهش روزانه حدود ۵ میلیون بشکه از واردات خود و اتکا به ذخایر راهبردی عظیمش، نقش متعادلکننده بازار را ایفا کرد.
به گفته پیکرینگ، بازار در حال حاضر در یک مرحله ماه عسل به سر میبرد زیرا چین هنوز به عنوان خریدار بزرگ وارد میدان نشده است. واقعیت این است که چین مصرف خود را به شدت کاهش نداد بلکه وارداتش را متوقف کرد. پیشبینی میشود که پکن در نهایت تا پایان ماه اوت خریدهای کلان خود را از سر بگیرد و تقاضای انباشتهشده را به بازاری که هنوز درگیر محدودیتهای عرضه است، تحمیل کند. این در حالی است که ترافیک تنگه هرمز، حتی پس از توافق موقت، هرگز به یکسوم ظرفیت عادی خود نرسید و هزینههای بیمه و کشتیرانی نیز دو برابر شده است.
وضعیت قرمز در مخازن راهبردی آمریکا
تغییر سریع روایت بازار از کمبود عرضه به مازاد عرضه در اوایل ژوئیه، ناشی از افزایش تولید در قاره آمریکا و احیای نسبی در خاورمیانه بود. اما این آرامش ظاهری با نگاهی به وضعیت ذخایر نفتی ایالات متحده رنگ میبازد.
ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون با سقوط به حدود ۳۰۰ میلیون بشکه (از ۴۱۵ میلیون بشکه در آغاز جنگ)، به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده است. با توجه به مجوز ترامپ برای آزادسازی در مجموع ۱۷۲ میلیون بشکه و تمایل شدید وی برای پایین نگه داشتن قیمت سوخت، تحلیلگران معتقدند که هیچ شانسی برای آغاز فرایند پر کردن این مخازن پیش از انتخابات میاندورهای وجود ندارد و این ذخایر ممکن است پیش از آغاز روند بازسازی در سال آینده، به سطوح پایینتری نیز سقوط کنند.
وضعیت در بخش ذخایر تجاری نیز به مرز هشدار رسیده است. شهر کوشینگ در ایالت اوکلاهما که قطب ذخیرهسازی و تجارت نفت آمریکا محسوب میشود، در هفته گذشته شاهد افت ذخایر خود به ۱۹.۶ میلیون بشکه بود. این در حالی است که ذخایر این مرکز در اواسط ژوئن به رکورد ۱۲ ساله و نگرانکننده ۱۸.۹ میلیون بشکه رسیده بود. افت ذخایر کوشینگ به زیر مرز ۲۰ میلیون بشکه یک خط قرمز مهندسی محسوب میشود زیرا حجم باقیمانده بیشتر شامل رسوبات غیرقابل استفاده ته مخازن است که نمیتوان آنها را پمپاژ کرد.
پیامدهای ماندگار ژئوپلیتیک بر اقتصاد انرژی
در طول جنگ، صادرات رکوردشکن نفت و سوخت تصفیهشده آمریکا توانست حاشیه سود پالایشگاهها را به بالاترین حد تاریخی برساند و از سقوط بیشتر قیمت بنزین در داخل جلوگیری کند. میانگین قیمت هر گالن بنزین بدون سرب که در ماه مه به رکورد ۴.۵۶ دلار رسیده بود، تا دهم ژوئیه به ۳.۸۸ دلار کاهش یافت. این صادرات عظیم آمریکا توانست خلا ناشی از خروج حدود ۷ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشی جهان (به دلیل تعطیلی پالایشگاههای خاورمیانه و چین و حملات اوکراین به تاسیسات روسیه) را تا حدودی جبران کند.
جیم ویکلود، تحلیلگر کهنهکار نفت، تاکید میکند که شوک بستهشدن هرمز، بزرگترین بحران تامین انرژی در تاریخ مدرن بود. به باور وی، وابستگی عمیق جهان به نفت غیرقابل انکار است و این اتکای مستمر باعث میشود که در آینده قابل پیشبینی، همواره یک حق بیمه خطر ژئوپلیتیک معادل حداقل ۵ دلار به قیمت هر بشکه نفت افزوده شود.
در نهایت، آرجون مورتی از موسسه تحقیقاتی وریتن معتقد است که تقاضای نفت به روند پیش از جنگ بازخواهد گشت و تغییر رفتار مصرفکنندگان در یک بازه سهماهه دائمی نخواهد بود. درس بزرگ این بحران برای کشورهای واردکننده آن است که برای رهایی از وابستگی به واردات و در امان ماندن از گزند ژئوپلیتیک و تصمیمات فردی سیاستمداران، باید توسعه منابع انرژی بومی و استقلال صنعتی خود را در اولویت مطلق قرار دهند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
3 روز قبل
3 روز قبل
3 روز قبل
3 روز قبل
3 روز قبل
ویدئو مرتبط