naftkhabar-header-2k

بین الملل

بازار از تهدید آمریکا علیه ایران نترسید

۳ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۷:۱۱

0
0
بازار از تهدید آمریکا علیه ایران نترسید



وزارت خزانه‌داری آمریکا با ادبیاتی کم‌سابقه از آغاز «تهاجم اقتصادی» علیه ایران سخن گفته و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، عملیات تازه را «D-Day اقتصادی» نامیده است؛ اما واکنش بازار نفت درست برخلاف هیاهوی سیاسی واشنگتن بود. قیمت نفت روز سه‌شنبه بیش از سه درصد سقوط کرد و برنت تا محدوده ۸۹ دلار در هر بشکه پایین آمد. بازار، دست‌کم در نخستین واکنش، از بزرگ‌ترین تهدید مالی آمریکا علیه ایران نترسید. 


این واکنش از یک تناقض ظاهری خبر می‌دهد. اگر آمریکا واقعاً قصد دارد شدیدترین فشار اقتصادی ممکن را بر ایران وارد کند و طرف‌های تجاری ایران را میان ادامه همکاری با تهران و دسترسی به نظام مالی دلاری مخیر کند، چرا معامله‌گران نفت به جای خرید، شروع به فروش کردند؟


پاسخ را باید در فاصله میان ادبیات سیاسی و محتوای عملی بسته جدید جست‌وجو کرد.


وزارت خزانه‌داری عملیات تازه را «Operation Economic Outcast» نامیده و دامنه فشار را از نفت و کشتیرانی به فناوری، طلا، هوانوردی و دارایی‌های دیجیتال گسترش داده است. نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و کشتی نیز در مجموعه اقدامات تازه هدف قرار گرفته‌اند. مهم‌تر از همه، واشنگتن به کشورهای دیگر هشدار داده است که ادامه روابط اقتصادی با ایران می‌تواند آنها را با تحریم‌های ثانویه و حتی خطر محرومیت از نظام مالی مبتنی بر دلار مواجه کند. 


روی کاغذ، این تهدید بزرگی است. آمریکا دیگر صرفاً نمی‌گوید کدام شرکت ایرانی تحریم است؛ می‌گوید هر شرکت، بانک، پالایشگاه یا واسطه خارجی که با ایران همکاری کند ممکن است هزینه آن را در رابطه اقتصادی خود با آمریکا بپردازد.


اما درست همین‌جا بازار متوجه یک نکته شد: واشنگتن فعلاً از به‌کارگیری سنگین‌ترین سلاح‌هایش خودداری کرده است.


بسنت نه جدول زمانی مشخصی برای اعمال تحریم‌های ثانویه علیه شرکای اصلی ایران ارائه کرد و نه اعلام کرد کدام کشورها و مؤسسات بزرگ مالی نخستین اهداف مرحله بعد خواهند بود. حتی گفته شده به شرکای تجاری ایران فرصت داده خواهد شد تا خود را با سیاست جدید تطبیق دهند. 


این تفاوت مهمی است. یک چیز این است که آمریکا اعلام کند هر کس با ایران تجارت کند ممکن است تحریم شود؛ چیز دیگری است که واقعاً یک بانک بزرگ خارجی یا خریدار عمده نفت ایران را از نظام مالی دلاری بیرون بیندازد.


بازار نفت فعلاً روی همین فاصله شرط بسته است.


مسئله اصلی البته چین است. چین طی سال‌های گذشته بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران بوده و بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۵ شرکت کپلر، بیش از ۸۰ درصد نفت دریابرد ایران را خریداری کرده است. اگر واشنگتن بخواهد فشار مالی را به مرحله‌ای واقعاً متفاوت ببرد، دیر یا زود باید با شبکه تجارت ایران و چین درگیر شود. 


اما این تصمیم برای آمریکا بدون هزینه نیست. هدف قراردادن شرکت‌های کوچک واسطه یا چند پالایشگاه مستقل چینی یک چیز است و قرار دادن یک مؤسسه مالی بزرگ چینی در معرض تحریم ثانویه چیز دیگری. در حالت دوم، پرونده تحریم ایران می‌تواند مستقیماً وارد مناسبات اقتصادی واشنگتن و پکن شود.


در بسته تازه نیز هیچ‌یک از مؤسسات مالی بزرگ چینی که مظنون به تسهیل تجارت نفت ایران هستند در فهرست تحریم قرار نگرفتند. همزمان آمریکا در آستانه دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ قرار دارد و خود واشنگتن نیز نسبت به واکنش چین، از جمله در حوزه مواد معدنی حیاتی، ملاحظات جدی دارد. 


به همین دلیل بازار احتمالاً از خود پرسیده است: آیا آمریکا واقعاً آماده پرداخت هزینه اجرای کامل تهدید بسنت است؟


فعلاً پاسخ معامله‌گران ظاهراً منفی است.


واکنش بازارهای دیگر نیز همین برداشت را تقویت کرد. سهام اروپا روز سه‌شنبه افزایش یافت و یکی از دلایل آن این بود که سرمایه‌گذاران تحریم‌های ایران را ملایم‌تر از چیزی ارزیابی کردند که پیش از اعلام بسته انتظار می‌رفت. 


در بازار نفت، این برداشت حتی روشن‌تر بود. برنت بیش از سه درصد پایین آمد و تا حدود ۸۹ دلار در هر بشکه رسید؛ پایین‌ترین سطح یک هفته اخیر. نفت خام وست‌تگزاس اینترمدیت نیز تا حدود ۸۲ دلار عقب نشست. 


یعنی بازار به یک تفکیک مهم رسیده است: فشار مالی لزوماً مساوی با حذف فوری بشکه نفت از بازار نیست.


اتفاقاً بخشی از سخنان خود بسنت نیز همین پیام را منتقل می‌کند. او پیش از اعلام بسته جدید گفته بود تشدید فشار اقتصادی می‌تواند احتمال بازگشت به عملیات نظامی گسترده را کاهش دهد. از منظر بازار نفت، این جمله اهمیت زیادی دارد. تحریم مالی ممکن است در میان‌مدت صادرات ایران را کاهش دهد، اما بازگشت جنگ گسترده می‌تواند همزمان تولید، پالایش، کشتیرانی و عبور از هرمز را تهدید کند. 


بازار میان این دو ریسک، فعلاً فشار اقتصادی را کم‌خطرتر دیده است.


این البته به معنای بی‌اثر بودن فشار آمریکا نیست. اتفاقاً صادرات نفت ایران پیش از اعلام بسته جدید نیز به‌شدت آسیب دیده است. برآورد کپلر نشان می‌دهد صادرات نفت خام ایران در ماه اوت نسبت به متوسط سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۹۰ درصد کاهش یافته و به حدود ۲۵۹ هزار بشکه در روز رسیده است. بخش بزرگی از این کاهش نه نتیجه بسته‌ای است که بسنت تازه اعلام کرده، بلکه نتیجه فشار فیزیکی و محدودیت شدید صادرات دریایی ایران است. 


این نکته شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد.


آمریکا پیش از «D-Day اقتصادی» یکی از مؤثرترین ابزارهای فشار را به کار انداخته است: محدودکردن امکان حرکت فیزیکی نفت ایران. بنابراین بسته مالی تازه قرار است لایه دیگری روی فشاری قرار دهد که از قبل جریان نفت را به‌شدت کاهش داده است.


با این حال یک تناقض بزرگ همچنان مقابل واشنگتن قرار دارد. هرچه آمریکا در حذف نفت ایران از بازار موفق‌تر باشد، خطر افزایش قیمت جهانی نفت و فرآورده بیشتر می‌شود. آمریکا می‌خواهد درآمد نفتی ایران را کاهش دهد، اما نمی‌خواهد برای رسیدن به این هدف بنزین آمریکایی دوباره گران شود.


این همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی آمریکا به سیاست داخلی انرژی آن برخورد می‌کند.


دولت آمریکا همین روزها برای کاهش فشار قیمت بنزین، برخی مقررات فصلی سوخت را تسهیل کرده و پالایشگاه‌های آمریکایی نیز در یکی از فشرده‌ترین دوره‌های کاری چند دهه اخیر قرار دارند. در بازار جهانی نیز کمبود فرآورده همچنان جدی است و بحث دیگر فقط تعداد بشکه‌های نفت خام نیست؛ گازوئیل، بنزین و سوخت جت به گلوگاه تازه بحران تبدیل شده‌اند. 


بنابراین بسنت با یک مسئله ظریف روبه‌روست: باید درآمد نفتی ایران را پایین بیاورد، بدون آنکه نفت ایران را آن‌قدر سریع از بازار حذف کند که قیمت جهانی انرژی دوباره جهش کند.


بازار روز سه‌شنبه ظاهراً به این نتیجه رسید که واشنگتن نیز این محدودیت را می‌داند.


به همین دلیل شاید واکنش بازار بیش از خود اعلام تحریم‌ها اهمیت داشته باشد. معامله‌گران معمولاً به صفت‌هایی مانند «بزرگ‌ترین»، «شدیدترین» و «بی‌سابقه‌ترین» پول نمی‌دهند؛ آنها می‌خواهند بدانند چند بشکه واقعاً از بازار حذف خواهد شد.


آزمون اصلی «D-Day اقتصادی» نیز از این پس همین است.


اگر آمریکا در مرحله بعد سراغ مؤسسات مالی بزرگ‌تر، خریداران اصلی و حلقه‌های تعیین‌کننده تجارت ایران برود، واکنش بازار می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. اگر فشار عمدتاً در سطح شرکت‌های واسطه، کشتی‌ها و بازیگران کوچک‌تر باقی بماند، شبکه تجارت ایران احتمالاً با هزینه بیشتر، مسیرهای تازه‌ای برای ادامه فعالیت پیدا خواهد کرد.


در نتیجه، سقوط نفت پس از اعلام بزرگ‌ترین تهاجم مالی آمریکا علیه ایران الزاماً به این معنا نیست که بازار تحریم‌ها را بی‌اثر می‌داند. پیام بازار دقیق‌تر است:


بازار هنوز باور نکرده آمریکا حاضر است برای اجرای کامل تهدید خود، هزینه رویارویی با خریداران بزرگ نفت ایران و به‌خصوص چین را بپردازد.


و تا زمانی که این تردید باقی است، فاصله بزرگی میان «D-Day اقتصادی» در تریبون وزارت خزانه‌داری و «D-Day اقتصادی» در بازار نفت وجود خواهد داشت.

#روز دی
#نفت
#آمریکا
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید