ده سال پیش، در میانه دهه ۲۰۱۰، روسیه به مثابه ابرقدرت بیرقیب انرژی اروپا ظاهر شده بود؛ خطوط لوله گاز و نفت که از سیبری تا قلب قاره میرسید، روزانه میلیونها بشکه نفت خام اورالز را به پالایشگاههای آلمان، لهستان و مجارستان سرازیر میکرد و درآمدهای سرشار، بودجه کرملین را پر از دلار و یورو میکرد. آن زمان، کمتر کسی میتوانست تصور کند که در فوریه ۲۰۲۶، همان روسیه در تنگنای بیسابقهای گرفتار شود؛ صادرات انرژی به اروپا تقریباً به صفر رسیده، هند به عنوان دومین مشتری بزرگ، خریدهای خود را به شدت کاهش داده و به سمت نفت سنگین ونزوئلا روی آورده، و مسکو بیش از هر زمان دیگری به پکن وابسته شده است.
این تصویر، نه فقط یک تغییر بازار، بلکه نمادی از تحولی ژئوپلیتیک است که تحریمهای غرب، فشارهای آمریکا و واقعیتهای جدید تجارت جهانی، جایگاه سابق مسکو را به چالش کشیده. حالا در حالی که تانکرهای روسی با پرچمهای جعلی در دریاها سرگردانند، چین ۴۸ درصد صادرات نفت خام روسیه را در ماه گذشته به تنهایی خریده و تخفیفهای بیسابقهای بر اورالز و اسپو تحمیل کرده است. این وابستگی فزاینده، در شرایطی رخ میدهد که درآمدهای صادراتی فسیلی روسیه به پایینترین سطح از زمان آغاز جنگ تمامعیار رسیده و بودجه جنگی کرملین را تحت فشار شدید قرار داده است.
این تنگنا، نخست در اروپا خود را نشان داد. تحریمهای اتحادیه اروپا بر واردات دریایی نفت خام و فرآوردههای روسی، همراه با سقف قیمت ۶۰ دلاری که بعدها تشدید شد، صادرات به قاره سبز را به کمتر از ۶ درصد کل صادرات روسیه محدود کرد. طبق تحلیل مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک، سهم اروپا از صادرات نفت خام روسیه در ماه اخیر تنها ۶ درصد بود و عمدتاً از طریق خطوط لوله باقیمانده تأمین میشد. این کاهش، مستقیماً درآمدهای صادراتی را هدف قرار داد؛ در حالی که پیش از تحریمها، اروپا بزرگترین مشتری بود، حالا درآمد روزانه روسیه از صادرات فسیلی به ۴۶۴ میلیون یورو در ژانویه رسیده که ۳ درصد کمتر از دسامبر و پایینترین رقم از فوریه ۲۰۲۲ به شمار میرود.
تحلیلگرانی که روندها را دنبال میکنند، این را نتیجه ترکیبی از تحریمهای ثانویه آمریکا بر شرکتهای روسی و محدودیتهای ناوگان سایه میدانند که هزینه حمل را افزایش داده و حاشیه سود را به حداقل رسانده است.
اما ضربه واقعی، در آسیا و بهویژه هند فرود آمد. واردات نفت خام روسی هند در ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۱۲ درصد کاهش یافت، در حالی که کل واردات نفت هند ۴ درصد رشد کرده بود. حجم روزانه به حدود ۱٫۱ میلیون بشکه رسید که ۲۳٫۵ درصد کمتر از دسامبر و سهم روسیه از واردات هند را به ۲۱٫۲ درصد رساند یعنی پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲.
فشار آمریکا از جمله تحریمهای مستقیم بر روسنفت و لوکاویل در پاییز ۲۰۲۵ و توافق تجاری موقت واشنگتن-دهلی که تعرفهها را در ازای کاهش خرید روسی پایین آورد، این روند را تسریع کرد.
در پاسخ، شرکتهای هندی به سرعت جایگزین یافتند. بهارات پترولیوم برای نخستین بار یک میلیون بشکه نفت سنگین مرِی ونزوئلا خرید، در حالی که اچپیسیال میتال انرژی نیز پس از دو سال وقفه، همین حجم را تأمین کرد. این دو محموله که بر روی یک کشتی بسیار بزرگ بارگیری میشوند، واردات ونزوئلا به هند را تا آوریل به دستکم ۶ میلیون بشکه میرساند و نشاندهنده چرخش استراتژیک به سمت خاورمیانه و آمریکای لاتین است تا وابستگی به مسکو کاهش یابد.
در همین حال، خروج لوکاویل از میدان عظیم غرب قرنه ۲ عراق، نماد دیگری از این فشار بود. در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶، کابینه عراق «توافق دوستانه» را تأیید کرد که عملیات میدان را به شرکت دولتی بصره اویل منتقل میکند. لوکاویل که ۷۵ درصد سهام را در اختیار داشت و میدان روزانه ۴۶۰ تا ۴۸۰ هزار بشکه تولید میکرد، به دلیل تحریمهای آمریکا مجبور شد داراییهای خود را تا ۲۸ فوریه بفروشد. این انتقال، نه تنها حضور روسیه در یکی از بزرگترین میادین خاورمیانه را قطع کرد، بلکه نشان داد چگونه تحریمها، حتی پروژههای خارج از خاک روسیه را هدف قرار میدهند.
در اروپا شرقی هم، آخرین سنگر روسیه در حال سقوط است. گازپرومنفت در ژانویه سال جاری توافق اولیهای برای فروش ۵۶٫۱۵ درصدی سهام خود در تنها پالایشگاه صربستان، یعنی انآیاس، به شرکت مجاری اماوال امضا کرد و شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) به عنوان سهامدار اقلیت وارد شد. این معامله، با تمدید معافیت تحریمهای آمریکا تا ۲۰ مارس، به بلگراد اجازه میدهد تا وابستگی به نفت روسی را قطع کند و پالایشگاه پنچِوو را حفظ کند، حرکتی که نفوذ مسکو در بالکان را برای نخستین بار پس از ۱۸ سال به چالش میکشد.
در قلب این داستان، وابستگی بیسابقه مسکو به پکن نهفته است. چین در ماه گذشته، ۴۸ درصد صادرات نفت خام روسیه را خرید و در فوریه به رکورد بیش از ۲٫۰۸ میلیون بشکه در روز رسید. فروشندگان روسی برای جبران کاهش هند، تخفیفهای اورالز را به حدود ۱۲ دلار زیر برنت رساندند و اسپو را با ۹ دلار تخفیف عرضه کردند. این روند درآمد انرژی روسیه را در ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد کاهش داد و طبق گزارشهای مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک و الاسئیجی، حجم صادرات کلی را تحت فشار قرار داده است. ده سال پیش در ۲۰۱۶، روسیه به عنوان تأمینکننده اصلی اروپا تصور میشد و درآمدهایش از صادرات انرژی، ستون فقرات اقتصادش بود؛ حالا، با تمرکز ۸۶ درصدی صادرات بر چین و هند که سهم هند هم در حال ذوب شدن است، مسکو نه تنها درآمد کمتری میگیرد، بلکه اهرم چانهزنیاش در بازار جهانی را از دست داده است.
این تنگنا، پیامدهای بلندمدت عمیقی برای اقتصاد جنگ روسیه دارد. کاهش درآمدهای فسیلی، بودجه نظامی را محدود میکند و توازن قدرت در بازار انرژی جهانی را به نفع تولیدکنندگان خاورمیانه و آمریکا تغییر میدهد. آنچه ده سال پیش غیرقابل تصور بود یعنی سقوط از جایگاه ابرقدرت صادراتی به وابستگی یکجانبه به پکن، حالا واقعیت تلخ کرملین است. آینده شاید با انعطاف بیشتر روسیه در برابر بازارهای جدید یا تشدید تحریمها، هنوز مبهم بماند، اما یک چیز روشن است؛ عصر سلطه بلامنازع انرژی روسیه، به پایان رسیده و جهان شاهد بازسازی نقشه تجارت سیاه طلای جهان است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 4 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
ویدئو مرتبط