کتایون ملکی: برای دههها، نام روسیه با نفت و گاز گره خورده بود. قدرت اقتصادی کرملین، نفوذ آن در بازارهای جهانی و حتی بخش مهمی از سیاست خارجی این کشور، بر پایه منابع نفت و گاز شکل گرفت. اما جهان در حال ورود به مرحلهای است که معادله قدرت در آن در حال تغییر است، دورهای که در آن فلزات حیاتی و مواد معدنی راهبردی میتوانند نقشی را ایفا کنند که نفت در قرن بیستم ایفا کرد.
حال سؤال اصلی برای مسکو این است که آیا روسیه میتواند از یک قدرت انرژی به یک قدرت معدنی تبدیل شود؟
گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در 2026 نشان میدهد که مواد معدنی حیاتی و عناصر نادرخاکی به یکی از مهمترین گلوگاههای اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند. رشد خودروهای برقی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، گسترش هوش مصنوعی و افزایش هزینههای دفاعی، تقاضا برای فلزاتی مانند نیکل، مس، گرافیت، لیتیوم و عناصر نادر خاکی را افزایش داده است.
در این شرایط، روسیه با در اختیار داشتن ذخایر قابل توجهی از برخی مواد معدنی راهبردی، تلاش میکند جایگاه خود را در نظم اقتصادی جدید حفظ کند، نظمی که در آن دیگر تنها میزان تولید نفت تعیینکننده قدرت نیست، بلکه کنترل زنجیره تأمین مواد اولیه فناوریهای آینده اهمیت دارد.
در این بین یکی از مهمترین مزیتهای روسیه در بازار جهانی مواد معدنی، جایگاه این کشور در تولید نیکل و پالادیوم است.
بر اساس دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS)، روسیه همچنان یکی از تولیدکنندگان اصلی نیکل در جهان محسوب میشود. نیکل علاوه بر کاربردهای سنتی در تولید فولاد ضدزنگ، در زنجیره تولید باتری خودروهای برقی نیز اهمیت دارد؛ حوزهای که انتظار میرود در سالهای آینده رشد قابل توجهی داشته باشد.
شرکت نورنیکل (Nornickel)، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نیکل و فلزات گروه پلاتین در جهان، نمونهای از جایگاه ویژه روسیه در این بازار است. این شرکت سالهاست که بخش مهمی از تولید جهانی پالادیوم را در اختیار دارد، فلزی که در صنایع خودرو، شیمیایی و فناوریهای پیشرفته کاربرد دارد.
اهمیت این فلزات برای روسیه فقط اقتصادی نیست. در شرایطی که رقابت قدرتهای بزرگ به سمت کنترل منابع راهبردی حرکت کرده، هر کشوری که سهم بیشتری از زنجیره تأمین فلزات حیاتی داشته باشد، از قدرت چانهزنی بیشتری برخوردار خواهد بود.
پایان عصر نفت یا آغاز عصر معدن؟
البته نباید تصور کرد که فلزات حیاتی میتوانند بهسرعت جای نفت و گاز را برای اقتصاد روسیه بگیرند. طبق گزارشهای بانک جهانی، بازار انرژی همچنان از نظر حجم اقتصادی بسیار بزرگتر از بازار بسیاری از فلزات است و درآمدهای نفت و گاز همچنان ستون اصلی اقتصاد روسیه باقی خواهد ماند.
اما اهمیت مواد معدنی در جای دیگر و آن هم در قدرت ژئوپلیتیک است.
در قرن بیستم، کشورهایی که منابع انرژی داشتند، میتوانستند بر سیاست جهانی اثر بگذارند. در قرن بیستویکم، کشورهایی که مواد اولیه فناوریهای جدید را کنترل میکنند، میتوانند در تعیین مسیر اقتصاد جهانی نقشآفرینی کنند.
به همین دلیل، رقابت آمریکا و چین تنها بر سر فناوری یا تجارت نیست، بلکه به معادن، کارخانههای فرآوری و مسیرهای انتقال مواد خام نیز کشیده شده است.
چالش اصلی کرملین، ذخایر بزرگ، زنجیره ارزش محدود
با وجود همه ظرفیتها، مسیر روسیه برای تبدیل شدن به یک قدرت معدنی با موانع جدی روبهرو است. بزرگترین مشکل این کشور، کمبود ذخایر نیست؛ بلکه فاصله میان استخراج و فناوری است. در اقتصاد جدید، ارزش اصلی دیگر فقط در معدن ایجاد نمیشود. کشوری برنده است که بتواند تمام زنجیره را در اختیار داشته باشد.
چین نمونه موفق این مدل است. این کشور حتی در مواردی که مالک اصلی معدن نیست، به دلیل کنترل فرآوری و تولید مواد میانی، قدرت زیادی در بازار جهانی دارد.
اگر روسیه نتواند این حلقهها را توسعه دهد، ممکن است همچنان در جایگاه صادرکننده مواد خام باقی بماند، مدلی که سالها در بخش انرژی نیز بر آن تکیه داشته است.
تحریمها و فرصت معدنی روسیه
تحریمهای غرب پس از جنگ اوکراین تلاش کردهاند دسترسی روسیه به بازارهای مالی، فناوری و صادراتی را محدود کنند. اما تجربه نشان داده است که تحریم مواد معدنی به دلیل وابستگی صنایع جهانی به برخی فلزات، پیچیدگی بیشتری نسبت به تحریم انرژی دارد.
گزارشهای IEA و USGS نشان میدهد که تمرکز جغرافیایی تولید برخی مواد معدنی، آسیبپذیری زنجیرههای تأمین جهانی را افزایش داده است.
همین موضوع باعث شده کشورهای غربی نیز به سمت سیاست «امنیت مواد معدنی» حرکت کنند و تلاش کنند منابع جایگزین و زنجیرههای مستقل از چین و روسیه ایجاد کنند.
آینده قدرت روسیه در اعماق زمین؟
روسیه همچنان یک قدرت بزرگ انرژی است، اما آینده رقابت جهانی به تدریج در حال تغییر است. نفت همچنان مهم است، اما فلزاتی مانند نیکل، پالادیوم، مس و عناصر نادر خاکی به منابع جدید قدرت تبدیل میشوند.
مسکو اگر بتواند ذخایر معدنی خود را با فناوری، سرمایهگذاری و زنجیره ارزش کامل همراه کند، میتواند بخشی از نفوذ تاریخی خود را در اقتصاد جهانی حفظ کند.
اما اگر تنها به استخراج و صادرات مواد خام بسنده کند، ممکن است همان چالشی را تجربه کند که سالها در اقتصاد نفتی با آن روبهرو بوده است: وابستگی به منابع طبیعی بدون کنترل کامل بر ارزش افزوده.
قرن بیستم، قرن نفت بود، اما قرن بیستویکم میتواند قرن معدن باشد. و روسیه اکنون تلاش میکند ثابت کند که قدرت خود را فقط از چاههای نفت نمیگیرد، بلکه از اعماق زمین نیز میتواند استخراج کند.
انتهای پیام
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
3 روز قبل
ویدئو مرتبط