فرزین سوادکوهی: چند سال پیش، هر جا صحبت از توسعه صنعت پتروشیمی پیش می آمد، همه چیز با یک جمله تمام میشد؛ «خوراک گاز که داریم، پس متانول بسازیم.» همین منطق باعث شد ایران ظرف کمتر از دو دهه به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان متانول دنیا تبدیل شود. امروز ظرفیت اسمی تولید متانول کشور از مرز ۲۰ میلیون تن در سال گذشته و اگر طرحهای نیمهتمام هم به بهرهبرداری برسند، این عدد باز هم بزرگتر خواهد شد.حالا اما روی کاغذ، این یک موفقیت است؛ اما فقط روی کاغذ چرا که رویکردهای بازار جهانی اینک عوض شده و دنیا بیش از متانول به زنجیره اتیلن اقبال نشان داده و همین موضوع توانسته پیشروی اقتصاد پتروشیمی ایران را با چالش هایی جدید روبرو کند که حل آن به سادگی امکان پذیر نخواهد بود.
اینک سؤال اصلی اینجاست که آیا بازار جهانی هنوز همان بازاری است که بیست سال پیش برای متانول وجود داشت؟ یا ما همچنان با نسخهای قدیمی، در بازاری بازی میکنیم که قواعدش عوض شده است؟
واقعیت این است که صنعت پتروشیمی جهان طی سالهای اخیر آرامآرام مسیر دیگری را انتخاب کرده است. امروز دیگر شرکتهای بزرگ شیمیایی، سود اصلی خود را از فروش متانول یا سایر محصولات پایه به دست نمیآورند؛ آنها زنجیره را کامل میکنند. متانول، اتیلن، پروپیلن یا آمونیاک برای آنها نقطه پایان نیست، بلکه نقطه شروع است. ارزش واقعی زمانی خلق میشود که این مواد به صدها محصول پاییندستی تبدیل شوند؛ محصولاتی که هم بازار متنوعتری دارند و هم حاشیه سود بالاتری واین در حالیست که در ایران اما هنوز بخش بزرگی از سرمایهگذاریها در همان حلقه اول زنجیره متوقف مانده است.
کافی است نگاهی به فهرست طرحهای پتروشیمی کشور بیندازیم. بخش قابل توجهی از آنها یا متانول تولید میکنند یا اوره. محصولاتی که هرچند بازار صادراتی دارند، اما بیش از هر چیز به قیمت جهانی گاز، هزینه حملونقل و نوسانات تقاضای چین وابستهاند. به بیان سادهتر، هر اتفاقی در بازار جهانی، قبل از هر چیز سودآوری این مجتمعها را هدف قرار میدهد.
نمونهاش همین دو سال اخیر. بازار متانول با مازاد عرضه روبهرو شد، قیمتها افت کرد و بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ دنیا برای حفظ سهم بازار، وارد رقابت قیمتی شدند. در چنین شرایطی، تولیدکنندهای برنده است که یا هزینه تولید بسیار پایینی داشته باشد یا بتواند محصولش را به کالاهای با ارزش افزوده بالاتر تبدیل کند.
اینجاست که تفاوت ایران با بسیاری از رقبای منطقهای خودش آشکار میشود. عربستان، چین و حتی ایالات متحده، سالهاست سرمایهگذاری روی واحدهای الفینی، زنجیره اتیلن، پلیمرهای مهندسی و صنایع پاییندستی را در اولویت قرار دادهاند. آنها بهخوبی میدانند که سود اصلی صنعت پتروشیمی دیگر در فروش یک ماده پایه نیست؛ در فروش محصول نهایی است؛ محصولی که دهها برابر بیشتر از ماده اولیه برای اقتصاد ارزش خلق میکند و از قضا اتیلن دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا میکند.
شاید برای همگان، اتیلن فقط یک نام شیمیایی باشد، اما برای خود صنعت پتروشیمی، اتیلن حکم ستون فقرات زنجیره ارزش را دارد. از پلیاتیلن گرفته تا اتیلن گلایکول، انواع رزینها، پلاستیکهای مهندسی، قطعات خودرو، صنایع بستهبندی، لوازم پزشکی و صدها محصول دیگر، همگی از همین ماده خوراک می گیرند.
به همین دلیل است که تقریباً همه پروژههای بزرگ پتروشیمی جهان، بهجای توقف در تولید اتیلن، بلافاصله وارد حلقههای بعدی زنجیره میشوند.ایران اما هنوز در بسیاری از موارد، زنجیره را نیمهکاره رها میکند. این البته به معنای بیاهمیت بودن متانول نیست. متانول همچنان یکی از مهمترین محصولات پایه صنعت شیمی جهان است و در دهها صنعت کاربرد دارد. مسئله اینجاست که کشورهای پیشرو، متانول را پایان راه نمیبینند. آنها متانول را خوراک واحدهای بعدی میکنند تا محصولاتی تولید شود که هم ارزش افزوده بیشتری دارند و هم وابستگی کمتری به نوسانات بازار مواد اولیه ایجاد کنند.
شاید این همان تفاوتی باشد که امروز فاصله صنعت پتروشیمی ایران با رقبای جهانی را بیشتر کرده است.ما هنوز درباره افزایش ظرفیت تولید صحبت میکنیم و دنیا درباره افزایش ارزش تولید.ما هنوز تعداد مجتمعهای جدید را موفقیت میدانیم؛ آنها سود هر تن محصول را معیار موفقیت قرار دادهاند. و شاید وقت آن رسیده باشد که یک سؤال جدی مطرح شود که آیا توسعهای که فقط به افزایش ظرفیت متانول منجر شود، واقعاً توسعه است؟ یا فقط شکل پیشرفتهتری از خامفروشی شیمیایی است؟
احتمال دارد برخی معتقد باشند این حرفها بیشتر شبیه یک بحث تئوریک است؛ اما کافی است به نقشه سرمایهگذاریهای جدید صنعت پتروشیمی جهان نگاه کنیم تا معلوم شود ماجرا کاملاً واقعی است.
امروز کمتر شرکتی را میتوان پیدا کرد که فقط برای ساخت یک واحد متانول یا یک مجتمع تولید محصول پایه سرمایهگذاری کند. تقریباً همه پروژههای بزرگ دنیا با یک سؤال آغاز میشوند؛ بعد از این محصول چه تولید میکنیم؟
در عربستان، امارات، چین و حتی هند، دیگر ساخت یک واحد الفینی پایان پروژه نیست. آنچه برای سرمایهگذار اهمیت دارد، کارخانههایی است که بتوانند پلیمرهای تخصصی، مواد اولیه صنایع خودرو، تجهیزات پزشکی، لوازم الکترونیکی، بستهبندیهای پیشرفته و صدها محصول دیگر را تولید کنند. ارزش واقعی آنجاست؛ جایی که هر حلقه از زنجیره، سود بیشتری نسبت به حلقه قبل ایجاد میکند.
در ایران اما هنوز بخش قابل توجهی از موفقیت صنعت پتروشیمی با یک شاخص سنجیده میشود؛ چند میلیون تن به ظرفیت تولید اضافه شد؟ این شاخص، اگرچه مهم است، اما دیگر برای ارزیابی جایگاه یک صنعت کافی نیست.
فرض کنید دو کشور، هر کدام سالانه ۱۰ میلیون تن محصول پتروشیمی تولید میکنند. اگر یکی از آنها عمدتاً متانول، اوره یا پلیاتیلن پایه صادر کند و دیگری همان مواد را به محصولات پیشرفتهتر تبدیل کند، درآمد، اشتغال، فناوری و حتی قدرت صادراتی این دو کشور قابل مقایسه نخواهد بود. تفاوت فقط در حجم تولید نیست؛ تفاوت در خلق ارزش است.
این همان نقطهای است که صنعت پتروشیمی ایران باید درباره آن تصمیم بگیرد.آیا قرار است همچنان به صادرات محصولات پایه دل خوش کنیم یا بالاخره زنجیرههای پاییندستی را جدی بگیریم؟
واقعیت این است که سالهاست کارشناسان درباره توسعه صنایع تکمیلی هشدار میدهند، اما هنوز بسیاری از واحدهای پاییندستی با کمبود خوراک، مشکلات سرمایهگذاری، دشواری تأمین فناوری یا ناپایداری سیاستگذاری مواجهاند. نتیجه هم مشخص است؛ محصولی که میتوانست چندین برابر ارزش افزوده ایجاد کند، در همان ابتدای زنجیره صادر میشود و فرصت اشتغال، فناوری و درآمد بیشتر نیز همراه آن از کشور خارج میشود.
از سوی دیگر، وابستگی بیش از حد به صادرات چند محصول پایه، صنعت پتروشیمی را در برابر نوسانات بازار جهانی آسیبپذیر کرده است. هر بار که تقاضای چین کاهش پیدا میکند یا عرضه جهانی افزایش مییابد، نخستین بخشی که تحت فشار قرار میگیرد، تولیدکنندگان همین محصولات هستند. در چنین شرایطی، کشوری موفقتر است که سبد متنوعتری از محصولات داشته باشد و فقط به فروش چند کالای پایه وابسته نباشد.
اینجاست که باید یک سؤال صریح مطرح کرد؛ آیا مشکل صنعت پتروشیمی ایران کمبود خوراک است یا کمبود نگاه بلندمدت؟
ما سالها درباره ارزان بودن گاز بهعنوان مزیت رقابتی صحبت کردهایم، اما مزیتی که به زنجیره ارزش تبدیل نشود، دیر یا زود اثر خود را از دست میدهد. گاز ارزان، اگر فقط به صادرات متانول یا اوره منجر شود، شاید در کوتاهمدت ارزآوری داشته باشد، اما در بلندمدت نمیتواند جایگاه یک صنعت را در اقتصاد جهانی ارتقا دهد.
قاعدتا الان وقت آن رسیده باشد که معیار موفقیت صنعت پتروشیمی هم تغییر کند. به جای اینکه هر سال فقط از افزایش ظرفیت تولید یا افتتاح یک مجتمع جدید بگوییم، باید بپرسیم چند حلقه جدید به زنجیره ارزش اضافه شد؟، چند محصول جدید وارد بازار شد؟ و چند گام از خامفروشی شیمیایی فاصله گرفتیم؟ این پرسشها شاید ساده به نظر برسند، اما پاسخ آنها میتواند مسیر آینده صنعت پتروشیمی ما را تعیین کند.
صنعت پتروشیمی ایران هنوز فرصت دارد این مسیر را اصلاح کند. دسترسی به منابع عظیم گاز، تجربه چند دهه فعالیت، نیروی انسانی متخصص و بازارهای منطقهای، مزیتهایی نیستند که بهراحتی از بین بروند. اما این مزیتها زمانی معنا پیدا میکنند که در خدمت یک راهبرد مشخص قرار بگیرند؛ راهبردی که هدفش فقط افزایش تولید نباشد، بلکه افزایش ارزشآفرینی باشد.
دنیا مدتهاست از رقابت بر سر"چند میلیون تن تولید" عبور کرده . رقابت امروز بر سر این است که از همان یک تن خوراک، چه میزان ثروت، فناوری و اشتغال خلق میشود.
اگر این واقعیت را نپذیریم، ممکن است چند سال دیگر هم با افتخار از افتتاح واحدهای جدید متانول خبر بدهیم؛ اما در همان زمان، رقبای ما از همان مواد اولیه، محصولاتی تولید کنند که چند برابر بیشتر درآمد، فناوری و قدرت اقتصادی برای کشورشان به همراه داشته باشد.
شاید زمان آن رسیده باشد که صنعت پتروشیمی ایران، به جای شمارش وزن تولید، ارزشی را بشمارد که هر تن برای اقتصاد کشور خلق میکند. این همان نقطهای است که میتواند مرز میان یک صادرکننده مواد پایه و یک قدرت واقعی پتروشیمی را مشخص کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 5 ساعت قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
3 روز قبل
3 روز قبل
ویدئو مرتبط