بازار جهانی انرژی در ۲۴ ساعت گذشته بیش از هر چیز تحت تأثیر ادامه بحران ایران، اختلال در پالایش، تحولات تازه سرمایهگذاری و تغییر مسیر شرکتهای بزرگ نفتی قرار داشت. در ادامه، ده تحول مهم بازار انرژی جهان مرور شده است.
۱. نفت در آستانه ۹۵ دلار؛ بازار همچنان نگران ایران و هرمز است
قیمت نفت در معاملات روز جمعه بار دیگر افزایش یافت و نفت برنت به حدود ۹۴.۴ دلار در هر بشکه رسید. برنت طی یک هفته حدود ۶.۴ درصد و نفت خام آمریکا حدود ۵.۷ درصد افزایش قیمت داشته است.
عامل اصلی افزایش قیمت، تداوم نگرانی درباره عرضه نفت خاورمیانه و تشدید فشارهای آمریکا بر ایران است. دونالد ترامپ تهدید کرده کشورهایی که به تجارت با ایران ادامه دهند ممکن است با تحریمهای آمریکا مواجه شوند.
در همین حال، جریان نفتکشها از تنگه هرمز هنوز به شرایط عادی بازنگشته و بر اساس گزارش رویترز، میزان عبور کشتیها تقریباً در محدوده نصف سطح معمول قرار دارد.
بنابراین بازار همچنان برای نفت عبوری از خلیج فارس یک «حقبیمه ژئوپلیتیکی» در قیمت لحاظ میکند. تا زمانی که عبور نفتکشها به وضعیت عادی بازنگردد، حتی افزایش تولید سایر کشورها نیز الزاماً نمیتواند این ریسک را بهطور کامل از قیمت نفت حذف کند.
۱. بحران نفت در حال تبدیلشدن به بحران پالایش است
یکی از مهمترین تحولات بازار انرژی در هفتههای اخیر، انتقال تدریجی بحران از بخش تولید نفت خام به بخش پالایش و فرآوردههای نفتی است.
بر اساس تحلیل رویترز، بیش از ۲۰ درصد از حدود ۹.۶ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایشی خاورمیانه از مدار خارج شده است. همزمان ظرفیت عملیاتی پالایشگاههای روسیه نیز در اثر حملات و اختلالهای اخیر کاهش قابلتوجهی پیدا کرده است.
در مقیاس جهانی، تولید پالایشگاهها در سهماهه دوم سال نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۵.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا جایگزینکردن نفت خام در بازار جهانی نسبتاً سادهتر از جایگزینکردن ظرفیت پالایش است. نفتکش را میتوان از مسیر دیگری فرستاد یا نفت خام را از تولیدکننده دیگری خرید، اما پالایشگاهی که آسیب دیده باید تعمیر شود و این فرآیند ممکن است هفتهها یا ماهها زمان ببرد.
۱. جهش قیمت بنزین و گازوئیل؛ فرآوردهها از نفت جلو زدهاند
اختلال پالایشگاهی اکنون مستقیماً به بازار فرآورده منتقل شده است.
بر اساس گزارش رویترز، قیمت گازوئیل در اروپا از آغاز بحران بیش از ۷۰ درصد و قیمت بنزین در آمریکا حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است.
این وضعیت نشان میدهد شاخص مناسب برای سنجش بحران انرژی دیگر فقط قیمت نفت برنت نیست. باید همزمان قیمت بنزین، گازوئیل، حاشیه سود پالایشگاهها و سطح ذخایر فرآوردهها را نیز دنبال کرد.
حتی اگر جریان نفت خام در خلیج فارس به شرایط عادی نزدیک شود، بازسازی ذخایر بنزین و گازوئیل و بازگشت کامل پالایشگاههای آسیبدیده ممکن است مدت بیشتری طول بکشد.
به همین دلیل احتمال دارد بحران فرآوردههای نفتی از خود بحران نفت خام ماندگارتر باشد.
۱. عراق به دنبال ظرفیت تولید ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز
عراق یکی از بلندپروازانهترین اهداف تولید نفت در سالهای اخیر را اعلام کرده است.
بغداد قصد دارد طی حدود شش سال ظرفیت تولید نفت خود را به ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند. عراق همزمان در حال مذاکره با عربستان و دیگر اعضای اوپک درباره افزایش سهمیه تولید خود است.
اهمیت این برنامه فقط در افزایش چند میلیون بشکهای ظرفیت عراق نیست. اگر بغداد واقعاً بتواند به محدوده ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز نزدیک شود، ساختار فعلی سهمیهبندی اوپک با یک چالش جدی روبهرو خواهد شد.
عراق برای توسعه ظرفیت خود به میلیاردها دلار سرمایهگذاری نیاز دارد و طبیعتاً نمیخواهد میلیاردها دلار برای ایجاد ظرفیت تولید هزینه کند و بعد بخش بزرگی از آن را به دلیل سهمیه اوپک بلااستفاده نگه دارد.
بنابراین برنامه تولید عراق میتواند در سالهای آینده به یکی از مهمترین مناقشات درون اوپک تبدیل شود.
۱. پتروبراس برای توسعه نفت به آفریقا میرود
شرکت نفت برزیلی پتروبراس (Petrobras) مذاکرات برای ورود به چهار بلوک اکتشافی فراساحلی در حوضه کتا (Keta Basin) غنا را آغاز کرده است.
پتروبراس معتقد است ساختار زمینشناسی این منطقه شباهتهایی با حاشیه استوایی برزیل دارد و میتواند ظرفیت مناسبی برای اکتشاف نفت و گاز داشته باشد.
اما حرکت پتروبراس به غنا بخشی از یک راهبرد بزرگتر است. این شرکت در حال بررسی فرصتهای نفتی در نامیبیا، ساحل عاج، سائوتومه و پرنسیپ و آفریقای جنوبی نیز هست.
هدف، بازسازی پرتفوی بینالمللی و پیدا کردن ذخایر جدید خارج از برزیل است.
در واقع پتروبراس دوباره در حال حرکت از یک شرکت ملی متمرکز بر منابع داخلی به سمت یک شرکت ملی نفت با حضور بینالمللی است.
۱. آفریقا در حال تبدیلشدن به میدان تازه رقابت شرکتهای نفتی است
حرکت پتروبراس را نباید یک معامله منفرد دید.
شرکتهای نفتی بزرگ در سالهای اخیر دوباره توجه بیشتری به حاشیه اقیانوس اطلس آفریقا نشان دادهاند. کشفهای بزرگ در گویان و نامیبیا این تصور را تقویت کرده که بخشهایی از حاشیه اقیانوس اطلس هنوز ظرفیت اکتشافی قابلتوجهی دارند.
برای پتروبراس نیز تجربه فنی توسعه میادین عمیق و فوقعمیق برزیل یک مزیت رقابتی مهم محسوب میشود.
اگر این راهبرد موفق باشد، آفریقا میتواند یکی از پایههای اصلی رشد بینالمللی آینده پتروبراس شود.
این تحول همچنین بار دیگر تفاوت میان دو مدل شرکت ملی نفت را برجسته میکند: شرکت ملی نفتی که تقریباً تمام فعالیتش در داخل کشور متمرکز است و شرکت ملی نفتی که از تخصص داخلی برای خرید ذخایر و پروژههای خارجی استفاده میکند.
۱. کشف نفت در آمازون پیش از تجاریشدن وارد سیاست برزیل شد
یک کشف نفتی در منطقه فراساحلی نزدیک دهانه آمازون به سرعت به موضوعی سیاسی در برزیل تبدیل شده است.
پتروبراس در یک چاه اکتشافی به نشانههایی از نفت دست یافته، اما هنوز مشخص نیست این کشف از نظر حجم ذخیره، هزینه توسعه و اقتصاد پروژه قابلیت تبدیلشدن به یک میدان تجاری را دارد یا خیر.
با این حال، خبر کشف نفت از هماکنون وارد فضای سیاسی برزیل شده و به دولت لولا داسیلوا امکان داده است توسعه منابع جدید انرژی را بهعنوان بخشی از برنامه اقتصادی خود مطرح کند.
این پرونده نمونه جالبی از فاصله میان کشف زمینشناسی و کشف تجاری است. وجود نفت در یک چاه الزاماً به معنای وجود یک میدان اقتصادی نیست؛ اما سیاست معمولاً حوصله منتظرماندن برای گزارش ارزیابی مخزن را ندارد.
۱. کاهش تولید نیروگاه هستهای مجارستان؛ خورشیدی به کمک شبکه آمد
کاهش سطح آب رودخانه دانوب، فعالیت نیروگاه هستهای پاکش (Paks) مجارستان را تحت فشار قرار داده است.
این نیروگاه که در شرایط عادی نزدیک به نیمی از برق مجارستان را تأمین میکند، به دلیل مشکلات مرتبط با آب و خنککاری مجبور به کاهش شدید تولید شده است.
در همین دوره، افزایش تولید نیروگاههای خورشیدی بخشی از کمبود برق هستهای را جبران کرده است. تولید خورشیدی مجارستان در ماه اوت حدود ۲۰ درصد افزایش یافته و در برخی ساعات بیش از ۵۵ درصد برق کشور از خورشید تأمین شده است.
این اتفاق نمونه مهمی از نقش مکمل منابع مختلف تولید برق است. برخلاف تصور ساده «هستهای در برابر تجدیدپذیر»، در یک شبکه واقعی ممکن است خورشیدی در مقطعی به حفظ پایداری شبکهای کمک کند که بخش بزرگی از برق پایه آن توسط نیروگاه هستهای تولید میشود.
۱. موج ادغام و تملک از نفت و گاز به سمت برق حرکت میکند
بازار ادغام و تملک (Mergers & Acquisitions / M&A) انرژی در سال ۲۰۲۶ یک تغییر قابلتوجه نشان میدهد.
بر اساس گزارش کیپیامجی (KPMG)، ارزش معاملات نفت و گاز در نیمه نخست سال نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۲.۴ درصد کاهش یافته، اما ارزش معاملات بخش برق و شرکتهای خدمات عمومی یا یوتیلیتی (Utilities) حدود ۲۵۸ درصد افزایش پیدا کرده است.
این تغییر احتمالاً با افزایش ارزش زیرساخت برق، شبکه، نیروگاهها و رشد تقاضای ناشی از مراکز داده و هوش مصنوعی ارتباط دارد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، موج بعدی معاملات بزرگ انرژی ممکن است نه برای تصاحب میدان نفتی، بلکه برای خرید نیروگاه، شبکه، ظرفیت تولید برق و زیرساخت متصل به مراکز داده شکل بگیرد.
به بیان دیگر، سرمایه بزرگ انرژی آرامآرام دارد بخشی از توجه خود را از «مالکیت بشکه» به سمت مالکیت مگاوات میبرد.
۱. بحران فعلی نشان میدهد گلوگاه انرژی فقط چاه نفت نیست
مجموع تحولات چند هفته اخیر یک نکته ساختاری را آشکار کرده است: امنیت انرژی فقط به میزان ذخایر و تولید نفت خام وابسته نیست.
ممکن است نفت خام در بازار وجود داشته باشد، اما پالایشگاه کافی برای تبدیل آن به بنزین و گازوئیل وجود نداشته باشد. ممکن است نیروگاه وجود داشته باشد، اما آب کافی برای خنککردن آن در دسترس نباشد. ممکن است گاز تولید شود، اما خط لوله یا ظرفیت LNG برای رساندن آن به مشتری وجود نداشته باشد.
به همین دلیل بحران فعلی را باید بیش از یک «شوک نفتی» دید.
چاه، پالایشگاه، نفتکش، خط لوله، شبکه برق، نیروگاه و ذخایر فرآورده همگی حلقههای یک زنجیرهاند و اختلال در هر کدام میتواند به گلوگاه اصلی سیستم تبدیل شود.
مهمترین نشانه امروز نیز همین است: بازار نفت خام هنوز تحت فشار قرار دارد، اما بخشی از بحران با سرعت بیشتری به سمت پالایش و فرآوردههای نفتی حرکت کرده است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
5 روز قبل
7 روز قبل
7 روز قبل
11 روز قبل
11 روز قبل
ویدئو مرتبط