naftkhabar-header-2k

پتروشیمی، پالایش

سود پالایشی BP در سه ماه از 17 به 30 دلار رسید؛

پالایشگاه‌ها برنده پنهان بحران نفت

۲۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۳:۰۵

0
0
پالایشگاه‌ها برنده پنهان بحران نفت

فرزین سوادکوهی: در حالیکه در بازار نفت خام کمیاب‌تر شده، مسیرهای انتقال مختل گردیده و حتی پیش‌بینی تقاضا به سمت کاهش رفته، پالایشگاه‌ها به شکلی عجیب در حال پول‌ درآوردن هستند. جنگ و اختلال در جریان نفت خام، هم‌زمان با کاهش ظرفیت پالایش در بخش‌هایی از جهان، بازار بنزین، گازوئیل و سوخت جت را تنگ‌تر کرده و حاشیه سود پالایشگاه‌ها را به سطوحی رسانده که در سال‌های اخیر کمتر دیده شده. بحران نفت فقط داستان قیمت بشکه خام نیست؛ بخش مهمی از سود این بحران حالا جایی ساخته می‌شود که نفت به سوخت و در حقیقت به پول تبدیل می‌گردد.
این وضعیت با منطق معمول بازار سازگار به نظر نمی‌رسد. وقتی آژانس بین‌المللی انرژی از کاهش ۱.۶ میلیون بشکه‌ای مصرف جهانی در ۲۰۲۶ سخن می‌گوید، انتظار می‌رود پالایشگاه‌ها هم با کاهش فعالیت روبه‌رو شوند. اما مسئله فقط میزان مصرف نیست؛ مسئله این است که چه مقدار نفت خام می‌تواند به پالایشگاه برسد و چه مقدار فرآورده از آن خارج شود.
بحران خاورمیانه هر دو طرف این معادله را تحت فشار گذاشته. اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز دسترسی پالایشگاه‌های آسیایی به نفت منطقه را محدود کرده و حمله به برخی تأسیسات نفتی نیز ظرفیت تولید را تحت تأثیر قرار داده. در روسیه هم حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاه‌ها، ظرفیت تولید فرآورده را پایین آورده و در نتیجه، کمبود گازوئیل، بنزین و سوخت جت بوجود آمده است؛ محصولاتی که برای مصرف‌کننده نهایی مهم‌تر از خود نفت خام‌اند.
برآوردها نشان می‌دهد ظرفیت پالایش جهانی در ژوئیه حدود پنج میلیون بشکه در روز کمتر از یک سال قبل بوده. در روسیه پالایش به حدود ۳.۹ میلیون بشکه در روز رسیده که نزدیک به پایین‌ترین سطح دو دهه اخیر است. حتی اگر بخشی از نفت خام هنوز در بازار باشد، ظرفیت تبدیل آن به فرآورده محدود شده.
همین کمبود، قدرت قیمت‌گذاری پالایشگاه‌ها را بالا برده. در شرایط عادی پالایشگاه‌ها از فاصله قیمت نفت خام و فرآورده‌ها درآمد می‌گیرند؛ اما وقتی فرآورده‌ها کمیاب می‌شوند این فاصله به‌سرعت بزرگ می‌شود. شاخص سود پالایشی شرکت BP در سه‌ماهه دوم به حدود ۳۰ دلار در هر بشکه رسید؛ در حالی که سه‌ماهه اول ۱۷ دلار و سال قبل حدود ۱۲ دلار بود. در سه‌ماهه سوم میانگین این شاخص تا اینجا به حدود ۴۲ دلار رسیده. وقتی پالایشگاه با خوراک محدود و بازار تشنه روبه‌روست، هر بشکه‌ای که وارد می‌شود ارزش بیشتری پیدا می‌کند.
شرکت‌های بزرگ هم از این وضعیت بهره برده‌اند. سود بخش پالایش برخی غول‌های نفتی در سه‌ماهه دوم به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسیده و پالایشگاه‌های آمریکایی با افزایش نرخ بهره‌برداری از کمبود جهانی استفاده کرده‌اند.
اما تناقضی در کار است: پالایشگاه‌ها هم از بحران سود می‌برند و هم بخشی از آن هستند. هرچه ظرفیت بیشتری از مدار خارج شود، فشار بر بازار فرآورده بیشتر می‌شود و حاشیه سود واحدهای فعال بالاتر می‌رود. البته همه پالایشگاه‌ها برنده نیستند. موقعیت جغرافیایی، نوع خوراک و دسترسی به بازار مصرف تعیین‌کننده است. پالایشگاهی که به نفت خاورمیانه وابسته باشد ممکن است هم‌زمان با افزایش حاشیه سود جهانی، با مشکل تأمین خوراک روبه‌رو شود.
این تغییر همین حالا در آسیا دیده می‌شود. پالایشگاه‌های کره جنوبی، ژاپن و تایوان خرید نفت از آمریکا و غرب آفریقا را افزایش داده‌اند و حتی برای محموله‌های آینده پریمیوم قابل توجهی می‌پردازند. آسیا که پیش از این بیش از نیمی از نفتش را از خاورمیانه می‌گرفت، حالا ناچار است به منابع دورتر رو بیاورد. این راه‌حل هزینه دارد؛ هزینه حمل بالاتر و گاهی کیفیت نامتناسب. بخشی از این هزینه در نهایت از طریق قیمت بالاتر فرآورده به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. اگر این وضعیت طولانی شود، فشار آن می‌تواند به حمل‌ونقل، تورم و هزینه تولید در اقتصادهای بزرگ سرایت کند.
برای فهم مسیر بعدی بازار دیگر کافی نیست به قیمت برنت نگاه کرد. باید دید پالایشگاه‌ها با چه قیمتی نفت می‌خرند، چه مقدار تبدیل می‌کنند و بازار برای فرآورده‌ها چقدر حاضر است پول بدهد. و مهم‌تر از همه، این دوران طلایی چقدر دوام می‌آورد؟ اگر اختلال هرمز ادامه یابد سود بالا می‌ماند؛ اگر مسیرها باز شود حاشیه سودها می‌تواند سریع فروکش کند. از سوی دیگر سودهای فعلی می‌تواند انگیزه‌ای برای بازگشت ظرفیت‌های متوقف‌شده شود و بخشی از کمبود را جبران کند.
اگر جریان نفت خاورمیانه عادی شود، فشار از روی پالایشگاه‌های آسیایی کم می‌شود، خوراک ارزان‌تر در دسترس قرار می‌گیرد و عرضه فرآورده بالا می‌رود؛ نتیجه طبیعی‌اش افت حاشیه سود است. اما اگر اختلال ادامه پیدا کند بازار به سمت دوگانگی می‌رود و در واقع برخی پالایشگاه‌ها با کمبود خوراک و برخی با سودهای غیرعادی مواجه می شوند.
این دوگانگی در بازار گازوئیل اهمیت بیشتری دارد؛ چون گازوئیل نه فقط برای حمل‌ونقل، بلکه برای صنایع، کشاورزی و تولید برق حیاتی است و کمبودش خیلی زود خود را در هزینه تمام‌شده کالا نشان می‌دهد.
وضعیت پتروشیمی اما متفاوت است. افزایش قیمت نفت و خوراک الزاماً به معنای سود بیشتر تولیدکنندگان پتروشیمی نیست. اگر قیمت انرژی بالا بماند اما تقاضا ضعیف باشد، حاشیه سود این صنعت تحت فشار قرار می‌گیرد. پالایشگاه‌ها از کمبود فرآورده سود می‌برند، اما پتروشیمی‌ها باید هزینه بالاتر خوراک را با بازاری کم‌رمق تطبیق دهند. این فشار برای مجتمع‌های مبتنی بر نفتا بیشتر است؛ در حالی که تولیدکنندگان مبتنی بر گاز ارزان مزیت نسبی پیدا می‌کنند.
برای صنعت پتروشیمی ایران این تحولات پیام روشنی دارد. دسترسی به خوراک گازی و مایع مزیتی است، اما به‌تنهایی سودآوری را تضمین نمی‌کند. ظرفیت صادرات، دسترسی به بازار، هزینه حمل و توان بازگشت ارز هم تعیین‌کننده‌اند. برای پالایشگاه‌های ایران هم شرایط فعلی هم فرصت است و هم تهدید. افزایش قیمت فرآورده‌ها در صورت امکان صادرات می‌تواند ارزش تولید را بالا ببرد، اما هزینه حمل و ریسک‌های بیمه‌ای بخشی از این مزیت را از بین می‌برد. تجربه اخیر بار دیگر اهمیت توسعه زنجیره ارزش را نشان می‌دهد؛ هرچه سهم محصولات با ارزش افزوده بالاتر بیشتر باشد، امکان استفاده از شرایط خاص بازار بیشتر خواهد بود.
اگر بحران طولانی شود بازار به سمت سازگاری حرکت می‌کند.یعنی منابع جایگزین پیدا می‌شود، مسیرها تغییر می‌کند و مصرف‌کنندگان به قیمت‌های بالاتر واکنش نشان می‌دهند. هیچ‌یک از این حاشیه سودهای بالا برای مدت طولانی تضمین‌شده نیست. همان کمبودی که امروز پالایشگاه‌ها را برنده کرده، فردا می‌تواند علیه آن‌ها عمل کند.
بازار نفت اکنون میان دو ساعت متفاوت در حرکت است؛ ساعت عرضه و ساعت تقاضا. عرضه می‌تواند با بازگشت نفت خاورمیانه و ظرفیت‌های ازدست‌رفته افزایش یابد، اما تقاضا ممکن است زیر فشار قیمت‌های بالا و ضعف اقتصاد جهانی بماند. برنده نهایی هنوز مشخص نیست. پالایشگاه‌ها فعلاً از فاصله قیمت خام و فرآورده سود می‌برند، اما این فاصله به‌شدت به تحولات ژئوپلیتیک وابسته است. پتروشیمی‌ها با مسئله دیگری روبه‌رویند: هزینه خوراک بالا رفته، اما تقاضا لزوماً توان همراهی ندارد.
آنچه در ماه‌های آینده تعیین می‌کند کدام بخش برنده و کدام بازنده خواهد بود، نه فقط قیمت نفت، بلکه سرعت بازگشت عرضه، وضعیت پالایشگاه‌ها و واکنش مصرف‌کننده به قیمت‌های جدید انرژی است. واقعیت مهم‌تر این است که بازار نفت دیگر صرفاً بازار «بشکه» نیست. هر بشکه تا وقتی به بنزین، گازوئیل، سوخت جت یا خوراک پتروشیمی تبدیل نشود، نیاز اقتصاد را پاسخ نمی‌دهد. بحران اخیر همین نقطه را برجسته کرده و آن اینکه ممکن است نفت در میدان باشد، اما اگر امکان انتقال و پالایش نباشد، برای مصرف‌کننده تفاوت چندانی با نفت تولیدنشده ندارد. به همین دلیل پالایشگاه‌ها در این بحران بیش از یک حلقه ساده زنجیره، به نقطه‌ای تبدیل شده‌اند که بخشی از سرنوشت قیمت انرژی و حتی تورم در آن رقم می‌خورد.


#بازار نفت و گاز
#بازار نفت
#فرزین سوادکوهی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید