نفت خبر: چهار سال پس از آنکه جنگ اوکراین وابستگی دیرینه اروپا به گاز روسیه را به چالش کشید، اکنون رقابت بر سر تأمین انرژی این قاره وارد مرحلهای تازه شده است. دیگر تنها حجم صادرات گاز تعیینکننده نیست. مسیرهای انتقال، زیرساختهای انرژی، شبکههای برق و حتی پروژههای هیدروژن، به بخشی از معادله ژئوپلیتیک اروپا تبدیل شدهاند. در این میان، ترکیه و اسرائیل هر یک با مدل متفاوتی میکوشند جایگاه خود را در معماری جدید انرژی اروپا تثبیت کنند.
بر اساس تحلیلی که وب سایت المجله منتشر کرده است، اتحادیه اروپا پس از کاهش وابستگی به روسیه، دیگر به دنبال یافتن یک تأمینکننده جایگزین نیست. تجربه سالهای اخیر، بروکسل را به سمت تنوعبخشی به منابع و مسیرهای انرژی سوق داده است. رویکردی که میتواند وابستگی به هر بازیگر واحد را کاهش دهد و انعطافپذیری بیشتری برای بازار انرژی اروپا ایجاد کند.
در این چارچوب، ترکیه بیش از هر چیز بر موقعیت جغرافیایی خود تکیه کرده است. آنکارا تلاش میکند از یک کشور ترانزیتی به مرکز مبادله انرژی منطقه تبدیل شود. شبکه خطوط لوله تاناپ و تورکاستریم، در کنار ظرفیت قابل توجه پایانههای واردات الانجی، زیرساختی را فراهم کرده که ترکیه امیدوار است از طریق آن، نقش واسطه اصلی میان تولیدکنندگان انرژی و بازار اروپا را ایفا کند. البته این هدف تنها با توسعه زیرساخت محقق نمیشود؛ اروپا همچنان بر شفافیت بازار، چارچوبهای حقوقی و قابلیت پیشبینی سیاستهای انرژی تأکید دارد؛ موضوعی که میتواند به همان اندازه خطوط لوله تعیینکننده باشد.
در سوی دیگر، اسرائیل مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. کشف میدانهای گازی «تامار» و «لویاتان» طی یک دهه گذشته، این کشور را از واردکننده به صادرکننده گاز تبدیل کرده و تولید سالانه آن را به حدود ۲۷ میلیارد مترمکعب رسانده است. اما تلآویو به جای رقابت مستقیم بر سر حجم صادرات، بر اتصال به زنجیرههای فناوری و زیرساخت اروپا تمرکز کرده است؛ از صادرات گاز از طریق مصر گرفته تا پروژههای اتصال شبکه برق با یونان و قبرس و همکاری در حوزه هیدروژن کمکربن. به بیان دیگر، اسرائیل تلاش میکند بخشی از شبکه انرژی اروپا باشد، نه صرفاً یکی از فروشندگان آن.
رقابت دو کشور در پروژههای کریدوری نیز نمود پیدا کرده است. پروژه کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) و اتصالدهنده زیردریایی برق میان اسرائیل، قبرس و یونان، مسیری را ترسیم میکنند که از خاک ترکیه عبور نمیکند؛ موضوعی که با واکنش آنکارا نیز همراه بوده است. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این پروژهها الزاماً یکدیگر را حذف نمیکنند. اگر ترکیه بر مسیرهای شمال–جنوب تمرکز دارد، اسرائیل میتواند حلقهای از کریدورهای شرق–غرب باشد؛ دو الگویی که در نهایت شاید بیش از آنکه رقیب باشند، مکمل یکدیگر شوند.
همین نگاه، سناریوهای پیش روی اروپا را نیز شکل میدهد. یک احتمال آن است که ترکیه به هاب اصلی انرژی قاره تبدیل شود؛ سناریویی که تحقق آن به میزان اعتماد اروپا به ساختار بازار انرژی این کشور وابسته خواهد بود. سناریوی دیگر، تبدیل اسرائیل به گرهای راهبردی در شبکه اقتصادی میان اروپا، خاورمیانه و آسیاست. اما محتملترین گزینه، به گفته نویسنده المجله، شکلگیری یک سیستم چندمرکزی است. شبکهای که در آن ترکیه، اسرائیل، مصر و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، هر کدام بخشی از نیازهای انرژی اروپا را تأمین کنند.
شاید مهمترین تحول همین باشد. اروپا دیگر به دنبال جایگزینی روسیه با کشوری دیگر نیست، بلکه در تلاش است وابستگی خود را میان چند شریک تقسیم کند. تجربه بحران انرژی، نگاه بروکسل را از «تأمینکننده» به «شبکه تأمین» تغییر داد. تغییری که رقابت امروز ترکیه و اسرائیل را نیز از یک مسابقه بر سر فروش گاز، به رقابتی بر سر طراحی نظم جدید انرژی در شرق مدیترانه و فراتر از آن تبدیل کرده است.
در این میان، کشورهای عربی نیز با برخورداری از منابع گسترده انرژیهای تجدیدپذیر و موقعیت ژئوپلیتیک خود، فرصت تازهای برای نقشآفرینی یافتهاند. اما این فرصت، بیش از آنکه به میزان ذخایر نفت و گاز وابسته باشد، به توانایی آنها در توسعه زیرساخت، فناوری و پیوند با زنجیرههای جدید انرژی بستگی دارد. در نظم تازه، مزیت تنها در زیر زمین نیست؛ در شبکههایی است که کشورها روی زمین میسازند.
انتهای پیام/
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 7 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 13 ساعت قبل
ویدئو مرتبط