naftkhabar-header-2k

انرژی

چین در میانه بحران انرژی؛ اول امنیت عرضه، بعد بازار

۲۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۹:۵۰

0
0
چین در میانه بحران انرژی؛ اول امنیت عرضه، بعد بازار



آمار تازه گمرک چین از یک اتفاق قابل توجه در بازار جهانی انرژی خبر می‌دهد. صادرات فرآورده‌های نفتی این کشور در ماه اوت به ۶.۰۱ میلیون تن رسیده؛ ۱۲.۷ درصد بیشتر از مدت مشابه سال گذشته. در میان فرآورده‌ها، صادرات سوخت جت با رسیدن به ۲.۵۵ میلیون تن رکورد تازه‌ای ثبت کرده و صادرات دیزل نیز با رشد بیش از ۴۲ درصدی به ۱.۳۳ میلیون تن رسیده است.


اما اهمیت این اعداد بیش از خود حجم صادرات است. برای فهمیدن آن باید چند ماه به عقب برگشت و رفتار چین را از ابتدای بحران اخیر دنبال کرد.


با افزایش تنش در خاورمیانه و اختلال در مسیرهای تأمین انرژی، پکن در نخستین واکنش صادرات برخی فرآورده‌های نفتی را محدود کرد. هدف قابل پیش‌بینی بود: اطمینان از عرضه کافی در بازار داخلی و جلوگیری از انتقال شوک بازار جهانی به مصرف‌کنندگان چینی.


چین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت جهان و در عین حال صاحب یکی از بزرگ‌ترین صنایع پالایشی دنیاست. بنابراین برخلاف بسیاری از واردکنندگان انرژی، فقط یک خریدار نفت خام نیست. این کشور می‌تواند همزمان با تغییر سبد واردات نفت، میزان فعالیت پالایشگاه‌ها، ذخایر و حجم صادرات فرآورده‌های خود را تنظیم کند.


همین انعطاف در ماه‌های بعد آشکار شد.


پس از آنکه نگرانی اولیه درباره تأمین بازار داخلی کاهش یافت و حاشیه سود صادرات فرآورده در بازار جهانی افزایش پیدا کرد، محدودیت‌ها آرام‌آرام تعدیل شدند. نتیجه در آمار اوت دیده می‌شود: صادرات فرآورده چین نه‌تنها به سطح پیش از بحران برگشته، بلکه صادرات سوخت جت رکورد تاریخی زده است.


این اتفاق وجه دیگری هم دارد. با کاهش دوباره ذخایر بنزین و دیزل چین، احتمال دارد پکن بار دیگر صادرات را محدود کند. به بیان دیگر، صادرات فرآورده برای چین فقط یک فعالیت تجاری نیست؛ به یکی از ابزارهای مدیریت امنیت انرژی این کشور تبدیل شده است.


از واردکننده نفت تا تنظیم‌کننده بازار فرآورده


سال‌ها تصویر غالب از چین در بازار انرژی، تصویر یک خریدار بزرگ نفت بود؛ اقتصادی عظیم که برای ادامه رشد خود باید هر روز میلیون‌ها بشکه نفت از خاورمیانه، روسیه، آفریقا و آمریکای لاتین وارد کند.


اما توسعه ظرفیت پالایشی چین این تصویر را تغییر داده است.


چین امروز می‌تواند در یک مقطع صادرات فرآورده را کاهش دهد تا بازار داخلی خود را در برابر بحران محافظت کند و چند ماه بعد، هنگامی که شرایط اقتصادی مناسب شد، همان ظرفیت پالایشی را برای حضور بیشتر در بازار جهانی به کار گیرد.


رکورد صادرات سوخت جت در اوت نمونه روشنی از این تحول است.


در شرایطی که اختلال در پالایش و تجارت فرآورده در بخش‌هایی از خاورمیانه و روسیه بازار جهانی را تحت فشار قرار داده، پالایشگاه‌های چین امکان پیدا کرده‌اند بخشی از این کمبود را تأمین کنند.


در نتیجه چین در بازار انرژی فقط در سمت تقاضا قرار ندارد؛ در برخی فرآورده‌ها می‌تواند در سمت عرضه نیز بر تعادل بازار اثر بگذارد.


ایران در معادله انرژی چین


برای ایران این تحول اهمیت ویژه‌ای دارد.


چین طی سال‌های اخیر مهم‌ترین مقصد نفت صادراتی ایران بوده و در شرایط تحریم، بازار چین نقشی اساسی در ادامه صادرات نفت ایران داشته است. به همین دلیل روابط انرژی دو کشور یکی از مهم‌ترین بخش‌های مناسبات اقتصادی تهران و پکن محسوب می‌شود.


اما ساختار بازار انرژی چین بسیار متنوع‌تر از رابطه با یک تأمین‌کننده است.


پالایشگاه‌های چینی همزمان نفت روسیه، عربستان، عراق، ایران، کشورهای آفریقایی و دیگر تولیدکنندگان را خریداری می‌کنند. در دوره‌های مختلف نیز ترکیب این سبد با توجه به قیمت، تخفیف، هزینه حمل، تحریم‌ها و امنیت مسیرهای کشتیرانی تغییر می‌کند.


این تنوع یکی از پایه‌های سیاست امنیت انرژی چین است.


پکن تلاش کرده وابستگی خود را نه با کاهش واردات نفت، که با افزایش تعداد گزینه‌های تأمین مدیریت کند.


بنابراین اهمیت نفت ایران برای چین را نیز باید در همین چارچوب دید: ایران یک تأمین‌کننده مهم، نزدیک به بازار آسیا و در سال‌های اخیر عرضه‌کننده نفت با شرایط رقابتی بوده است؛ در عین حال چین تلاش می‌کند امکان جایگزینی میان منابع مختلف را حفظ کند.


چرا هرمز برای پکن مهم است؟


اینجا مسئله تنگه هرمز اهمیت پیدا می‌کند.


بخش قابل توجهی از نفت وارداتی چین از کشورهای خلیج فارس تأمین می‌شود. بنابراین امنیت کشتیرانی در هرمز صرفاً موضوعی مربوط به ایران یا کشورهای عربی منطقه نیست؛ مستقیماً با امنیت انرژی بزرگ‌ترین اقتصادهای آسیایی ارتباط دارد.


به همین دلیل موضع اخیر چین درباره ضرورت بازگشایی کامل مسیر کشتیرانی در هرمز را می‌توان در امتداد سیاست دیرینه امنیت انرژی این کشور ارزیابی کرد.


وانگ‌یی در دیدار اخیر خود با سیدعباس عراقچی در پکن، در کنار تأکید بر روابط راهبردی دو کشور و حمایت از حقوق و منافع مشروع ایران، بر ضرورت کاهش تنش، بازگشت به گفت‌وگو و تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز نیز تأکید کرد.


کنار هم گذاشتن این موضع با رفتار چین در بازار انرژی تصویر نسبتاً روشنی ارائه می‌دهد.


پکن از یک سو خواهان حفظ روابط اقتصادی و سیاسی خود با ایران است و با فشارهای یک‌جانبه علیه تهران همراهی نمی‌کند؛ از سوی دیگر، استمرار جریان آزاد انرژی از خلیج فارس برای اقتصاد چین اهمیتی راهبردی دارد.


این دو الزام لزوماً در تعارض با یکدیگر نیستند.


چین در سیاست خارجی خود سال‌هاست تلاش می‌کند روابطش با ایران را در کنار روابط گسترده با عربستان سعودی، امارات، قطر و دیگر کشورهای منطقه حفظ کند. در حوزه انرژی نیز همین الگو دیده می‌شود: تنوع روابط، تنوع تأمین‌کنندگان و جلوگیری از وابستگی بیش از حد به یک مسیر یا یک کشور.


پیامی که بیشتر اقتصادی است تا سیاسی


از این منظر، رفتار اخیر چین را شاید بهتر باشد نه «هشدار به ایران»، بلکه نشانه‌ای از اولویت‌های اقتصادی پکن بدانیم.


چین در ماه‌های اخیر نشان داده است که در مواجهه با بحران انرژی ابتدا تلاش می‌کند بازار داخلی خود را محافظت کند، سپس مسیرهای جایگزین تأمین را فعال کند و در مرحله بعد، در صورت فراهم‌شدن شرایط، از فرصت‌های تجاری ایجادشده در بازار جهانی استفاده کند.


محدودکردن صادرات فرآورده در آغاز بحران و افزایش دوباره آن در ماه اوت دو بخش از همین سیاست‌اند.


موضع دیپلماتیک چین درباره هرمز نیز با همین منطق قابل توضیح است.


برای پکن، ثبات خلیج فارس به معنی دسترسی مطمئن‌تر به نفت و LNG، هزینه حمل پایین‌تر و کاهش ریسک برای اقتصاد چین است. به همین دلیل طبیعی است که چین در کنار روابط خود با ایران، بر کاهش تنش و استمرار جریان انرژی نیز تأکید کند.


در این میان، رابطه نفتی ایران و چین همچنان برای هر دو کشور اهمیت زیادی دارد. چین بازار بزرگی برای نفت ایران فراهم کرده و ایران نیز یکی از منابع متنوع تأمین نفت پالایشگاه‌های چینی بوده است.


اما شاید مهم‌ترین نکته‌ای که از تحولات اخیر می‌توان دریافت، تغییر جایگاه خود چین در بازار جهانی انرژی باشد.


چین دیگر فقط کشوری نیست که منتظر رسیدن نفتکش‌ها بماند.


این کشور ذخیره می‌کند، ترکیب وارداتش را تغییر می‌دهد، سهمیه صادرات را جابه‌جا می‌کند، پالایشگاه‌هایش را با شرایط بازار هماهنگ می‌کند و هنگامی که بازار جهانی با کمبود فرآورده روبه‌رو می‌شود، می‌تواند صادرات دیزل و سوخت جت خود را افزایش دهد.


رکورد ۲.۵۵ میلیون تنی صادرات سوخت جت چین در ماه اوت شاید در ظاهر فقط یک عدد در گزارش گمرک باشد؛ اما پشت این عدد تحول بزرگ‌تری دیده می‌شود:


چین از بزرگ‌ترین خریدار انرژی جهان، آرام‌آرام به یکی از بازیگرانی تبدیل شده که می‌تواند از طریق پالایش، ذخیره‌سازی و تجارت فرآورده بر نحوه عبور بازار جهانی از بحران‌های انرژی نیز اثر بگذارد.


برای ایران نیز شناخت این تغییر اهمیت دارد. رابطه بلندمدت با چین بیش از هر چیز زمانی قابل توسعه است که منافع انرژی دو کشور در یک ساختار باثبات، قابل پیش‌بینی و متقابل تعریف شود؛ همان چیزی که پکن در تمام شبکه روابط انرژی خود، از روسیه و آسیای مرکزی تا ایران و کشورهای عربی خلیج فارس، در جست‌وجوی آن است.

#انرژی
#سفیر ایران در چین
#چین
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید