داوود حشمتی:
زمستان اول؛ خاموشی، افت فشار و تردید
سال گذشته نخستین سال استقرار دولت پزشکیان بود؛ زمستانی که با خاموشیهای برق، افت فشار و قطعی گاز در برخی مناطق همراه شد. در اوج مصرف در حوزه گاز خانگی، عدد ۶۷۶ میلیون مترمکعب مصرف را در ۲۱ بهمن شاهد بودیم. رقمی که شبکه را به مرز تنش رساند. همزمان، نیروگاهها با کمبود سوخت مایع روبهرو بودند و بحث ذخایر گازوئیل به یکی از محورهای انتقاد بدل شد.
مقایسه های آماری نشان میداد که در 5 ماه اول سال که باید گازوئیل برای نیروگاه های برق ذخیره میشود، نه تنها ذخیره نشده بلکه در بوروس کالا فروخته شده است. اما اعضای دولت قبل آن را رد می کردند و مدعی بودند علت قطعی برق «بی کفایتی» دولت تازه مسعود پزشکیان است. حامیان دولت اما معتقد بودند این وقایع نشانهای از «زمین مینگذاریشده» برای دولت جدید بود تا پیش بینی آن وزیر سابق محقق شود. زمستان سال قبل هر طور بود گذشت. با کمبود برق و افت فشار گاز.
زمستان دوم؛ بدون خاموشی، با مصرف بالاتر
امسال اما روایت متفاوت است. در شرایطی که فضای کشور ملتهبتر بود؛ از سایه تنشهای منطقهای تا اعتراضات اجتماعی، شبکه برق در زمستان بدون خاموشی گسترده سپری شد. قطعی سراسری برق رخ نداد و مدیریت مصرف گاز نیز از مرز بحران عبور نکرد. جالب آنکه مصرف گاز خانگی نهتنها کاهش نیافت، بلکه رکورد بالاتری ثبت کرد:
در ۲ بهمن امسال، مصرف به ۷۳۷ میلیون مترمکعب رسید؛ رقمی بالاتر از اوج مصرف سال گذشته. به بیان سادهتر، دولت با بار مصرفی سنگینتر، زمستان آرامتری را پشت سر گذاشت.
این مقایسه، یک پرسش جدی ایجاد کرد: اگر سال گذشته بحران، نتیجه «سوءمدیریت جاری» بود، چگونه در سالی که همه ابزار اجرا در اختیار همین دولت قرار داشت و حتی مصرف نیز بیشتر بود، خاموشی تکرار نشد؟
پروژهای برای یک زمستان؟
در ادبیات سیاسی مدتی است که «زمستان سخت» استعارهای آشناست؛ فصلی که میتواند دولتها را با چالش روبه رو سرنگونی روبه رو کند. اکنون با کنار هم گذاشتن دو زمستان متوالی، این فرضیه پررنگتر میشود که وضعیت ناترازی انرژی سال نخست دولت پزشکیان، بیش از آنکه صرفاً محصول ناترازی انرژی باشد، حاصل یک ناهماهنگی ساختاری یا حتی پروژهای سازمانیافته برای زمینزدن دولت در همان سال اول بوده است.
ذخایر گازوئیل نیروگاهها در نیمه نخست ۱۴۰3 تکمیل نشده و عملاً دولت تازهمستقر با انبارهای نیمهخالی وارد زمستان شد. به این ترتیب وقتی امسال این اتفاق با وجود افزایش مصرف انرژی رخ نمی دهد، خاموشیهای سال گذشته تنها یک اتفاق فنی نباید تحلیل شود؛ بلکه میتوان آن را بخشی از یک پروژه سیاسی دانست. پروژه ای که هدفش این بود که دولت در همان سال اول بابرخورد کردن با مشکلات دچار فروپاشی و سقوط زودهنگام شود.
کفایت یا عدم کفایت دولت
شاید معنادارترین بخش ماجرا، نه اعداد مصرف که سکوت امروز همان رسانههایی باشد که سال گذشته وضعیت ناترازی را ناشی از «عدم کفایت» دولت تازه مستقر شده پزشکیان معرفی می کردند. اکنون که زمستان امسال بدون خاموشی سپری شده و حتی با مصرف بالاتر مدیریت شده است، و حتی وعده تابستان بدون قطعی برق داده میشود، کمتر نشانی از تحلیل یا بازخوانی آن پیشبینیها دیده میشود.
اشاره به عدم قطعی برق امسال، ناگزیر یک اعتراف ضمنی در خود دارد: اینکه زمستان گذشته قرار بود به نقطه پایان دولت تبدیل شود. سکوت، در اینجا شاید نوعی پرهیز از باز کردن همان پرونده است.
انرژی؛ میدان سیاست یا عرصه مدیریت؟
اگرچه نباید فراموش کرد که ناترازی انرژی در ایران واقعی است؛ مصرف گاز خانگی در روزهای سرد به بیش از ۷۰۰ میلیون مترمکعب میرسد و سهم عمدهای از تولید را میبلعد. اما تفاوت دو زمستان نشان میدهد که مدیریت ذخایر سوخت، برنامهریزی نیروگاهی و هماهنگی میانبخشی میتواند مرز میان «بحران» و «تنش قابلکنترل» را تعیین کند.
زمستان امسال، آزمونی بود که دولت از آن عبور کرد؛ آن هم در شرایطی دشوارتر از سال نخست. همین مقایسه، ادعای سال گذشته دولت درباره وضعیت تحویلگرفتهشده را از سطح یک دفاع سیاسی، به سطح یک گزاره تایید شده ارتقا میدهد.
شاید آن جمله مشهور، حالا معنای دیگری پیدا کرده باشد: دولت پزشکیان نهتنها پایان زمستان ۱۴۰۳ را دید، بلکه در شرایط بحران های اجتماعی سال 1404 هم توانست بحران ناترازی انرژی در زمستان را برطرف کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 8 ساعت قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه