محمدحسین لطفالهی: جهش بیسابقه صادرات نفت ایالات متحده اگرچه مانع از وقوع فاجعه نفت ۲۰۰ دلاری شد و به کاخ سفید در مذاکرات اهرم فشار داد اما اکنون با رسیدن ذخایر راهبردی و تجاری به پایینترین سطوح تاریخی، زنگ خطر را برای امنیت انرژی این کشور به صدا درآورد.
سقوط چشمگیر قیمت جهانی نفت در هفتههای اخیر، یک هدیه ژئوپلیتیک و اهرم فشار غیرمنتظره را در جریان مذاکرات جاری با ایران، در اختیار دولت دونالد ترامپ قرار داد. در حالی که در فصل بهار و با تهدیدات فزاینده در تنگه هرمز، بازار جهانی با از دست دادن ۱.۴ میلیارد بشکه از عرضه خود در آستانه یک بحران تمامعیار قرار داشت، افزایش خیرهکننده صادرات نفت ایالات متحده مانع از تحقق سناریوی ویرانگر نفت ۲۰۰ دلاری شد. اما این دستاورد راهبردی در حوزه امنیت انرژی بهایی سنگین به همراه داشت: تخلیه ذخایر اضطراری و تجاری آمریکا به سطوحی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون بیسابقه ارزیابی میشود.
خیزش صادراتی آمریکا
بررسی دادههای تجاری نشان میدهد که ایالات متحده با ایفای نقش تولیدکننده نهایی توانست شوک ناشی از اختلال در ترانزیت خلیج فارس را مهار کند. در ماههای آوریل و مه ۲۰۲۶، میانگین صادرات نفت آمریکا با جهشی خیرهکننده به حدود ۱۴۰ میلیون بشکه در ماه (نزدیک به ۵ میلیون بشکه در روز) رسید، رقمی که در مقایسه با صادرات ۲۰ میلیون بشکهای در مدت مشابه سال قبل، نشاندهنده یک تغییر ساختاری عظیم در جریان تجارت انرژی به شمار میرود.
این افزایش صادرات تنها متکی به آزادسازی از مخازن راهبردی محسوب نمیشد، بلکه ترکیبی از افزایش تولید داخلی و تخلیه مخازن تجاری شرکتها، این موج صادراتی را شکل داد. در حالی که کشورهای واردکننده در اقتصادهای نوظهور ناچار به تخریب تقاضا و کاهش مصرف شدند، سرازیر شدن نفت و فراوردههای پالایشی آمریکا به بازارهای جهانی، قیمت شاخص برنت را مهار کرد و جهان را از یک رکود تورمی نجات داد.
اهرم فشار در میز مذاکره
اکنون با بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و سرازیر شدن مجدد دهها میلیون بشکه نفت خاورمیانه به بازار، تحلیلگران پیشبینی میکنند که کمبود تاریخی به زودی به یک مازاد عرضه عظیم تبدیل خواهد شد. این چشمانداز که قیمت نفت را به کانال ۷۰ دلاری بازگرداند، فشار را از روی دوش مذاکرهکنندگان آمریکایی برای امضای یک توافق شتابزده با تهران برداشت.
به گفته کارشناسان موسسه کاپیتال اکونومیکس و جیپی مورگان، با توجه به تسریع روند برقیسازی در چین و اروپا در طول جنگ، تقاضای جهانی دیگر به سطوح پیش از بحران بازنخواهد گشت. این سناریو حتی احتمال سقوط قیمت نفت به محدوده ۵۰ یا ۴۰ دلار در سالهای آینده را تقویت کرد، وضعیتی که در سایه تعاملات پیچیده دیپلماتیک، واشنگتن را در موضعی بسیار مسلط در مذاکرات قرار میدهد.
بازی با خطوط قرمز فیزیکی
با وجود این برتری ژئوپلیتیک، پاشنه آشیل راهبرد واشنگتن در وضعیت بحرانی مخازن آن نهفته به نظر میرسد. جهان برای عبور از این بحران، روزانه حدود ۴ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی و تجاری خود را مصرف کرد. در ایالات متحده، حجم ذخایر راهبردی نفت با ۲۲ درصد کاهش نسبت به پیش از جنگ، به زیر ۳۲۶ میلیون بشکه سقوط کرد، رقمی که از زمان پر شدن این مخازن در دولت ریگان در سال ۱۹۸۳ تاکنون به ثبت نرسید.
وضعیت در مخازن تجاری حتی نگرانکنندهتر ارزیابی میشود. ذخایر قطب حیاتی کوشینگ در اوکلاهما (که قلب تپنده خطوط لوله آمریکا محسوب میشود) به زیر مرز بحرانی ۲۰ میلیون بشکه افت کرد. از منظر فیزیک سیالات، افت ذخایر به این سطح بدان معنا خواهد بود که پمپها به لجن و رسوبات کف مخازن برخورد کرده و توانایی پمپاژ جریان پایدار نفت به درون خطوط لوله را از دست میدهند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا اخیرا در مصاحبهای با مایکل نولز با تایید این چالش راهبردی، هدف از توافق موقت با ایران را ایجاد فرصتی برای بازسازی اقتصاد نفتی جهان و پر کردن مجدد مخازن پیش از سنجش گامهای بعدی در قبال تهران عنوان کرد.
اگرچه بازار جهانی به لطف مداخله و صادرات آمریکا توانست از یک فاجعه اقتصادی جان سالم به در ببرد، اما تا زمانی که دهها میلیون بشکه نفت تخلیهشده به مخازن راهبردی و تجاری این کشور بازنگردد، امنیت انرژی ایالات متحده در برابر هرگونه تنش مجدد در خاورمیانه به شدت آسیبپذیر و شکننده باقی خواهد ماند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 6 ساعت قبل
حدود 6 ساعت قبل
حدود 6 ساعت قبل
حدود 24 ساعت قبل
1 روز قبل
ویدئو مرتبط