بر اساس گزارش وبسایت «اویلپرایس»، ایالات متحده در هفته جاری دور جدیدی از حملات گسترده نظامی علیه ایران را انجام داده است. این حملات حدود ۹۰ هدف نظامی را شامل میشد که عمدتاً بر توانمندیهای مرتبط با کنترل دریایی در اطراف تنگه هرمز متمرکز بود.
اهداف اصلی حملات شامل موارد زیر عنوان شده است:
* سامانههای راداری ساحلی
* موشکهای ضدکشتی
* پایگاههای پرتاب پهپاد
* شبکههای فرماندهی و کنترل
* تجهیزات و شناورهای مرتبط با نیروی دریایی سپاه در منطقه هرمز
طبق گزارش، تهران در فاصله چند ساعت پس از این حملات، با حملات موشکی و پهپادی به تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و قطر پاسخ داده و اعلام کرده است که همچنان کنترل و نظارت خود بر تردد دریایی در تنگه هرمز را ادامه خواهد داد.
این گزارش میگوید از نگاه تحلیلهای اطلاعاتی غربی، کنترل تنگه هرمز اکنون به مهمترین هدف راهبردی تهران تبدیل شده و ایران حاضر است برای حفظ این موقعیت، خطر تشدید دوباره درگیری نظامی را بپذیرد.
بر اساس ادعای منابع آمریکایی، حملات هوایی آمریکا تاکنون نتوانستهاند توان عملیاتی ایران در منطقه را از بین ببرند. همچنین ادعا شده است که ایران:
* بخشی از شبکه راداری ساحلی خود را بازسازی کرده است؛
* تعداد قابل توجهی از موشکها و پرتابگرهای آسیبدیده را تعمیر یا جایگزین کرده است؛
* بیش از نیمی از ذخیره موشکی پیش از جنگ خود را دوباره در اختیار گرفته است.
گزارش تأکید میکند که با وجود فشار نظامی آمریکا، ایران همچنان بر اجرای مسیرهای عبوری تعیینشده توسط خود برای کشتیهای تجاری اصرار دارد و برخی کشتیهایی که این مسیرها را رعایت نکنند، با تهدید یا حمله مواجه شدهاند.
⸻
تحلیل فنی و نظامی
۱- تمرکز حملات آمریکا بر «زیرساختهای کنترل دریایی» نه صرفاً اهداف نظامی
انتخاب اهداف اعلامشده نشان میدهد که هدف اصلی حملات، کاهش توان ایران برای ایجاد «منطقه کنترل دریایی» در تنگه هرمز بوده است.
در جنگهای مدرن دریایی، کنترل یک آبراه حیاتی تنها به داشتن ناوگان بزرگ وابسته نیست، بلکه ترکیبی از چند قابلیت است:
* آگاهی موقعیتی دریایی
(Maritime Domain Awareness)
* شبکه راداری و شناسایی ساحلی
* موشکهای ضدکشتی با قابلیت حمله از ساحل
* پهپادهای شناسایی و تهاجمی
* سامانههای فرماندهی، کنترل و ارتباطات
این مجموعه به یک کشور اجازه میدهد حتی بدون حضور گسترده شناورهای بزرگ، هزینه عبور نیروهای دشمن یا کشتیهای تجاری را افزایش دهد.
⸻
۲- محدودیت حملات هوایی در از بین بردن توانمندیهای پراکنده
یکی از چالشهای اصلی در مقابله با سامانههای ساحلی موشکی، پراکندگی و قابلیت جابهجایی آنها است.
سامانههای موشکی متحرک معمولاً دارای ویژگیهای زیر هستند:
* امکان تغییر سریع محل استقرار
* استتار و اختفا
* استفاده از شبکههای ارتباطی جایگزین
* ذخیره قطعات و تجهیزات پشتیبان
بنابراین حتی حملات دقیق هوایی نیز الزاماً به معنی حذف کامل توان عملیاتی نیست، بلکه ممکن است تنها باعث کاهش موقت ظرفیت عملیاتی شود.
⸻
۳- اهمیت استراتژیک تنگه هرمز
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خاورمیانه از این مسیر عبور میکند.
اهمیت این منطقه ناشی از سه عامل است:
الف) انرژی جهانی
هرگونه اختلال پایدار در این مسیر میتواند:
* هزینه حملونقل انرژی را افزایش دهد؛
* قیمت نفت و گاز را تحت فشار قرار دهد؛
* بازارهای مالی جهانی را متأثر کند.
ب) موقعیت نظامی
کنترل تنگه هرمز امکان تأثیرگذاری بر:
* خطوط دریایی تجاری
* استقرار نیروهای دریایی خارجی
* عملیات لجستیکی منطقهای
را فراهم میکند.
ج) جنگ ترکیبی
در شرایط جدید، کنترل دریایی فقط با کشتی جنگی انجام نمیشود، بلکه ترکیبی از:
* موشک
* پهپاد
* جنگ الکترونیک
* اطلاعات ماهوارهای
* عملیات سایبری
است.
⸻
تحلیل استراتژیک
۱- تغییر ماهیت درگیری از «ضربه نظامی» به «جنگ فرسایشی توانمندیها»
گزارش نشان میدهد که حملات آمریکا، حتی در صورت موفقیت تاکتیکی، الزاماً به تغییر رفتار طرف مقابل منجر نشده است.
در چنین شرایطی، طرفین وارد مرحلهای میشوند که هدف اصلی، نابودی کامل طرف مقابل نیست، بلکه:
* کاهش توان عملیاتی؛
* افزایش هزینه طرف مقابل؛
* حفظ قدرت بازدارندگی؛
* ایجاد اهرم مذاکراتی
اهمیت پیدا میکند.
⸻
۲- تنگه هرمز به عنوان ابزار بازدارندگی
در منطق نظامی، یک کشور ممکن است بدون تلاش برای کنترل کامل یک منطقه، بتواند با ایجاد «تهدید معتبر» هزینه فعالیت طرف مقابل را افزایش دهد.
این مفهوم در ادبیات نظامی با عنوان:
بازدارندگی از طریق منع دسترسی
(Anti-Access / Area Denial)
شناخته میشود.
در این رویکرد، هدف اصلی جلوگیری از آزادی عمل نیروهای مقابل در یک منطقه جغرافیایی است.
⸻
۳- چالش آمریکا در ایجاد نتیجه سیاسی از عملیات نظامی
یکی از نکات کلیدی گزارش این است که عملیات نظامی، زمانی موفق محسوب میشود که بتواند به یک نتیجه سیاسی پایدار منجر شود.
تجربه تاریخی نشان داده است که:
* نابودی بخشی از تجهیزات نظامی لزوماً به تغییر رفتار سیاسی منجر نمیشود؛
* توان بازسازی و جایگزینی تجهیزات اهمیت زیادی دارد؛
* ارزیابی موفقیت عملیات باید فراتر از تعداد اهداف منهدمشده باشد.
⸻
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
* تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان باقی مانده است.
* حملات هوایی گسترده میتوانند توانمندیهای نظامی را کاهش دهند، اما حذف کامل یک شبکه دفاع ساحلی پراکنده بسیار دشوار است.
* درگیری در چنین محیطی بیشتر به رقابت میان «توان تخریب» و «توان بازسازی» تبدیل میشود.
* کنترل دریایی در قرن بیستویکم ترکیبی از موشک، پهپاد، اطلاعات و شبکه فرماندهی است، نه صرفاً تعداد شناورهای نظامی.
* بازار انرژی، حملونقل دریایی و امنیت زنجیره تأمین جهانی، بیشترین حساسیت را نسبت به تداوم ناامنی در این منطقه خواهند داشت.
جمعبندی:
مقاله اویلپرایس نشان میدهد که حملات آمریکا تاکنون نتوانستهاند معادله کنترل دریایی در اطراف تنگه هرمز را بهطور اساسی تغییر دهند. عامل تعیینکننده در ادامه بحران، نه فقط میزان خسارت نظامی، بلکه توان بازسازی، حفظ قابلیتهای عملیاتی، فشار اقتصادی و امکان تبدیل قدرت نظامی به دستاورد سیاسی خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
ویدئو مرتبط