naftkhabar-header-2k

یاداشت

یادداشت سردبیر؛

جنگ پل‌ها/ ترامپ تهدید کرد: در برابر هر یک کشتی، یک پل یا نیروگاه را می‌زند

۳۱ تیر ۱۴۰۵ | ۱۷:۰۵

0
0
جنگ پل‌ها/ ترامپ تهدید کرد: در برابر هر یک کشتی، یک پل یا نیروگاه را می‌زند

یادداشت سردبیر : آخرین تهدید دونالد ترامپ، بیش از آنکه یک هشدار نظامی باشد، نشانه ورود جنگ به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که زیرساخت‌های غیرنظامی به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل می‌شوند. ترامپ گفته «از این پس، هر حمله ایران به یک کشتی در تنگه هرمز با حمله آمریکا به یک پل یا نیروگاه برق ایران پاسخ داده خواهد شد.» این یعنی واشنگتن تلاش می‌کند هزینه ادامه فشار ایران بر هرمز را مستقیماً به داخل خاک ایران منتقل کند.
 
اما اگر محاسبات پیشین تهران را ملاک قرار دهیم، بعید است چنین تهدیدی به تنهایی باعث عقب‌نشینی ایران از راهبرد هرمز شود. همان‌گونه که پیش‌تر در یادداشت «دارایی‌های مسدودشده در برابر هرمز» توضیح دادیم، مسئله اصلی برای ایران دیگر صرفاً پول یا حتی تحریم نیست؛ بلکه تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی خود بر مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان است. از این منظر، هرمز برای ایران تنها یک آبراه نیست، بلکه مهم‌ترین اهرم قدرت در مذاکرات آینده با آمریکا و بازیگران منطقه‌ای محسوب می‌شود.
 
اگر این برداشت درست باشد، تهدید به بمباران پل‌ها و نیروگاه‌ها الزاماً به توقف فشار بر هرمز منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است دامنه رویارویی را تغییر دهد. در چنین سناریویی، ایران می‌تواند تلاش کند هزینه جنگ را از مرزهای خود فراتر ببرد و آن را به کل معماری امنیتی خلیج فارس منتقل کند. معماری‌ای که بر شبکه‌ای از بنادر، پل‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های حیاتی کشورهای منطقه استوار است. همچنان که در همین ساعات خبرهایی حاکی از عملیات در خاک عربستان به گوش می رسد. به علاوه یمن از صبح امروز بحث محاصره دریایی عربستان را اعلام کرده است.
 
منطق چنین رویکردی روشن است؛ اگر طرف مقابل بخواهد هزینه انسداد هرمز را فقط بر ایران تحمیل کند، ایران ممکن است در پی آن باشد که این هزینه میان همه بازیگران منطقه توزیع شود. در این صورت، کشورهای عربی خلیج فارس دیگر تنها ناظر بحران نخواهند بود، بلکه خود نیز با افزایش ریسک امنیتی و اقتصادی روبه‌رو می‌شوند و ممکن است برای پایان دادن به بحران، فشار بیشتری بر واشنگتن وارد کنند.
 
با این حال، اجرای چنین راهبردی صرفاً یک مسئله نظامی نیست. حتی اگر ایران توانایی گسترش دامنه بحران را داشته باشد، موفقیت سیاسی آن وابسته به متغیری مهم‌تر است؛ میزان همراهی داخلی و حمایت سیاسی از ادامه این مسیر چیزی که در داخل به آن نیاز هست. هرچه دامنه جنگ گسترده‌تر شود، هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی نیز افزایش خواهد یافت و حفظ اجماع داخلی به تصمیمی دشوارتر تبدیل می‌شود.
 
در سطح منطقه نیز ایران ناچار است این محاسبه را انجام دهد که آیا گسترش بحران، کشورهای همسایه را به سمت میانجی‌گری سوق می‌دهد یا برعکس، آنان را بیش از گذشته در کنار آمریکا قرار خواهد داد؟ این همان نقطه‌ای است که موفقیت یا شکست هر راهبرد نظامی، بیش از میدان نبرد، به عرصه سیاست وابسته می‌شود.
 
در نهایت اینکه تهدید ترامپ برای به دست آوردن پیروزی در باز کردن تنگه هرمز است. در سمت دیگر ایران به هیچ قیمتی حاضر نیست دست از مدیریت تنگه هرمز بردارد و اینطور که پیداست ریسک هدف قرار گرفتن زیرساخت ها نیز در محاسبه تصمیم گیران پذیرفته شده است.

در نتیجه اینکه ایران (و به ویژه تهران) در روزهای آینده آبستن رویدادهای بزرگ خواهد بود.

داوود حشمتی

#ترامپ
#قمار نفتی ترامپ
#سناریوی ترامپ
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید