naftkhabar-header-2k

انرژی

منطقه پس از هرمز؛ رقابت برای تصاحب گلوگاه‌های جدید تجارت / ترکیه برنده بازی جنگ

۲۲ تیر ۱۴۰۵ | ۱۶:۰۹

0
0
منطقه پس از هرمز؛ رقابت برای تصاحب گلوگاه‌های جدید تجارت / ترکیه برنده بازی جنگ

نفت خبر


بسته شدن تنگه هرمز در جریان جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تنها بازار جهانی نفت را دچار شوک نکرد، این رخداد بار دیگر این پرسش قدیمی را به صدر محافل سیاسی و اقتصادی بازگرداند که اگر هرمز دیگر مسیر مطمئنی برای انتقال انرژی نباشد، جهان چه گزینه‌ای پیش رو خواهد داشت؟ این مقاله نشان میدهد که چطور ترکیه می تواند برنده این جنگ باشد اما نباید فراموش کرد که اگر ایران از معماری اقتصادی جدید منطقه کنار گذاشته شود، نظم تازه نیز ممکن است همان اندازه شکننده باشد که نظم پیشین بود.


تحلیلی که «آدام دحبصی»، تحلیل‌گر سیاست خارجی در واشنگتن، دستیار پژوهشی سابق پروفسور جان مرشایمر در دانشگاه شیکاگو)، در وب‌سایت Responsible Statecraft منتشر کرده، استدلال می‌کند که پاسخ این پرسش، بیش از هر کشور دیگری به سود ترکیه تمام می‌شود. به باور او، بحران هرمز می‌تواند جایگاه آنکارا را از یک مسیر ترانزیتی مهم به نقطه اتصال اجتناب‌ناپذیر میان آسیا و اروپا ارتقا دهد.

اروپا که در سال‌های اخیر هم‌زمان با کاهش وابستگی به انرژی روسیه به دنبال متنوع‌سازی مسیرهای تجاری و انرژی بوده، اکنون انگیزه بیشتری برای عبور از مسیرهایی پیدا کرده که وابستگی کمتری به خلیج فارس و تنگه هرمز دارند. در این میان، دو پروژه بیش از دیگر گزینه‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ «کریدور میانی» که از آسیای مرکزی، دریای خزر، قفقاز و ترکیه عبور می‌کند و مسیر زمینی و دریایی تازه‌ای میان چین و اروپا می‌سازد، و طرح «چهار دریا» که اتصال خلیج فارس به دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق سوریه و ترکیه دنبال می‌کند.

چنین تغییری، نقشه ژئوپلیتیک منطقه را نیز بازتعریف می‌کند. کشورهایی مانند قزاقستان و جمهوری آذربایجان که پیش‌تر بیشتر صادرکنندگان انرژی محسوب می‌شدند، اکنون در حال تبدیل شدن به حلقه‌های کلیدی زنجیره ترانزیت هستند. سوریه نیز پس از تحولات سیاسی و کاهش محدودیت‌های بین‌المللی، تلاش می‌کند خود را به عنوان گذرگاه جدید انتقال انرژی و تجارت معرفی کند؛ مسیری که می‌تواند بخشی از هزینه‌های سنگین بازسازی این کشور را جبران کند.

اما در میان همه بازیگران، ترکیه بیشترین ظرفیت را برای بهره‌برداری از این تغییرات دارد. موقعیت جغرافیایی این کشور باعث شده هر دو کریدور پیشنهادی در نهایت به خاک ترکیه برسند. موضوعی که می‌تواند جایگاه آنکارا را در معادلات اقتصادی و امنیتی اروپا و خاورمیانه تقویت کند. در واقع، اگر هرمز سال‌ها شاهراه انرژی جهان بود، ترکیه امیدوار است در دهه پیش رو به شاهراه اصلی مسیرهای جایگزین تبدیل شود. تغییری که صرفاً اقتصادی نیست و وزن سیاسی این کشور را نیز افزایش خواهد داد.

این روند هم‌زمان با اهداف راهبردی آمریکا نیز هم‌پوشانی پیدا می‌کند. نویسنده معتقد است واشنگتن از توسعه این کریدورها سه هدف را دنبال می‌کند؛ کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه و ایران، تقویت نفوذ غرب بر زیرساخت‌های راهبردی منطقه و شکل دادن به نظمی اقتصادی که شرکای همسو با غرب در آن نقش پررنگ‌تری داشته باشند. به همین دلیل، آمریکا در سال‌های اخیر از توافق صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل قفقاز و بنادر آسیای مرکزی حمایت کرده است.

با این حال، مقاله در پایان هشدار می‌دهد که انتقال گلوگاه‌های تجارت از هرمز به مسیرهای تازه، الزاماً به معنای کاهش ریسک نیست. بسیاری از این کریدورها نیز از مناطقی عبور می‌کنند که همچنان با بی‌ثباتی سیاسی و امنیتی روبه‌رو هستند. از نگاه نویسنده، اگر ایران از معماری اقتصادی جدید منطقه کنار گذاشته شود، نظم تازه نیز ممکن است همان اندازه شکننده باشد که نظم پیشین بود.

شاید مهم‌ترین نکته این تحلیل نیز همین باشد. بحران هرمز فقط درباره نفت نیست، بلکه درباره رقابت بر سر کنترل مسیرهایی است که اقتصاد جهان از آنها عبور می‌کند. اگر روزگاری تنگه هرمز مهم‌ترین اهرم فشار ژئوپلیتیکی منطقه بود، اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا کریدورهای جدید، در آینده به گلوگاه‌های تازه‌ای برای اعمال نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل خواهند شد یا نه.




#نفت
#داده‌های ردیابی کشتی‌ها
#ترکیه
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید