علیرضا مکی، گزارشگر نفت خبر: این روزها به نظر میرسد که ترکیه در حال بلعیدن تمام مسیرهای تجاری و احداث بزرگترین هاب کریدوری منطقهای به هزینه ایران است . ترکیه با برنامه اقتصادی مشخصی که در سال 2010 معرفی کرد و دکترین تبدیل شدن به مرکز تبادلات منطقهای از سال 2015 اقدامات متعددی را به منظور تعریف این هدف بلندمدت خود شروع کرد . اقدماتی که گاه رنگ و بوی نظامی و امنیتی میگرفتند و گاه رنگ و بوی فرهنگی اجتماعی، اما به صورت عمده اقتصادی و دیپلماتیک بودند.
دراین تعریف قرار است ترکیه تبدیل به بزرگترین هاب تجاری منطقه در دریای سیاه و مدیترانه شرقی تبدیل شود و ذیل این برنامه ترکیه تبدیل به یک صادر کننده بزرگ انرژی خواهد شد .
در واقع مطابق همین برنامه بود که ترکیه از زمان روی کار آمدن دولت حزب عدالت و توسعه ذیل سیاست مشکلات صفر با همسایگان باب مراودات جدیدی را با همسایگان این کشور حتی ارمنستان گشود و درهای تجاری و اقتصادی خود را به روی اقلیم کردستان عراق باز کرد . تا جایی که ترکیه برای مدتها تبدیل به بزرگترین مرکز باز صادرات نفت اقلیم کردستان عراق شد که مستقیم از کرکوک وارد میشد . امری که با اعتراضات متعدد دولت عراق مواجه شده بود . تا در نهایت در سال 2020 طبق توافق بغداد و اربیل کنترل حوزه های نفتی این منطقه به بغداد واگذار شد .
اما به هر صورت این مسئله آروزی ترکها و مخصوصا شخص اردوغان جهت تبدیل ترکیه به هاب تجارت و اقتصاد منطقهای و مخصوصا در حوزه انرژی نشد . تا جایی که علیرغم همه لفاظیهای آنکارا علیه تلاویو در بحبوحه نبرد غزه نه تنها آنکارا با بازصادرات نفت جمهوری آذربایجان به رژیم صهیونیستی سوخت ماشین جنگی این دولت را تامین میکرد بلکه در همین حین در حال مذاکره تلاویو بود تا در مذاکرات صادرات گاز دریای مدیترانه از حوزه گازی لویاتان به اروپا به جای مسیر یونان بلغارستان و قبرس ایتالیا مسیر ترکیه – بلغارستان را در نظر بگیرد .
در این میان جنگ داخلی در سوریه میان پردهای بود که برخی از برنامههای ترکیه اردوغان را به تاخیر انداخت و حتی با شعله کشیدن جنگ داخلی و در نتیجه تجزیه دوفاکتوی سوریه احتمال قدرت گرفتن کردها در شمال و شمال شرق سوریه خواب ترکها پریشان کرد .
به هر صورت در تمام این مدت مخصوصا از سال 2020 به این سو ترکها در حال برنامهریزیهای کلانتری به منظور تحقق رویایی مرکزیت ترکیه در مناسبت تجاری و اقتصادی تدارک دیدند. جنگ دوم قره باغ و بازپسگیری سرزمینهای تحت اشغال ارمنستان بدون کمکهای مشترک اسراییل و ترکیه برای باکو امکان پذیر نبود. حالا باکو با دست پر به دنبال برقرار کریدور زنگزور است .
کریدورزی که کل طول آن کمتر از 40 کیلومتر است اما با قرار گرفتن آن در دست باکو نه تنها اتصال زمینی باکو نخجوان برقرار میشود بلکه اتصال زمینی ترکیه به جمهوری آذربایجان نیز برقرار میشود و در نتیجه ترکها یک شاهراه 500 کیلومتری به دریای خزر و دنیای ترکی در اختیار خواهد داشت .
جایی در سرزمین آسیای میانه که ترکها از پیش با تشکیل سازمان کشورهای ترک پایههای نفوذ فرهنگی سیاسی اقتصادی و امنیتی خود را در آنچا بنیان نهاده است . در مقابل اما نه تنها دسترسی ایران به قفقاز از طریق ارمنستان قطع خواهد شد بلکه اساسا مسیر ایران به منطقه فرهنگی ایران در شمال ارس تنها ازطریق کشور تازه تاسیس اذربایجان برقرار خواهد بود . در این جا لازم نیست که به سویههای امنیتی این تحول از جمله حضور اسرائیل در کنار ترکیه در معادلات قفقاز اشاره شود .
در دیگر سو نیز ترکیه با سرمایهگذاری بر روی جاده توسعه عراق که با سرمایهگذاری مشترک امارات متحده عربی، قطر، عراق و کره جنوبی در جهت توسعه بندر فاو به عنوان بزرگترین بندر و تنها بندر عراق در دهانه خلیج فارس عراق را به این دریا متصل میکند، امکان دسترسی خود به خلیج فارس را بدون عبور از ایران فراهم کرده است . در این پروژه کمپانی دوو کره جنوبی با سرمایهگذاری امارات در حال توسعه بندر فاو به عنوان بزگرین بندر عراق بوده و قرار است در پایان این پروژه بندر فاو ظرفیت بارگیری کشتیهای کانتینر بر بزرگ را در مرحله اول به سه برابر افزایش دهد . این در حالی است که در نشست اوریل سال جاری میلادی در بغداد چهار کشور امارات عراق ، ترکیه و قطر تفاهمنامه مشترکی به ارزش 17 میلیارد دلار به منظور سرمایهگذاری بر روی جاده توسعه عراق به طول 1200 کیلومتر به امضا رساندهاند. جادهای که حالا با نامه جاده توسعه معروف شده و قرار است جنوب ترکیه را در نقطه مرزی فیش خابور به جنوب عراق در دهانه شمالی خلیج فارس متصل کند و در داخل ترکیه نیز این مسیر به طول 320 کیلومتر امتداد یافته تا به اروپا برسد .
ابر سرمایهگذاری زیر ساختی که نه تنها مسیر تجاری و مسافری اروپا به آسیا را بین 12 تا 20 روز کاهش خواهد داد بلکه درآمد هنگفتی نیز نصیب شرکای پروژه خواهد کرد . این پروزه که قرار است در سه مرحله به اتمام برسد تا پایان سال 2025 مرحله اول آن به اتمام خواهد رسید و دو مرحله دیگر در سال های 2033 و 2050 به طور کامل تکمیل خواهد شد .
همچنین این پروژه میتوانند تکمیل کننده دو ابر پروژه دیگر ارتباطی یعنی ابتکار جاده و کمربند چینی های و پروژه ایمک امریکایی باشد که طی ان قرار است آسیا از طریق خاورمیانه به اروپا متصل شود .
حال به نظر میرسد که با سقوط دولت بشار اسد در سوریه و دست بالای ترکیه در این کشور در برابر ایران سوریه نیز به زودی به این مسیر ملحق خواهد شد. در حالی که بسیاری از کشور های عربی به منظور دیدار و مذاکره با جولانی آماده میشوند برنامههای اعلامی جولانی به نظر میرسد که درهای این کشور را برای سرمایهگذاری اعراب باز خواهد کرد . این در حالی است که قطر نیز چندی پیش علیرغم تهدیداتی مبی بر قطع صادرات گاز به اروپا در صورت اعمال جریمههای اعلامی اتحادیه اروپا آمادگي خود را به منظور احداث یک خط لوله انتقال گاز از مسیر سوریه به اروپا اعلام کرده است.
این در حالی است که دسترسی مستقیم سوریه به دریای مدیترانه و در اختیار داشتن بنادر بزرگ و پیشرفتهای که به لطف حضور روسها در این بنادر و سرمایهگذاریهای انها توسعه بیشتری را نیز تجربه کردهاند میتواند نقطه امید سوریه به منظور تبدیل این منطقه به یک منطقه تجاری باشد. امیدی که به نظر میرسد ترکها را نیز نگران خواهد کرد چرا که سوریه در آینده و با سرمایهگذاری اعراب میتواند خود تبدیل به یک رقیب منطقهای کریدورهای اقتصادی ترکیه شود، اما به نظر میرسد که ترکها به منظور اجتناب از این آینده ترسناک به دنبال ایدههای جایگزینی باشند . به همین دلیل ترکها در اولین اقدامات خود بعد از سقوط اسد هیاتهای بزرگ تجاری را به منظور سفر به سوریه و دیدار با جولانی آماده کردهاند. البته که پیش از شروع عملیات نظامی جولانی در سوریه قطعا هماهنگیها و پیشبینیهای لازم میان ترکیه و جولانی از یک سو و شرکای عرب ترکیه و جولانی از سوی دیگر برقرار بوده است.
در حال حاضر که نوبت تقسیم غنائم رسیده است به نظر میرسد که هر طرفی به دنبال سهم خود از این کیک تازه پخت باشند .
ترکیه نیز با درک تحولات ایجاد شده به نظر میرسد که برای جلوگیری از افتادن سوریه در دستان اعراب خلیج فارس به دنبال تسریع در دو پروژه اقتصادی دیگر خود یعنی کریدور زنگزور و پروزه راه توسعه عراق است چرا که در صورت تکمیل این دو پروژه در حال حاضر آمادهترین مسیرهای دسترسی تجاری را برای سوریه رقم خواهند زد . این در حالی است که از زمان پایان جنگ داخلی سوریه در سال 2018-2020 نفوذ شرکتهای ترک در شمال سوریه به شدت افزایش یافته است . به نظر میرسد که در وضعیت فعلی نیز شرکتهای ترک مخصوصا در پروژه های معدنی، ساخت و ساز و جاده سازی و صد البته پروژهای بازسازی صنایع حمل و نقل سوریه فعال خواهند بود که برگ برنده ای را نصیب ترکیه در این منطقه خواهد کرد .
با وضعیت پیش آمده ، عراق که از پیش هم تمایل و ارادهای جهت همکاری با تهران به منظور احداث یک مسیر ترانزیتی شوسه و راه اهن به منظور اتصال تهران به دمشق از طریق عراق نداشت با خارج شدن سوریه از دسترس ایران و تکمیل فازهای مطالعاتی جاده توسعه به نظر نمیرسد که در آینده نیز روی خوشی به این طرح نشان بدهد . تهران نیز در حال حاضر از انگیزه و توان کافی جهت پیگیری این طرح برخودار نیست . در نتیجه در این دنیای رقابتهای کریدوری میان بلوکهای منطقهای ودولتهای قدرتمند به نظر میرسد که ایران در محاصره کریدورهایی قرار گرفته است که توانی برای تاثیرگذاری بر سرنوشت آن ها ندارد .
انتهای پیام
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید