محمدحسین لطفالهی: برای نزدیک به یک دهه، پیام والاستریت به مدیران ارشد صنعت نفت جهان صریح، قاطع و بدون تغییر بود: «از ولخرجی در پروژههای اکتشافی دست بردارید، انضباط مالی شدیدی پیشه کنید و نقدینگی حاصل از فروش را در قالب سود نقدی و بازخرید سهام به سرمایهگذاران بازگردانید.»
این استراتژی محتاطانه که واکنشی مستقیم به هراس از «اوج تقاضای نفت» و شتاب جهانی به سمت انرژیهای پاک بود، ابرشرکتهای نفتی را وادار کرد تا برنامههای توسعه بلندمدت خود را به نفع بازدهی کوتاهمدت سهامداران قربانی کنند. اما اکنون، با تغییر بنیادین واقعیتهای حاکم بر بازارهای جهانی انرژی، این پارادایم در حال فروپاشی است و جای خود را به پرسشی حیاتی و وجودی داده است: آیا این غولهای انرژی در دهه آینده اصلاً محصولی برای عرضه در بازار خواهند داشت؟
تغییر پارادایم؛ از «تقسیم سود» تا «تضمین ذخایر»
تغییر لحن و نگرانی بازار در فصل اخیر گزارشهای مالی بهوضوح قابل مشاهده بود؛ جایی که فشار سرمایهگذاران از موضوع جذاب «تقسیم سود» به سمت دغدغه استراتژیک «تضمین طول عمر ذخایر» تغییر جهت داده است.
این نگرانی بیش از هر جا در گزارشهای مالی شرکت «شل» نمود پیدا کرد. این غول نفتی اروپایی فاش کرد که عمر ذخایر قطعیاش به ۷.۸ سال سقوط کرده است که پایینترین سطح از سال ۲۰۱۳ تاکنون محسوب میشود.
وائل ساوان، مدیرعامل شل، در نشست اخیر خود با تحلیلگران در پاسخ به نگرانیها درباره کوچک شدن ابعاد و ظرفیت این شرکت، با لحنی واقعگرایانه به خروج زودهنگام شل از پروژههای نفتی گویان در سال ۲۰۱۴ اشاره کرد و آن را یک «فرصت ازدسترفته» بزرگ خواند.
اکنون شل و رقبای اروپاییاش مانند بیپی (BP)، تحت فشار سنگینی قرار دارند تا شکاف منابع خود را پر کنند؛ کار به جایی رسیده است که بیپی حتی برنامه بازخرید سهام خود را برای آزاد کردن سرمایه جهت تزریق به پروژههای جدید معلق کرده است.
سلطه غولهای آمریکایی؛ جولان در پرمیان و گویان
در سوی دیگر اقیانوس اطلس، رقبای آمریکایی شامل اکسونموبیل و شورون در موقعیتی بهمراتب برتر و تهاجمیتر قرار گرفتهاند.
اکسونموبیل با تمرکز استراتژیک بر تولید در حوضه غنی «پرمیان» و رهبری پروژههای عظیم در آبهای عمیق «گویان»، توانسته است رکوردهای تولیدی خیرهکنندهای ثبت کند که به گفته مدیرانش در تاریخ این صنعت بیسابقه بوده است.
همزمان شورون با نهایی کردن قراردادهای ادغام و تملک (M&A) بزرگ، رشد تولید قابلتوجهی را برای سالهای پیشرو تضمین کرده است.
تحلیلگران والاستریت معتقدند که غولهای آمریکایی به دلیل ارزشگذاری بالاتر در بازار سهام و ترازنامههای مالی مستحکمتر، قدرت مانور بسیار بیشتری برای تملک رقبای کوچکتر و خرید بلوکهای ذخایر آماده دارند.
علاوه بر این، متغیرهای ژئوپلیتیک و احتمال تغییرات سیاسی در ایالات متحده، مزیت استراتژیک و فضای تنفس گستردهای برای این شرکتها ایجاد کرده است؛ مزیتی که همتایان اروپایی آنها به دلیل مقررات سختگیرانه زیستمحیطی و فشارهای سیاسی نهادهای حاکمیتی در قاره سبز از آن محروم هستند.
کند شدن گذار انرژی و جنگ بر سر بشکههای آینده
واقعیتهای کنونی بازار نشان میدهد که گذار به سمت انرژیهای پاک بسیار کندتر از پیشبینیهای خوشبینانه اولیه پیش میرود و جهان برای مدتی طولانیتر به سوختهای فسیلی وابسته خواهد ماند. این موضوع باعث شده است تا خوشخیالی نسبت به افول سریع نفت، جای خود را به واقعگرایی خشن بازار بدهد.
به گفته کارشناسان مؤسسه معتبر وود مکنزی، ابرشرکتهای نفتی برای بقا در این محیط جدید باید بهطور همزمان بر سه محور استراتژیک تمرکز کنند؛ افزایش بودجه و فعالیتهای اکتشافی در مناطق جدید، انعقاد قراردادهای دسترسی بلندمدت در مناطق غنی و کمهزینه مانند خاورمیانه و اجرای ادغامهای بزرگ برای تصاحب سریع داراییهای اثباتشده.
دوران خوشخیالی درباره کاهش قریبالوقوع تقاضا به پایان رسیده است. اکنون جنگ اصلی بر سر تصاحب بشکههای نفت برای دهههای آینده آغاز شده است؛ کارزاری که در آن، تنها شرکتهایی دوام خواهند آورد که بتوانند تداوم تولید خود را در دنیای پرتنش فردا تضمین کنند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
1 روز قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
ویدئو مرتبط