کتایون ملکی
روسیه در بازار جهانی نفت همچنان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت خام است، اما تحولات هفتههای اخیر یک تناقض مهم را در اقتصاد انرژی این کشور آشکار کرده است، داشتن نفت خام لزوماً به معنای داشتن سوخت کافی نیست. موج حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه، ظرفیت فرآوری نفت را تحت فشار قرار داده و مسکو را وادار کرده برای جلوگیری از تشدید کمبود داخلی، صادرات فرآوردههای نفتی را محدود و حتی به واردات بنزین متوسل شود.
به گزارش نفت خبر- آخرین دادههای منتشرشده نشان میدهد تولید بنزین روسیه در اواخر اوت به حدود ۸۰ هزار تن در روز کاهش یافته؛ در حالی که تقاضای تابستانی بازار داخلی حدود ۱۱۵ هزار تن در روز برآورد میشود. به این ترتیب، تولید داخلی تنها حدود ۷۰ درصد تقاضا را پوشش داده است. رویترز گزارش داده که حملات پهپادی به چند پالایشگاه مهم از جمله تأسیسات پرم در غرب روسیه، نیژنی نووگورود و یاروسلاول موجب توقفهای اضطراری و تشدید کمبود شده است.
این وضعیت نشان میدهد نقطه آسیبپذیر روسیه در زنجیره انرژی لزوماً استخراج نفت نیست، بلکه مرحله تبدیل نفت خام به فرآوردههای قابل مصرف است. پالایشگاهها حلقهای هستند که نفت خام را به بنزین، گازوئیل، سوخت جت و سایر محصولات تبدیل میکنند و اختلال در آنها میتواند حتی در صورت استمرار تولید نفت خام، بازار داخلی را با کمبود مواجه کند.
حملات پهپادی؛ ضربه به حلقه حساس زنجیره نفت
اوکراین طی ماههای اخیر حملات به زیرساختهای انرژی روسیه را افزایش داده و پالایشگاهها به یکی از اهداف اصلی تبدیل شدهاند. منطق این حملات روشن است: اگر صادرات نفت خام روسیه بهطور کامل متوقف نشود، آسیب به پالایشگاهها میتواند هم درآمد صادراتی فرآوردهها را کاهش دهد و هم بازار داخلی روسیه را تحت فشار قرار دهد.
گزارشهای اخیر از آتشسوزی و آسیب به پالایشگاه آفیسکی در منطقه کراسنودار نیز نشان میدهد زیرساخت پالایشی روسیه همچنان در معرض حملات است. در همین حال، گزارشهای بازار از کاهش شدید فعالیت پالایشگاههای بزرگ روسیه حکایت دارد، بهگونهای که برخی برآوردها میزان فرآورش نفت در ماه اوت را حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز اعلام کردهاند، در حالی که سطح معمول تابستانی حدود ۵.۳ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز بوده است.
اگر این ارقام را کنار هم قرار دهیم، مسئله فقط چند پالایشگاه آسیبدیده نیست، بلکه بحث بر سر کاهش ظرفیت مؤثر پالایش در مقیاسی است که میتواند تعادل بازار سوخت روسیه را برهم بزند.
مسکو صادرات را قربانی بازار داخلی کرد
واکنش دولت روسیه نیز نشاندهنده جدی بودن بحران است. مسکو در ۲۹ اوت ممنوعیت صادرات گازوئیل، سوخت دریایی و گازوئیلهای نفتی را برای تولیدکنندگان تا ۳۰ سپتامبر تمدید کرد. همزمان ممنوعیت صادرات گازوئیل توسط غیرتولیدکنندگان و صادرات بنزین موتوری تا پایان ژانویه ۲۰۲۷ ادامه دارد. صادرات سوخت جت نیز تا پایان نوامبر محدود شده است.
این تصمیم یک پیام اقتصادی روشن داردو آن این است که در شرایط فعلی، دولت روسیه حفظ بازار داخلی را بر درآمد صادراتی فرآوردهها ترجیح داده است.
این تصمیم البته هزینه دارد. روسیه یکی از بزرگترین صادرکنندگان گازوئیل جهان است و محدود کردن صادرات به معنای کاهش درآمد ارزی پالایشگران و کاهش حضور روسیه در بازار جهانی فرآوردههاست. اما برای کرملین، کمبود سوخت در داخل کشور میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی بسیار بزرگتری داشته باشد.
روسیه نفت دارد، اما بنزین وارد میکند
شاید مهمترین نشانه عمق بحران همین باشد که روسیه برای جبران کمبود داخلی به واردات روی آورده است.
بر اساس گزارشهای اخیر، روسیه در ماه اوت حدود ۲۲۰ هزار تن بنزین وارد کرده که حدود ۱۵۰ هزار تن آن از بلاروس بوده و بخش دیگری نیز از مسیرهای دریایی و از کشورهای آسیایی تأمین شده است. گزارش دیگری نیز از واردات بیش از یک میلیون بشکه بنزین از مسیر دریا از اواخر ژوئیه برای جبران کمبود داخلی خبر میدهد.
این اتفاق از منظر اقتصاد انرژی بسیار معنادار است. روسیه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان است، اما آسیب به ظرفیت پالایشی باعث شده بخشی از نفت خام نتواند به محصول نهایی مورد نیاز بازار داخلی تبدیل شود. به بیان سادهتر، بحران روسیه بحران نفت خام نیست؛ بحران تبدیل نفت به فرآورده است.
چرا بحران برای اقتصاد روسیه خطرناک است؟
سوخت فقط یک کالای مصرفی نیست، تقریباً تمام بخشهای اقتصاد به آن وابستهاند. حملونقل، کشاورزی، صنایع، ساختوساز و لجستیک به گازوئیل و بنزین نیاز دارند. بنابراین کمبود سوخت میتواند به افزایش هزینه حملونقل و سپس افزایش قیمت کالاها منجر شود.
نشانههایی از این فشار پیشتر نیز دیده شده بود. در برخی مناطق روسیه محدودیتهای فروش سوخت و سهمیهبندی در جایگاهها اعمال شده و با تشدید کمبود، دولتهای محلی ناچار به اعمال محدودیتهای جدید شدهاند. بنابراین اختلال در پالایشگاهها میتواند از یک مسئله صنعتی به یک مسئله تورمی تبدیل شود.
ضربه دوم؛ تغییر جایگاه روسیه در بازار جهانی فرآوردهها
پیامد بحران فقط داخلی نیست. روسیه یکی از تأمینکنندگان مهم فرآوردههای نفتی در بازار جهانی است. کاهش صادرات گازوئیل این کشور میتواند بازارهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
دادههای جدید نشان میدهد در ماه اوت، صادرات گازوئیل آسیا به آفریقا به بالاترین سطح حدود چهار سال و نیم گذشته رسیده است؛ بخشی از این افزایش به دلیل کاهش عرضه از خاورمیانه و اختلال در صادرات عربستان بوده است. هند و چین در این شرایط سهم بیشتری در تأمین بازار آفریقا گرفتهاند.
در نتیجه، بحران پالایش روسیه در حال بازآرایی جریان تجارت فرآوردههاست. اگر محدودیت صادرات روسیه طولانی شود، پالایشگاههای آسیایی میتوانند بخشی از این خلأ را پر کنند و در نتیجه وزن روسیه در بازار جهانی فرآوردهها کاهش یابد.
آیا روسیه میتواند بحران را مدیریت کند؟
روسیه ابزارهایی برای کنترل بحران دارد مانند واردات از بلاروس و سایر کشورها، آزادسازی ذخایر، تعمیر پالایشگاههای آسیبدیده و محدود کردن صادرات. اما مسئله اصلی، تکرار حملات است.
اگر حملات پهپادی به صورت مقطعی باقی بماند، روسیه احتمالاً میتواند با تعمیرات و واردات، بازار داخلی را مدیریت کند. اما اگر حملات به یک کارزار مستمر علیه پالایشگاهها تبدیل شود، مسئله از «کمبود موقت» به کاهش ساختاری ظرفیت پالایش تبدیل خواهد شد.
در این سناریو، روسیه ممکن است همچنان نفت خام خود را صادر کند، اما برای تأمین بنزین و سایر فرآوردههای مورد نیاز داخلی مجبور به واردات شود؛ وضعیتی که از نظر اقتصادی ناکارآمد است و حاشیه سود زنجیره نفت را کاهش میدهد.
اقتصاد جنگی در برابر یک آزمون تازه
بحران پالایشگاههای روسیه یک نکته مهم درباره اقتصاد جنگی این کشور را آشکار کرده است: اقتصاد انرژی روسیه به همان اندازه که به تولید نفت وابسته است، به زیرساختهای پالایش و توزیع نیز وابسته است.
مسکو تاکنون توانسته تحریمهای نفتی را تا حد زیادی با تغییر مسیر صادرات، افزایش فروش به چین و هند و استفاده از شبکههای حملونقل جایگزین مدیریت کند. اما آسیبپذیری پالایشگاهها معادله متفاوتی ایجاد کرده است. حمله به یک پالایشگاه میتواند همزمان درآمد صادراتی، عرضه داخلی، قیمت سوخت و هزینه تولید را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، تمدید ممنوعیت صادرات گازوئیل را نباید صرفاً یک تصمیم تجاری دانست. این اقدام نشانهای از آن است که جنگ اوکراین در حال انتقال فشار از بخش صادرات نفت خام به قلب زنجیره فرآوردههای نفتی روسیه است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، پرسش مهم دیگر این نخواهد بود که روسیه روزانه چه میزان نفت تولید میکند؛ بلکه این خواهد بود که چه میزان از این نفت را میتواند بدون آسیب به بازار داخلی به فرآورده تبدیل و صادر کند.
و این همان نقطهای است که جنگ میتواند یکی از مهمترین مزیتهای اقتصادی روسیه، یعنی زنجیره بزرگ و یکپارچه نفت و گاز آن، را به نقطه آسیبپذیر تبدیل کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید