مهدی افشارنیک: دو هفته از ماجرای اختلاف میان وزارت نفت و هلدینگ خلیج فارس گذشته است؛ اما مسئلهای که باقی مانده، دیگر فقط اختلاف میان دو مدیر نیست. مسئله، اعتبار یک نهاد است؛ نهادی که بیش از یک قرن است نماد فرماندهی دولت بر مهمترین صنعت کشور بوده است.
فارغ از اینکه حق با چه کسی است، فارغ از اینکه استدلال آقای شریعتمداری درست است یا غلط ، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: وقتی یک اختلاف مدیریتی به سطح عمومی کشیده میشود و انتقال یک مسئولیت به موضوع منازعه تبدیل میشود، اولین چیزی که آسیب میبیند جایگاه وزیر نفت است.جایگاهی که به طور سنتی در درون هر دولتی مرد قدرتمندی بوده است.
وزیر نفت فقط مدیر یک وزارتخانه نیست. او مسئول سیاستگذاری و فرماندهی یکی از حیاتیترین بخشهای اقتصاد کشور است. اگر تصمیم وزیر در برابر یکی از بزرگترین مجموعههای زیرمجموعهاش محل کشمکش شود، پیام خطرناکی به بدنه صنعت، مدیران، سرمایهگذاران و حتی بیرون از کشور مخابره میشود؛ اینکه مرکز نهایی تصمیمگیری در صنعت نفت کجاست؟
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که از درون دولت پیامهای متفاوتی شنیده شود. اگر بخشی از ساختار دولت از ادامه فعالیت یک مدیر حمایت کند و همزمان رئیسجمهور در وزارت نفت حاضر شود و از وزیر نفت پشتیبانی کند، این پرسش طبیعی شکل میگیرد که دولت دقیقاً چند روایت از تصمیمگیری دارد؟ آیا وزیر نفت اختیار اداره وزارتخانه را دارد یا تصمیمهای مدیریتی او باید در مسیرهای موازی و غیررسمی به تصویب برسد؟
صنعت نفت ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اقتدار مدیریتی است. کشور در آستانه دورهای سنگین از بازسازی در نفت، گاز و پتروشیمی قرار دارد؛ دورهای که نیازمند سرمایهگذاری، تصمیمهای سخت و اجرای پروژههای بزرگ است. وزیری که اقتدار تصمیمگیریاش در داخل ساختار دولت و در برابر مدیران زیرمجموعه محل تردید باشد، چگونه میتواند این مأموریت بزرگ را پیش ببرد؟
آقای شریعتمداری، فارغ از اینکه در این اختلاف خود را محق میدانید یا نه، بد نیست به یک سنت مدیریتی در صنعت نفت ایران نگاه کنید. شما قطعاً از نظر سابقه تاریخی و نقشآفرینی در این صنعت، بزرگتر از مدیرانی چون مرحوم اکبر ترکان و مهندس محمدرضا نعمتزاده نیستید. این دو از چهرههای اثرگذار در شکلگیری و توسعه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران بودند.
در دولت احمدینژاد، زمانی که این دو مدیر باسابقه با تصمیمهای سیاسی و مدیریتی از مسئولیت کنار گذاشته شدند، اختلاف خود را به بحران برای ساختار مدیریتی تبدیل نکردند. صندلی را رها کردند و اجازه ندادند اختلاف یک فرد با یک تصمیم، به اعتبار یک نهاد آسیب بزند.
بزرگی یک مدیر فقط در دوران حضور او در قدرت سنجیده نمیشود؛ در نحوه خروج او از قدرت نیز سنجیده میشود.
صنعت پتروشیمی ایران، تاریخی بزرگتر از هر مدیرعامل و هر دوره مدیریتی دارد. این صنعت حاصل تلاش کسانی است که سالها دانش، تجربه و سرمایه انسانی آن را ساختهاند. هیچ مدیری، فارغ از عنوان و جایگاه خود، نباید تصور کند که از این میراث بزرگتر است.
اختلاف نظر حق هر مدیری است. دفاع از عملکرد خود نیز حق هر مدیری است. اما در نظام حکمرانی، پذیرش انتقال مسئولیت و حفظ اقتدار نهاد بالاتر نیز بخشی از مسئولیت مدیریتی است.
امروز مسئله نام شریعتمداری یا پاکنژاد نیست. مسئله این است که آیا وزارت نفت همچنان یک مرکز فرماندهی روشن دارد یا قرار است هر اختلاف مدیریتی به آزمونی برای اعتبار این نهاد تبدیل شود.
برنده این دعوا هر که باشد، اگر جایگاه وزارت نفت آسیب ببیند، بازنده اصلی صنعت نفت ایران خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
2 ماه قبل
3 ماه قبل
5 ماه قبل
7 ماه قبل
10 ماه قبل
ویدئو مرتبط