فرزین سوادکوهی
اگر قرار باشد از میان برندگان جنگ ایران در بازار انرژی نامی برده شود، روسیه یکی از نخستین گزینههاست؛ کشوری که بدون آنکه میدان اصلی درگیری باشد، از اختلال در صادرات نفت خاورمیانه، کاهش تردد نفتکشها در تنگه هرمز و نگرانی پالایشگران آسیایی درباره امنیت عرضه سود برده است. نفت روسیه که در هفتههای پیش از تشدید بحران با تخفیفهای سنگین به هند عرضه میشد، حالا در پی افزایش تقاضای آسیایی بخش بزرگی از این تخفیف را از دست داده و حتی در مقاطعی بالاتر از قیمتهای متعارف معامله شده است.
صد البته این تصویر یک برنده بیدردسر نیست؛ روسیه همزمان زیر فشار حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههایش قرار گرفته و برای جبران کمبود داخلی بنزین، ناچار به واردات فرآورده از هند شده است. با این حال، در ترازوی بازار جهانی نفت، آنچه از جنگ ایران نصیب مسکو شده، تاکنون بیشتر به سود شبیه بوده تا هزینه.
جنگ ایران فقط توازن امنیتی خاورمیانه را برهم نزده است بلکه بازار نفت را نیز وارد مرحلهای کرده که در آن، هر اختلال در عرضه خاورمیانه میتواند جایگاه صادرکنندگان خارج از منطقه را تغییر دهد. در این میان روسیه شاید یکی از معدود کشورهایی باشد که بحران خاورمیانه برایش یک فرصت اقتصادی کمسابقه ساخته است.
مسکو در سالهای اخیر بهدلیل جنگ اوکراین و تحریمهای غرب، بخش مهمی از بازارهای سنتی نفت خود را از دست داد و برای حفظ صادرات، ناچار شد به مشتریان آسیایی امتیاز بدهد. نفت اورال روسیه در هند و چین اغلب با تخفیفهایی قابل توجه نسبت به برنت معامله میشد و همین تخفیف، انگیزه اصلی بسیاری از پالایشگران آسیایی برای خرید نفت روسیه بود.
اما جنگ ایران معادله را تغییر داده است. نفتی که قرار بود برای پیدا کردن مشتری در آسیا با تخفیف همراه باشد، حالا بهدلیل اختلال در عرضه رقیبان خاورمیانه، مشتری بیشتری پیدا کرده. به این ترتیب، بخشی از هزینهای که تحریمهای غرب به روسیه تحمیل کرده بود، با بحران خاورمیانه جبران شده است.
یکی از روشنترین نشانههای این تغییر -یعنی وقتی نفت روسیه دیگر ارزان نیست- را میتوان در بازار نفت اورال مشاهده کرد. در اوایل ژوئیه، تخفیف نفت روسیه برای تحویل به هند به بیش از ۱۰ دلار در هر بشکه نسبت به برنت رسیده بود. اما تنها چند هفته بعد، این تخفیف به حدود یک تا دو دلار کاهش یافت.
این تغییر فقط یک نوسان معمول بازار نیست. فاصله قیمت اورال و برنت، در واقع شاخصی از میزان قدرت چانهزنی روسیه در برابر خریداران آسیایی است. زمانی که بازار پر از گزینههای جایگزین باشد، خریدار میتواند از روسیه تخفیف بیشتری بگیرد. اما وقتی عرضه خاورمیانه با اختلال مواجه میشود و مسیرهایی مانند تنگه هرمز پرریسک میشوند، گزینههای جایگزین محدودتر شده و فروشنده دست بالاتری پیدا میکند.
در چنین شرایطی، پالایشگر هندی دیگر فقط به این فکر نمیکند که نفت روسیه چند دلار ارزانتر است؛ مسئله اصلی این است که آیا اصلا میتواند نفت مورد نیاز پالایشگاهش را بهموقع دریافت کند یا نه. و از قضا همین تغییر نگاه، ارزش نفت روسیه را بالا برده است.
در واقع جنگ ایران، تخفیف تحریمی نفت روسیه را تا حد زیادی بلعیده و جای آن را با نوعی «حق بیمه امنیت عرضه» عوض کرده است. نفت روسیه دیگر فقط یک نفت ارزان برای پالایشگران آسیایی نیست؛ در شرایط بحران، به یک گزینه جایگزین برای نفت خاورمیانه تبدیل شده است.
هند؛ برنده دوم یا خریدار ناگزیر؟
در این میان، هند اهمیت ویژهای دارد. پالایشگران هندی طی سالهای پس از جنگ اوکراین، به یکی از بزرگترین مشتریان نفت روسیه تبدیل شدند. این خریدها ابتدا بیشتر به دلیل تخفیفهای قابل توجه نفت روسیه جذاب بود، اما به مرور، زیرساختهای تجاری و حملونقلی لازم برای این تجارت شکل گرفت و وابستگی متقابل میان دو طرف افزایش یافت. جنگ ایران این رابطه را وارد مرحله تازهای کرده است.
هند بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین میکند و اختلال در عبور نفتکشها از هرمز، ریسک دسترسی به این منابع را افزایش داده است. بنابراین پالایشگران هندی بهدنبال جایگزین هستند و روسیه یکی از مهمترین گزینههای در دسترس است.
در اینجا یک تناقض مهم وجود دارد وآن اینکه روسیه به دلیل تحریمهای غرب از بازارهای اروپایی رانده شد و مجبور شد به آسیا برود؛ اما حالا بحران خاورمیانه باعث شده همان بازار آسیایی بیش از گذشته به نفت روسیه نیاز داشته باشد. واین یعنی فشار ژئوپلیتیکی بر روسیه، در یک نقطه دیگر از جهان، به مزیت تجاری تبدیل شده است.
آیا واقعا مسکو چگونه از بحران خاورمیانه سود میبرد؟ اثر جنگ ایران بر روسیه فقط در افزایش تقاضا برای اورال خلاصه نمیشود. افزایش قیمت جهانی نفت نیز بهطور مستقیم درآمد صادرکنندگان نفت را تحت تأثیر قرار میدهد. روسیه که اقتصادش همچنان به درآمدهای انرژی وابستگی قابل توجهی دارد، از افزایش قیمت هر بشکه نفت منتفع میشود؛ حتی اگر محدودیتهای تحریمی مانع شود که این افزایش قیمت بهطور کامل به درآمد نهایی مسکو منتقل شود.
در نخستین هفتههای جنگ نیز همین اتفاق رخ داد. نفت روسیه که پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران با تخفیفهایی سنگین معامله میشد، در بازار هند با افزایش ناگهانی تقاضا مواجه شد و فاصله آن با برنت بهشدت کاهش یافت. در مقطعی حتی محمولههای اورال با پریمیوم نسبت به برنت عرضه شدند.
این اتفاق از منظر روسیه اهمیت زیادی دارد. تحریمها قرار بود هزینه صادرات نفت این کشور را افزایش دهند و درآمدهای انرژی مسکو را محدود کنند. اما هر بار که یک بحران ژئوپلیتیک بزرگ عرضه نفت رقیبان روسیه را مختل میکند، بخشی از این فشار خنثی میشود. و این همان محلیست که جنگ ایران برای کرملین به یک فرصت تبدیل شده است. اما البته آنطورها هم نیست که روسیه به این راحتی ها در امان بماند.
با وجود این، تصویر روسیه بهعنوان برنده مطلق جنگ ایران گمراهکننده خواهد بود. مسکو در داخل با یک بحران متفاوت دستوپنجه نرم میکند: حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاهها و تأسیسات نفتی این کشور، ظرفیت پالایش روسیه را تحت فشار گذاشته و عرضه سوخت در برخی مناطق را مختل کرده است.
شدت این بحران به اندازهای رسیده که روسیه برای تأمین نیاز داخلی، به واردات فرآوردههای نفتی روی آورده است. در تازهترین نمونه، یک محموله حدود ۶۸ هزار تنی بنزین هند وارد روسیه شده و محمولههای دیگری نیز در راه هستند. روسیه همچنین برای مقابله با کمبود داخلی، محدودیتهایی بر صادرات سوخت اعمال کرده است.
این تصویر از یک تناقض عجیب پرده برمیدارد. روسیه در بازار جهانی نفت خام از جنگ ایران سود میبرد، اما در داخل کشور برای تأمین بنزین با مشکل مواجه است.
از یک سو، نفت خام روسیه مشتری بیشتری پیدا کرده و تخفیف آن کاهش یافته است؛ از سوی دیگر، پالایشگاههای روسیه زیر فشار حملات اوکراین قرار دارند و دولت مجبور شده برای حفظ بازار داخلی، واردات فرآورده را افزایش دهد.
بنابراین اگرچه روسیه در بازار نفت خام برنده بحران خاورمیانه به نظر میرسد،اما در زنجیره پالایش و عرضه داخلی شرایط کاملا متفاوت است.
جنگی که بازار نفت را به نفع مسکو بازتنظیم کرد
با این حال، نمیتوان از کنار یک واقعیت مهم بهسادگی گذشت. معماری بازار نفت روسیه پس از جنگ اوکراین بر پایه تخفیف، ناوگان حملونقل جایگزین و مشتریان آسیایی بنا شده بود. این مدل زمانی برای مسکو کار میکرد که نفت روسیه مجبور بود برای رقابت با نفت خاورمیانه و سایر عرضهکنندگان، ارزانتر فروخته شود. جنگ ایران این معادله را برهم زده است.
هرچه نفت خاورمیانه برای پالایشگر آسیایی پرریسکتر شود، ارزش نفت روسیه بالاتر میرود. هرچه تنگه هرمز ناامنتر باشد، نفتی که از مسیرهای دیگری به آسیا میرسد، جذابتر میشود. و هرچه پالایشگران هندی و چینی برای تأمین خوراک خود نگرانتر باشند، قدرت چانهزنی روسیه بیشتر خواهد شد.
این وضعیت البته برای مصرفکنندگان آسیایی خبر خوبی نیست. کاهش تخفیف نفت روسیه به معنای آن است که پالایشگران هندی و چینی باید برای خرید نفت بیشتر هزینه کنند. افزایش هزینه خوراک پالایشگاه نیز در نهایت میتواند خود را در قیمت فرآوردهها و هزینه حملونقل نشان دهد. از این منظر، سود روسیه در یک طرف معادله، لزوما به معنای سود خریداران آسیایی نیست.
در کنار هند، چین نیز میتواند در تثبیت یا تغییر این وضعیت نقش تعیینکنندهای داشته باشد. چین یکی از بزرگترین خریداران نفت روسیه است و هرگونه افزایش تقاضای پالایشگاههای چینی میتواند فشار بیشتری بر بازار نفت روسیه وارد کند.
البته چین در شرایط فعلی با کاهش فعالیت پالایشگاهها و تغییر سیاست ذخیرهسازی نفت روبهرو است. همین مسئله باعث شده تقاضای این کشور برای نفت روسیه مانند هند، یک روند کاملا صعودی و باثبات نداشته باشد.
اما اگر فعالیت پالایشگاههای چینی افزایش پیدا کند و پکن همزمان به ذخیرهسازی بیشتر نفت ادامه دهد، روسیه میتواند یک بار دیگر از سمت تقاضای چین نیز تقویت شود. در آن صورت، بحران خاورمیانه نه یک فرصت مقطعی، بلکه عاملی برای تغییر پایدارتر موقعیت روسیه در بازار آسیا خواهد بود.
در نهایت، شاید دقیقترین توصیف از موقعیت روسیه این باشد که مسکو تاکنون یکی از مهمترین برندگان اقتصادی جنگ ایران بوده است؛ نه به این دلیل که از وقوع جنگ سود مستقیمی برده، بلکه به این دلیل که بحران ایجادشده، ارزش نسبی نفت روسیه را بالا برده است.
روسیه توانسته در شرایطی که بخش بزرگی از عرضه خاورمیانه با ریسک مواجه شده، نفت خود را با تخفیف بسیار کمتری به آسیا بفروشد. هند دوباره به خرید نفت روسیه علاقهمند شده، فاصله اورال با برنت کاهش یافته و قیمت جهانی نفت نیز درآمد بالقوه مسکو را افزایش داده است.
اما همزمان، حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه نشان میدهد این کشور همچنان در جبهه دیگری هزینه سنگینی میپردازد؛ هزینهای که حتی افزایش درآمد نفت خام هم لزوما نمیتواند بهسرعت جبرانش کند.
با این همه، در مقایسه میان دو بحران، یک نکته روشن است و آن اینکه جنگ ایران برخلاف جنگ اوکراین، برای روسیه در بازار نفت بیشتر فرصت ساخته تا تهدید. تحریمهایی که قرار بود نفت روسیه را ارزان و منزوی کنند، اکنون در سایه اختلال عرضه خاورمیانه بخشی از اثر خود را از دست دادهاند.
مسکو شاید در میدان جنگ اوکراین همچنان زیر فشار باشد، اما در میدان نفت آسیا، شرایط فعلا به نفع کرملین پیش میرود. جنگ ایران نفت روسیه را از یک گزینه تخفیفدار به یک گزینه جایگزین تبدیل کرده است؛ تغییری که اگر بحران هرمز طولانی شود، میتواند نه فقط درآمد نفتی روسیه، بلکه جایگاه این کشور در معماری جدید بازار انرژی آسیا را نیز تقویت کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 18 ساعت قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
ویدئو مرتبط