naftkhabar-header-2k

یاداشت

پتروشیمی ایران در دوراهی حجم تولید یا ارزش افزوده

۱۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۵۲

0
0
پتروشیمی ایران در دوراهی حجم تولید یا ارزش افزوده

فرزین سوادکوهی

در محاسبات اهل فن در صنعت پتروشیمی دیریست که اولین عددی که روی میز گذاشته می‌شود، ظرفیت تولید است ومدیران ارشد این صنعت در بهترین حالت مدام می پرسند چند میلیون تن به ظرفیت کشور اضافه شد، چند مجتمع جدید افتتاح شد و چند طرح دیگر در آستانه بهره‌برداری قرار دارد. این اعداد البته مهم‌اند، اما سؤال اینجاست که آیا امروز در صنعت پتروشیمی جهان، هنوز هم ظرفیت تولید مهم‌ترین معیار موفقیت است؟پاسخ ها اما حالا دیگر با رویکردهای توسعه ای در مقیاس های جهانی چندان قانع کننده نیست.اگر دو دهه قبل داشتن خوراک ارزان و ساخت مجتمع‌های بزرگ مزیت اصلی به حساب می‌آمد، امروز رقابت جغرافیای دیگری را به خود اختصاص داده و مسابقه واقعی بر سر ارزش افزوده است . دیگر کمتر کشوری به فروش مواد پایه قانع است. همه تلاش می‌کنند از همان یک تن خوراک، محصولاتی تولید کنند که چند برابر بیشتر درآمد، فناوری و اشتغال ایجاد کند.


بر این اساس اینجاست که صنعت پتروشیمی ایران با یک دوراهی جدی روبه‌رو می‌شود که آیا باید همچنان مسیر افزایش ظرفیت محصولات پایه را ادامه دهد یا وقت آن رسیده که نقشه توسعه خود را بازنگری کند؟

نگاهی به ترکیب تولید و صادرات پتروشیمی ایران نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از محصولات کشور هنوز در حلقه‌های ابتدایی زنجیره ارزش قرار دارند؛ متانول، اوره، آمونیاک، پلیمرهای پایه و سایر محصولات اولیه‌ای که اگرچه بازار صادراتی دارند، اما بیش از هر چیز به قیمت جهانی، هزینه حمل‌ونقل و نوسانات تقاضا وابسته‌اند.

این مدل توسعه در سال‌هایی که بازار جهانی تشنه این محصولات بود، درآمد قابل توجهی برای کشور ایجاد کرد، اما امروز شرایط تغییر کرده است. بازار بسیاری از محصولات پایه، به‌ویژه متانول، با افزایش ظرفیت تولید در کشورهای مختلف و رقابت شدید میان صادرکنندگان روبه‌رو شده. در چنین بازاری، حاشیه سود به‌مرور کاهش پیدا می‌کند و تولیدکننده‌ای برنده خواهد بود که بتواند محصول خود را به حلقه‌های بعدی زنجیره ارزش برساند.

در همین جغرافیاست که تفاوت راهبرد ایران با بسیاری از رقبای منطقه‌ای و جهانی آشکار می‌شود.عربستان، چین، کره جنوبی و حتی هند، در سال‌های اخیر فقط به افزایش ظرفیت تولید مواد پایه نیاندیشیده اند. آنها میلیاردها دلار روی صنایع پایین‌دستی، پلیمرهای تخصصی، مواد شیمیایی پیشرفته و محصولات با فناوری بالاتر سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ محصولاتی که شاید حجم تولیدشان کمتر باشد، اما ارزش اقتصادی آنها چندین برابر بیشتر است.

در ایران اما هنوز هم افتتاح یک واحد تولید متانول یا افزایش ظرفیت یک محصول پایه، به‌عنوان یک دستاورد بزرگ معرفی می‌شود؛ در حالی که پرسش اصلی این نیست که چقدر تولید می‌کنیم، بلکه این است که از آنچه تولید می‌کنیم، چقدر ارزش خلق می‌شود؟

این تفاوت، شاید در ظاهر فقط یک اختلاف نگاه باشد، اما در عمل، آینده صنعت پتروشیمی را تعیین می‌کند.

فرض کنید دو کشور، هر کدام سالانه ۱۰ میلیون تن محصول پتروشیمی تولید می‌کنند. یکی این محصولات را به‌صورت مواد اولیه صادر می‌کند و دیگری همان مواد را به صدها محصول صنعتی، پزشکی، خودرویی و بسته‌بندی تبدیل می‌کند. از نظر آماری، هر دو تولیدکننده ۱۰ میلیون تن محصول هستند، اما از نظر درآمد، اشتغال، فناوری و قدرت حضور در بازار جهانی، فاصله‌ای بسیار عمیق میان آنها وجود دارد.

دقیقاً به همین دلیل است که در سال‌های اخیر، شاخص‌های ارزیابی صنعت پتروشیمی در دنیا تغییر کرده است. دیگر تعداد مجتمع‌های احداث‌شده یا ظرفیت اسمی تولید، تنها معیار موفقیت نیست. امروز سهم محصولات با ارزش افزوده بالا، تنوع سبد تولید، توسعه صنایع پایین‌دستی و میزان حضور در بازارهای تخصصی، اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده‌اند.


این تغییر نگاه، اتفاقی نیست؛ پاسخی است به واقعیت‌های جدید اقتصاد جهانی.بازار مواد پایه دیگر مانند گذشته پررونق نیست. رقابت شدیدتر شده، حاشیه سود کاهش یافته و مشتریان نیز به دنبال محصولاتی هستند که ارزش فنی بیشتری داشته باشند. در چنین شرایطی، کشوری که همچنان بخش عمده سرمایه‌گذاری خود را روی حلقه‌های ابتدایی زنجیره متمرکز کند، دیر یا زود با محدودیت‌های اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.

شاید مهم‌ترین سؤال امروز از صنعت پتروشیمی ایران همین باشد که آیا هنوز هم می‌توان با همان نسخه‌ای که بیست سال پیش موفق بود، آینده این صنعت را ساخت یا زمان آن رسیده که تعریف توسعه را تغییر دهیم؟

شاید برخی همچنان بر این موضوع پافشاری کنند که ایران فعلاً باید همان کاری را انجام دهد که در آن مزیت دارد؛ یعنی تولید محصولات پایه با اتکا به منابع عظیم گاز طبیعی. این استدلال در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد، اما فقط تا زمانی که بازار جهانی هم با همین منطق حرکت کند.

واقعیت این است که بازار جهانی چند سالی است مسیر دیگری را انتخاب کرده است.شرکت‌های بزرگ پتروشیمی دیگر به دنبال افزایش صرفِ ظرفیت نیستند؛ آنها به دنبال افزایش سود به ازای هر تن محصول هستند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری‌ها از مجتمع‌های تولید مواد اولیه به سمت واحدهایی تمایل پیدا کرده که محصولات تخصصی‌تر تولید می‌کنند؛ محصولاتی که شاید حجم صادراتشان کمتر باشد، اما ارزش آنها چند برابر بیشتر است و بازارشان نیز پایدارتر است.

این همان نقطه‌ای است که صنعت پتروشیمی ایران باید درباره آن تصمیم بگیرد. آیا قرار است همچنان هر سال از افزایش چند میلیون تنی ظرفیت تولید خبر بدهیم یا بالاخره زمان آن رسیده که درباره کیفیت این توسعه هم سؤال کنیم؟

این سؤال زمانی جدی‌تر می‌شود که به وضعیت صنایع پایین‌دستی کشور نگاه کنیم. سال‌هاست از ضرورت تکمیل زنجیره ارزش صحبت می‌شود، اما هنوز بسیاری از واحدهای پایین‌دستی با مشکلاتی مانند کمبود سرمایه، دشواری تأمین خوراک، نوسان مقررات، محدودیت‌های صادراتی و دسترسی محدود به فناوری روبه‌رو هستند. نتیجه هم مشخص است؛ مواد اولیه‌ای که می‌توانست در داخل کشور به ده‌ها محصول صنعتی تبدیل شود، در همان حلقه نخست صادر می‌شود و بخش مهمی از ارزش افزوده آن نصیب اقتصادهای دیگر می‌شود.

از سوی دیگر، اتکای بیش از اندازه به چند محصول مشخص، ریسک صنعت را هم افزایش داده است. وقتی بخش قابل توجهی از صادرات به محصولاتی مانند متانول، اوره یا پلیمرهای پایه وابسته باشد، هر نوسان در بازار جهانی یا تغییر رفتار خریداران، می‌تواند درآمد تولیدکنندگان را تحت تأثیر قرار دهد. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده که بازار این محصولات، دیگر ثبات گذشته را ندارد و رقابت میان تولیدکنندگان روزبه‌روز شدیدتر می‌شود.

اما شاید مهم‌تر از همه این باشد که ارزش‌آفرینی فقط به معنای درآمد بیشتر نیست.هرچه زنجیره تولید کامل‌تر شود، اشتغال تخصصی بیشتری ایجاد می‌شود، شرکت‌های دانش‌بنیان بیشتری وارد میدان می‌شوند، نیاز به فناوری افزایش پیدا می‌کند و ارتباط صنعت با دانشگاه و مراکز تحقیقاتی عمیق‌تر می‌شود. در واقع، توسعه صنایع پایین‌دستی فقط یک انتخاب اقتصادی نیست؛ یک انتخاب برای تغییر کیفیت صنعت است.

اینجاست که باید یک سؤال اساسی مطرح شود؛ اگر امروز قرار باشد میلیاردها دلار سرمایه جدید وارد صنعت پتروشیمی شود، آیا باز هم باید صرف افزایش ظرفیت محصولات پایه شود یا بهتر است بخش بزرگ‌تری از آن به تکمیل زنجیره ارزش اختصاص پیدا کند؟

پاسخ به این پرسش، مسیر آینده صنعت را مشخص خواهد کرد.البته هیچ‌کس نمی‌گوید تولید متانول، اوره یا سایر محصولات پایه باید متوقف شود. این محصولات همچنان بخشی از اقتصاد پتروشیمی جهان هستند و ایران نیز در تولید آنها مزیت دارد. مسئله این است که این محصولات نباید پایان مسیر باشند. آنها باید خوراک توسعه صنایع بعدی شوند؛ صنایعی که ارزش افزوده بیشتری خلق می‌کنند و اقتصاد را از نوسانات بازار مواد اولیه دور نگه می‌دارند.

شاید وقت آن رسیده باشد که شاخص موفقیت صنعت پتروشیمی هم تغییر کند و به جای آنکه فقط از ظرفیت اسمی، تعداد طرح‌های افتتاح‌شده یا میزان صادرات صحبت کنیم، باید بپرسیم چه سهمی از تولید کشور به محصولات با فناوری بالاتر اختصاص دارد؟ چه میزان از خوراک در داخل زنجیره تبدیل می‌شود؟ و هر تن محصول پتروشیمی، چه مقدار ثروت واقعی برای اقتصاد ایران ایجاد می‌کند؟


این همان تغییری است که بسیاری از رقبای ایران سال‌ها پیش آغاز کرده‌اند. آنها از رقابت بر سر حجم تولید عبور کرده‌اند و امروز بر سر کیفیت تولید رقابت می‌کنند.

صنعت پتروشیمی ایران هنوز فرصت دارد این مسیر را اصلاح کند. منابع غنی هیدروکربوری، نیروی انسانی متخصص، تجربه چند دهه فعالیت و موقعیت جغرافیایی، همچنان مزیت‌های بزرگی هستند. اما این مزیت‌ها زمانی به ثروت پایدار تبدیل می‌شوند که نگاه توسعه نیز تغییر کند.

محتمل است بزرگ‌ترین چالش امروز صنعت پتروشیمی، کمبود خوراک یا کمبود سرمایه نباشد؛ بلکه این باشد که هنوز توسعه را با افزایش ظرفیت تولید مترادف می‌دانیم، در حالی که اقتصاد امروز جهان، توسعه را با خلق ارزش افزوده تعریف می‌کند.

و همچنین احتمال دارد آینده صنعت پتروشیمی ایران، بیش از آنکه به تعداد مجتمع‌های جدید وابسته باشد، به پاسخی بستگی داشته باشد که برای همین یک پرسش پیدا می‌کند؛ آیا قرار است همچنان مواد اولیه بیشتری تولید کنیم یا ثروت بیشتری از همان مواد اولیه بسازیم؟



#پتروشیمی ایران
#پتروشیمی
#فرزین سوادکوهی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید