فرزین سوادکوهی: در دنیای امروز، بطری پلاستیکی مصرفشده دیگر زباله نیست بلکه خوراک یک صنعت جدید است. غولهای پتروشیمی دنیا میلیاردها دلار برای بازیافت شیمیایی و تولید پلیمرهای بازیافتی سرمایهگذاری میکنند، چون میدانند بازار آینده فقط به نفت و گاز وابسته نخواهد بود. اما در ایران، هنوز بخش بزرگی از ضایعات پلاستیکی یا دفن میشود، یا سوزانده میشود و یا در بهترین حالت، با فناوریهای ابتدایی به محصولاتی کمارزش تبدیل میشود. پرسش اینجاست؛ چگونه کشوری که خود را یکی از قدرتهای پتروشیمی منطقه میداند، هنوز نتوانسته از «زباله پلاستیکی» یک مزیت اقتصادی بسازد؟
شاید بزرگترین اشتباه ما این باشد که بازمانده های پلاستیک را یک شیء تاریخ مصرف دار و عملا یکبار مصرف می پنداریم..کارخانه تولید میکند، محصول وارد بازار میشود، مصرفکننده آن را استفاده میکند و بعد همه چیز تمام میشود و سر آخر بطری، ظرف، فیلم بستهبندی یا کیسه پلاستیکی، سر از سطل زباله درمیآورد و از نگاه سیاستگذار نیز،این پرونده آن بسته میشود.
اما در اقتصاد امروز دنیا، داستان تازه از همین نقطه آغاز میشود.حالا بزرگترین شرکتهای پتروشیمی جهان دیگر فقط تولیدکننده پلیمر نیستند؛ آنها بهدنبال بازگرداندن همان پلیمرها به چرخه تولید هستند. دلیلش هم نه صرفاً دغدغههای زیستمحیطی، بلکه یک واقعیت اقتصادی است؛ پلاستیک مصرفشده، به یک ماده اولیه ارزشمند تبدیل شده.
در اروپا، آمریکا و شرق آسیا، بازیافت دیگر یک فعالیت خدمات شهری یا محیطزیستی محسوب نمیشود بلکه بخشی از زنجیره صنعت پتروشیمی است. شرکتهایی مانند BASF، SABIC، Dow، LyondellBasell، Borealis و دهها شرکت دیگر، میلیاردها دلار برای توسعه فناوریهای بازیافت مکانیکی و بهویژه بازیافت شیمیایی سرمایهگذاری کردهاند؛ فناوریهایی که میتوانند ضایعات پلاستیکی را دوباره به خوراک صنایع پتروشیمی تبدیل کنند و پلیمرهایی با کیفیت نزدیک به مواد اولیه تولید کنند.
براستی چرا این گونه شده؟پاسخ روشن است و آن اینکه چون بازار هم تغییر کرده است.اینک بسیاری از برندهای بزرگ جهان، از صنعت غذا و نوشیدنی گرفته تا خودروسازی و لوازم خانگی، متعهد شدهاند سهم مشخصی از مواد اولیه خود را از پلیمرهای بازیافتی تأمین کنند. این دیگر یک انتخاب تبلیغاتی نیست؛ بخشی از مقررات جدید و خواسته بازار است. به همین دلیل، ارزش بازار جهانی پلاستیکهای بازیافتی سالبهسال در حال افزایش است و پیشبینی میشود در سالهای آینده با سرعت بیشتری رشد کند.
اما ایران در کجای این نقشه قرار دارد؟جواب چندان امیدوارکننده نیست. ایران سالانه میلیونها تن پلیمر تولید میکند و یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات پتروشیمی در منطقه به شمار میرود. با این حال، صنعت بازیافت پلاستیک همچنان عمدتاً در اختیار واحدهای کوچک، پراکنده و کمسرمایه است؛ واحدهایی که اغلب با فناوریهای قدیمی کار میکنند و محصول نهایی آنها نیز معمولاً ارزش افزوده بالایی ندارد.
در واقع، زنجیره صنعت پتروشیمی ایران هنوز در همان نقطهای متوقف شده که ده یا پانزده سال پیش ایستاده بودیعنی همان فرمول کذایی تولید، مصرف و دورریز.در حالی که دنیا از اقتصاد چرخشی وبازیافت حرف میزند، ما هنوز درگیر اقتصاد یکبار مصرف هستیم.
شاید عجیب باشد، اما کشوری که میلیاردها دلار برای توسعه مجتمعهای پتروشیمی سرمایهگذاری کرده، هنوز نتوانسته برای بخش قابل توجهی از ضایعات همان محصولات، یک زنجیره اقتصادی منسجم ایجاد کند. نه سیاست مشخصی برای توسعه بازیافت شیمیایی دیده میشود، نه سرمایهگذاری قابل توجهی در این حوزه انجام شده و نه بازیافت بهعنوان بخشی از راهبرد توسعه صنعت پتروشیمی مطرح است.
حالا نتیجه این شده که ثروتی که میتوانست دوباره به چرخه تولید برگردد، یا دفن میشود، یا میسوزد و یا با کمترین ارزش ممکن، از چرخه اقتصادی خارج میشود.
این در حالی است که ارزش واقعی ضایعات پلاستیکی، فقط به وزن آنها نیست بلکه به نقشی است که میتوانند در کاهش مصرف خوراک فسیلی، کاهش هزینه تولید و حفظ بازارهای صادراتی آینده ایفا کنند.
مسئولان مربوطه باید بگویند چرا هنوز در برنامههای توسعه صنعت پتروشیمی، ساخت یک مجتمع جدید اولویت دارد، اما ساخت یک زنجیره مدرن بازیافت نه؟
شاید پاسخ این باشد که هنوز نگاه ما به بازیافت، نگاه «شهرداری» است، نه نگاه «صنعت».و تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، فاصله ایران با موج جدید سرمایهگذاریهای جهانی هر سال بیشتر خواهد شد.
شاید مهمترین اتفاقی که در صنعت پتروشیمی جهان رخ داده، این باشد که مفهوم «خوراک» تغییر کرده است. تا همین چند سال پیش، وقتی از خوراک پتروشیمی صحبت میشد، ذهن همه به سمت گاز طبیعی، اتان، نفتا یا سایر مشتقات نفت متمرکز می شد. اما امروز، در بسیاری از کشورها، بطری پلاستیکی مصرفشده هم خوراک محسوب میشود؛ آن هم خوراکی که هم ارزش اقتصادی دارد و هم میتواند بخشی از وابستگی صنایع به منابع فسیلی را کاهش دهد.
ایران اما هنوز این تغییر را جدی نگرفته است.در اسناد توسعهای صنعت پتروشیمی، همچنان تمرکز اصلی بر افزایش ظرفیت تولید، تکمیل طرحهای نیمهتمام و تأمین خوراک گازی است. همه اینها ضروریاند، اما پرسش اینجاست که چرا بازیافت هنوز به یکی از ارکان توسعه صنعت تبدیل نشده است؟
واقعیت این است که اقتصاد بازیافت، دیگر یک فعالیت حاشیهای نیست. امروز بسیاری از شرکتهای بزرگ پتروشیمی، واحدهای بازیافت را درست کنار مجتمعهای اصلی خود احداث میکنند تا بخشی از مواد اولیه مورد نیازشان را از همین مسیر تأمین کنند. این یعنی زباله پلاستیکی، دوباره به ماده اولیه صنایع شیمیایی تبدیل میشود و زنجیره ارزش، یک بار دیگر از همان نقطه آغاز میشود.
در ایران اما هنوز چنین نگاهی شکل نگرفته است. بخش عمده ضایعات پلاستیکی یا اصلاً جمعآوری نمیشود، یا پس از جمعآوری، وارد شبکهای غیررسمی و مافیایی و پراکنده میشود که هدف اصلی آن، تولید محصولات ارزانقیمت و کمارزش است. زباله گردها اولین حلقه این زنجیره معیوب و سوداگران و دلال های کلان بازیافتی آخرین آن هستند و سود عمده را آنها می برند و در این میان، نه فناوریهای نوین بازیافت شیمیایی توسعه یافتهاند، نه سرمایهگذاری قابل توجهی برای ایجاد واحدهای صنعتی بزرگ انجام شده و نه سیاستگذاری روشنی برای پیوند میان صنعت پتروشیمی و اقتصاد بازیافت دیده میشود.
نتیجه این عقبماندگی فقط از دست رفتن یک فرصت اقتصادی نیست.چون به هرحال بازار جهانی نیز در حال تغییر است.
اروپا بهتدریج مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از مواد بازیافتی وضع میکند. بسیاری از برندهای بینالمللی نیز از تأمینکنندگان خود میخواهند میزان مشخصی از مواد اولیه بازیافتی را در محصولاتشان به کار ببرند. این روند به احتمال زیاد در سالهای آینده گستردهتر خواهد شد و به یکی از معیارهای رقابت در بازار جهانی پلیمر تبدیل میشود.
اگر چنین شود، تولیدکنندهای که فقط پلیمر نو عرضه میکند و هیچ برنامهای برای اقتصاد چرخشی ندارد، ممکن است بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست بدهد. این دقیقاً همان نقطهای است که باید سیاستگذاران صنعت پتروشیمی را نگران کند.
سالهاست درباره خامفروشی نفت و گاز صحبت میکنیم، اما کمتر کسی از «خامفروشی پلاستیک مصرفشده» حرف میزند؛ در حالی که ارزش واقعی این ضایعات، زمانی آشکار میشود که دوباره به زنجیره تولید بازگردند، نه اینکه زیر خاک دفن شوند یا در کورههای زبالهسوز از بین بروند.
اینک علی القاعده شاید وقت آن رسیده باشد که مفهوم توسعه در صنعت پتروشیمی بازتعریف شود. توسعه فقط به معنای ساخت مجتمعهای جدید نیست. توسعه یعنی ایجاد زنجیرهای که از استخراج خوراک آغاز شود و تا بازیافت همان محصول ادامه پیدا کند. یعنی هر کیلوگرم پلیمر، بیش از یک بار برای اقتصاد کشور ارزش خلق کند. در غیر این صورت، ممکن است همچنان به افزایش ظرفیت تولید افتخار کنیم، اما در همان زمان، کشورهای دیگر از همان پلاستیکهایی که ما دور میریزیم، مواد اولیه جدید، محصولات جدید و درآمدهای تازه بسازند.
بی تردید این شاید تلخترین واقعیت صنعت پتروشیمی ایران باشد که ما سالهاست درباره ارزش گاز و نفت حرف زدهایم، اما هنوز ارزش پلاستیکی را که خودمان تولید کردهایم و دوباره میتواند به چرخه اقتصاد بازگردد، جدی نگرفتهایم.
به احتمال زیاد بزرگترین فرصت از دسترفته صنعت پتروشیمی، نه در میدانهای گازی باشد و نه در کمبود خوراک؛ بلکه در همان بطریها، بستهبندیها و قطعات پلاستیکی باشد که هر روز بیتفاوت از کنارشان عبور میکنیم. زیرا در اقتصاد امروز جهان، ثروت فقط از دل چاههای نفت بیرون نمیآید بلکه گاهی از همان چیزهایی به دست میآید که دیگران زباله مینامند و کشورهای پیشرو، آنها را «خوراک آینده» میدانند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 2 ساعت قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
2 روز قبل
ویدئو مرتبط