پارسا ملکی:
در فوریه ۲۰۲۶، دمشق شاهد صحنهای بود که تا چهارده ماه پیش از آن، یعنی پیش از سقوط دراماتیک خاندان اسد در دسامبر ۲۰۲۴، غیرممکن به نظر میرسید. حضور «تام براک»، فرستاده ویژه ایالات متحده، در کنار مقامات دولت انتقالی سوریه برای امضای تفاهمنامه با غول نفتی شورون تنها یک توافق تجاری نبود؛ این لحظه، اعلام رسمیِ پایان دوران انزوای ژئوپلیتیک و آغاز عصر «رئالپولیتیک انرژی» در شرق مدیترانه است. این قرارداد که با مشارکت شرکت قطری Power International Holding امضا شده، نخستین گام جدی دمشق برای استخراج ثروت از اعماق آبهای مدیترانه و پیوستن به کلوپ صادرکنندگان گاز در منطقه است.
این تفاهمنامه که مستقیماً شرکت نفت سوریه (SPC) را درگیر میکند، بر روی ارزیابی و اکتشاف پتانسیلهای هیدروکربنی در بلوکهای دریایی تمرکز دارد. اهمیت این منطقه زمانی روشن میشود که بدانیم در سال ۲۰۱۳، روسیه با شرکت (Soyuzneftegaz) سعی در تسخیر این سفرههای زیرزمینی داشت، اما شعلههای جنگ داخلی آن پروژهها را به کام خود کشید. اکنون شورون با تکیه بر تجربه خود در میدان «لویاتان» اسرائیل و میادین قبرس، به دنبال تکمیل پازل استراتژیک خود در حوضه شام است. ورود غولهای آمریکایی و قطری به این پهنه آبی، در واقع خط بطلانی بر سالها نفوذ انحصاری و البته بیثمر روسیه و ایران در زیرساختهای انرژی سوریه محسوب میشود.
زمانبندی این توافق، نشاندهنده یک مهندسی دقیق سیاسی است. با لغو رسمی تحریمهای سزار و استقرار دولت احمد الشرع، دمشق به دنبال «تضمین بقا» از طریق پیوند دادن منافع خود به سرمایههای کلان غربی است. برای شورون، این یک توسعهطلبی منطقی در منطقهای است که زیرساختهای آن را به خوبی میشناسد. برای قطر نیز، این حضور به معنای تثبیت نقش خود به عنوان میانجی بزرگ و شریک استراتژیک در بازسازی سوریه است. در حالی که تولید نفت خشکی سوریه به سطحی ناچیز سقوط کرده، این قرارداد فراساحلی، «شریان حیات» جدیدی برای اقتصادی است که از تورم افسارگسیخته و ویرانی زیرساختها رنج میبرد.
واکنشهای بینالمللی به این چرخش بزرگ، بازتابدهنده نظم جدید منطقه است. حمایت آشکار واشینگتن از این قرارداد، سیگنالی به پایتختهای عربی و اروپایی است که مسیر عادیسازی روابط با دمشق از دالانهای انرژی میگذرد.
در این میان، سکوت معنادار مسکو و تهران نشان از واقعیتی تلخ برای آنها دارد. در سوریه جدید، وفاداریهای ایدئولوژیک جای خود را به کارآمدی تکنولوژیک و دلارهای نفتی داده است. اگرچه گروههای کرد در شمال شرق ممکن است از تمرکز دولت بر منابع فراساحلی احساس نگرانی کنند، اما واقعیت این است که ثقل قدرت اقتصادی در حال جابجایی به سمت سواحل مدیترانه است.
در نهایت، این تفاهمنامه آزمونی برای ثبات دولت انتقالی است. اگر شورون بتواند لایههای سنگی کف دریا را بشکافد و به گاز برسد، سوریه نه تنها از یک کشور ورشکسته به یک بازیگر مهم در بازار انرژی اروپا تبدیل میشود، بلکه پیوند امنیتی نانوشتهای با غرب پیدا میکند که بازگشت به دوران دیکتاتوری یا جنگ داخلی را بسیار پرهزینه خواهد کرد. ریسکهای امنیتی همچنان پابرجا هستند، اما وقتی پای میلیاردها دلار سرمایه غولهای نفتی به میان میآید، امنیت دیگر نه یک آرزو، بلکه یک ضرورت تجاری خواهد بود.
انتهای پیام
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 10 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط