naftkhabar-header-2k

بین الملل

سرنوشت متفاوت گاز در ایران و روسیه؛ ما در خانه‌ها می‌سوزانیم و آنان صادر می‌کنند!

به تازگی مجال تماشای مستند «‌ما و گازپروم» فراهم آمد که در آن کارگردان ( مهدی افشار‌نیک) نه از زبان خود یا موضع مستند که در قالب گفت‌و‌گوهای مختلف این پرسش را در ذهن ما می‌کارد که چرا گاز در ایران و روسیه مسیر متفاوتی پیمود و چه شد که اتحاد شوروی و وارث آن روسیه گاز را به حربه‌ای بسیار مهم و یک کالای صادراتی سودآور بدل کردند و ما در ایران با 400 هزار کیلومتر خطوط لوله در سراسر ایران گاز را به هر خانه رساندیم و تنها این وجه مد نظر قرار گرفت و اگر به بخش صنعت هم داده شد عملا تنها به کار کاهش بارِ زیان‌دهی آنان آمد و شگفت‌آورتر این که بیشتر این صنایع که از گاز استفاده می‌کنند آب‌بر هم هستند.

۲ آبان ۱۴۰۵ | ۱۶:۱۰

1
0
سرنوشت متفاوت گاز در ایران و روسیه؛ ما در خانه‌ها می‌سوزانیم و آنان صادر می‌کنند!

عصر ایران: به تازگی مجال تماشای مستند «‌ما و گازپروم» فراهم آمد که در آن کارگردان ( مهدی افشار‌نیک) نه از زبان خود یا موضع مستند که در قالب گفت‌و‌گوهای مختلف این پرسش را در ذهن ما می‌کارد که چرا گاز در ایران و روسیه مسیر متفاوتی پیمود و چه شد که اتحاد شوروی و وارث آن روسیه گاز را به حربه‌ای بسیار مهم و یک کالای صادراتی سودآور بدل کردند و ما در ایران با 400 هزار کیلومتر خطوط لوله در سراسر ایران گاز را به هر خانه رساندیم و تنها این وجه مد نظر قرار گرفت و اگر به بخش صنعت هم داده شد عملا تنها به کار کاهش بارِ زیان‌دهی آنان آمد و شگفت‌آورتر این که بیشتر این صنایع که از گاز استفاده می‌کنند آب‌بر هم هستند.

نه از زبان خود سازندۀ مستند - با سابقه و هویت روزنامه‌نگاری- که در شکل‌‎های گوناگون این انگاره قوت می‌گیرد که روس‌ها مخالف صادرات گاز ایران بودند کما این‌که در یک فقره که قرار بر تولید گاز مایع در عسلویه بوده و مقدمات کار فراهم شده بود به مسکو رفتند تا دو سه روز بعد در چهارشنبه روزی بازگردند و نهایی کنند و آن چهارشنبه هرگز نیامده است!

نامدار زنگنه وزیر پیشین نفت هوادار توسعۀ صنایع پیرامونی گاز به عنوان خوراک پتروشیمی بود و به گفتۀ مهندس نعمت‌زاده اگر پتروشیمی‌ها در دوران سازندگی (‌با مطالعات اولیه) و اصلاحات (‌با عملیات اجرایی و منطقۀ ویژۀ اقتصادی پارس جنوبی) شکل نگرفته بودند اکنون با تنگناهای ارزی بیشتری روبه‌رو بودیم با این حال تصور گاز ارزان و فراوان سبب شد گاز بیش از هدف‌گذاری صادراتی صرف گرمایش خانه‌ها و تأمین انرژی بخشی از صنعت شود در حالی که کارگردان دربارۀ صنایع نکتۀ قابل توجهی می‌گوید: وقتی دو دهه گاز می‌دهیم و دهۀ سوم قطع می‌کنیم عملا آنها را هم در عین وابستگی رها کرده‌ایم.

دال مرکزی و مضمونی که مستند " ما و گاز پروم" آن را به زبان همه‌کس‌فهم دنبال می‌کند این است که روس‌ها هم در دوران استالین در پی استفاده خانگی بودند ولی بعدتر با کشف منابع عظیم گاز در سیبری دریافتند که ارزش آن بسا بیشتر از آن است که تنها در خانه‌ها بسوزد.

واقعیت این است که وقتی باخبر شدیم چه ثروت عظیمی در عسلویه نهفته است این پرسش هم شکل گرفت که با این گاز چه کنیم و ایده های مختلف مطرح شد:
با گاز خود چه کنیم؟
اول این که گاز را به نیروگاه ها برسانیم و با آن برق تولید کنیم و با برق رایگان به دنبال عدالت اجتماعی باشیم.
دوم این که گاز را به شهرهای مهم برسانیم.
سوم این که گاز را هم به شهرهای بزرگ برسانیم هم هر شهر و بخش و روستا تا علمک و لوله به درِ خانه برسد و گاز یکی از جلوه‌های توزیع همگانی و عدالت باشد.
چهارم این که گاز برای صنایعی چون پتروشیمی به مصرف برسد که ارزآوری دارد.
بعدتر بحث ایجاد هاب یا قطب یا مرکز مبادلات گازی هم مطرح شد: به قیمت بخری و به قیمت بفروشی.

در عمل اما همان ایدۀ سوم به اجرا درآمد و ادامه دارد. منتها اینها را کارشناسان و مقامات طی این سال‌ها به زبان‌های مختلف گفته اند و هنر مستندساز این است که نشان می‌دهد مسیر در روسیه به مرور تغییر کرد.

در تمام جهان تنها دو کشور این گونه گازرسانی کرده‌اند: یکی ایران و دیگری روسیه ولی در روسیه بخش خانگی را بی‌ملاحظه ادامه ندادند و با تقسیم به مناطق اقتصادی و احداث نیروگاه و کارخانه راه اصلاح شد اما در ایران همچنان همان راه را ادامه می‌دهیم و اینها البته نه مدعای مستند که برداشت این نویسنده در مقام بینندۀ آن است و با ذهن سیاسی اگر نخواهیم توطئه‌انگارانه تحلیل کنیم اگر هم می‌خواستیم هاب/ قطب گاز بشویم روس‌ها اجازه نمی‌دادند.

به زبان دیگر همان حساسیتی که غرب در قبال اتمی شدن ایران نشان داد روس ها با هاب گازی شدن ایران داشتند و دارند و ایدۀ اوپک گازی برای ایفای نقش هم محقق نشد چون در آن گازمایع تعیین کننده است.

با این همه تماشای این فیلم تردیدی در این گزاره باقی نمی‌گذارد که توسعۀ صنعت گاز مهم‌ترین توسعه‌ای بوده که در جمهوری اسلامی ایران محقق شده و از این حیث هیچ کشوری یارای هماوردی و قیاس ندارد.
این که ایران از 18 درصد گاز چهان برخوردار است و نیمی از آن در عسلویه است در همان ابتدای مواجهه با این گنج عظیم باید سیاست‌گذاران ما را به این صرافت می‌انداخت که سهم خانه و صنعت و صادرات چقدر باید باشد؟
این سخن بیژن نامدار زنگنه را شنیده بودیم و در مستند هم می‌بینیم که امیر قطر به او گفته هر گاه با هواپیما از روی عسلویه عبور می‌کند غبطه می‌خورد و این افسوس شکل می‌گیرد که اگر در مجلس تهی شده از کارشناسان نمایندگانی با تخصص بیشتر و افق بلندمدت‌تر نشسته بودند آیا نباید یک بار برای همیشه مشخص می‌کردند  از این گاز چقدر  برای مصرف داخل اختصاص یابد و چه اندازه به صنعت؟ همچنین چقدر صادرات و چه اندازه نیروگاه؟
مصرف داخلی همه را بلعید!
در عمل اما چه اتفاقی افتاد؟ هاب و قطب گازی شدیم؟ نه! گازآباد راه افتاد؟ نه! صنعت را از گاز سیراب کردیم؟ نه! چرا؟ چون مصرف داخلی همه را بلعید!

تکان دهنده ترین بخش مستند اما چنان که اشاره شد آنجاست که همین گازپروم برای پروژه های ال‌ان‌جی در فازهای 4 و 5 پارس جنوبی برنده شد اما برنگشتند!

قبل از دولت احمدی‌نژاد قرار بود با مشارکت خارجی ها گاز را در مبدأ سرد کنیم اما دولت معجزۀ هزارۀ سوم که روی کار آمد گفتند خودمان می‌سازیم و البته نساختند و نتوانستیم وارد بازار بزرگ گاز در دنیا شویم.

بسیاری تصور می‌کردند روسیه هم ناچار خواهد بود بعداز جنگ اوکراین و از 2022 به این طرف صادرات و بیرون مرز را رها کند و به داخل بازگردد اما ظرفیت 38 میلیارد متر مکعبی را از غرب به شرق منتقل کرد.

پرسش مهم و جدی مستند که به صراحت به آن پاسخ نمی‌دهد اما در ذهن ما می‌کارد این است که چرا با این حجم از گاز و ثروت خداداد به بازیگر بزرگ بین المللی بدل نشدیم؟

به خاطر فشار نمایندگان مجلس به وزیران نفت برای گاز رسانی به جای جای ایران بود و بیم تیغ استیضاح بر سر آنان؟

به این سبب بود که از ابتدا سهمیه مصرف داخلی وصنایع و نیروگاه و صادرات مشخص نشد تا هر یک به اندازۀ خود تأمین شود؟

به دلیل آن بودکه ناکامی در بسیاری از عرصه های دیگر با شعار عدالت چاره ای جز آن باقی نگذاشت تا تمام بار عدالت را بر گاز بار کنیم؟

یا نه. داستان را فراتر از اینها باید دید و عینک سیاسی و بدگمانی به چشم بزنیم و آن هم این که روسیه خود را یکه تاز صادرات گاز می خواهد و به ایران به دیدۀ رقیب می نگرد و این پیام را رسانده بود که میدان مانورتان کشور خودتان باشد و پای تان را بیرون نگذارید!

کاری که ما با گاز خود کرده ایم و می کنیم شبیه همین حکایت است و سرخوشی ما از گاز ارزان و فراوان همچون همان ساعاتی که زن در آیینه خود را در هیأت زیبارویی رشک برانگیز دید و آن عیش بادوام نبود!

#شوروی
#آکسیوس
#شورای عالی امنیت ملی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید