فرزین سوادکوهی
زمین بازی بازار جهانی نفت دارد تغییر می کند. در حالی که هنوز نگاهها به قیمت نفت خام و میزان عرضه خاورمیانه دوخته شده، سود اصلی بحران منطقه ای دارد به سمت پالایشگاههایی که میتوانند نفت را به گازوئیل تبدیل کنندسوق پیدا می کند. گلدمن ساکس پیشبینی کرده حاشیه سود پالایش گازوئیل در آمریکا برای سال ۲۰۲۷ از ۲۷ دلار به حدود ۶۳ دلار در هر بشکه خواهد رسید و برای پالایشگاههای اروپایی نیز رقم ۴۹ دلار محتمل خواهد بود. این جهش، فقط یک خبر خوب برای پالایشگران نیست بلکه هشداری است درباره بازاری که سالها از سرمایهگذاری کافی در ظرفیت پالایش غافل مانده و حالا در نخستین بحران بزرگ، هزینه این غفلت را با قیمت بالاتر سوخت میپردازد.
مناقشات اخیر همواره این سوال را پیش می آورد که حالا نفت خام چقدر گران خواهد شد؟ اما تحولات ماههای اخیر نشان دادها که مشکل بازار فقط کمبود نفت نیست. نفت باید پالایش شود، به گازوئیل، بنزین و سوخت جت تبدیل شود و بعد به دست مصرفکننده برسد. هر اختلالی در این زنجیره میتواند حتی در شرایطی که نفت خام به اندازه کافی وجود دارد، بازار سوخت را تحت فشار قرار دهد.این اتفاق اکنون برای گازوئیل افتاده است.
گلدمن ساکس در تازهترین برآورد خود حاشیه سود پالایش گازوئیل در آمریکا و اروپا را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. پیشبینی ۶۳ دلار در آمریکا و ۴۹ دلار در اروپا برای سال آینده، بیش از دو برابر برآورد قبلی این بانک است. معنای ساده این اعداد آن است که فاصله میان قیمت نفت خام و قیمت گازوئیل در حال افزایش است و پالایشگاهی که بتواند نفت را بهموقع به این فرآورده تبدیل کند، از هر بشکه درآمد بسیار بیشتری به دست خواهد آورد.
بازار آسیا نیز وضعیت مشابهی دارد. حاشیه سود پالایش گازوئیل در سنگاپور در ماه اوت به حدود ۶۶ دلار در هر بشکه رسیده. همزمان، واردات فرآوردههای پالایشی آسیا در ماه اوت به حدود ۵.۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یافته؛ حدود دو میلیون بشکه کمتر از میانگین پیش از جنگ. قیمت گازوئیل در بازار سنگاپور نیز نسبت به اواخر فوریه حدود ۷۰ درصد افزایش داشته است.
این اعداد نشان می دهند که ظاهرا بازار گازوئیل به اندازه کافی سوخت در اختیار ندارد.گویا بخشی از مشکل به جنگ و اختلال در پالایشگاههای روسیه و خاورمیانه برمیگردد. روسیه یکی از تأمینکنندگان مهم گازوئیل بازار جهانی است و حملات به زیرساختهای پالایشی این کشور، ظرفیت تولید و صادرات فرآورده را تحت فشار قرار داده است. در خاورمیانه نیز آسیب به زیرساختها و اختلال در مسیرهای صادراتی، عرضه فرآورده را کاهش داده است. اما با اینحال تمام داستان را نمیتوان به جنگ نسبت داد.
بازار امروز نتیجه سالها تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری در صنعت پالایش است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، پالایشگاههای قدیمی تعطیل شدهاند، سرمایهگذاری جدید با سرعت گذشته انجام نشده و سیاستهای زیستمحیطی نیز هزینه احداث و توسعه ظرفیت پالایشی را بالا برده است. در سالهایی که نفت فراوان و تجارت جهانی نسبتا باثبات بود، تعطیلی یک پالایشگاه قدیمی لزوما بحران ایجاد نمیکرد. اما حالا که چند مرکز بزرگ تولید و صادرات همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند، همان ظرفیتهای ازدسترفته تبدیل به یک خلأ واقعی شدهاند.
مشکل مهمتر این است که ساخت پالایشگاه را نمیتوان مانند افزایش تولید یک چاه نفت، در چند ماه جبران کرد. یک پروژه پالایشی به سرمایهگذاری سنگین، تجهیزات پیچیده، زمان طولانی و بازار مطمئن نیاز دارد. بنابراین وقتی ظرفیت پالایش از دست میرود، جایگزین کردن آن بسیار دشوارتر از چیزی است که در نمودارهای بازار به نظر میرسد.
زنگ هشدار برای صنایع پالایشی ایران
این وضعیت برای ایران یک تناقض جدی ایجاد میکند. ایران یکی از کشورهای نفتخیز جهان است، اما بخش مهمی از ظرفیت پالایشی کشور سالها با مشکلات سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات، محدودیت فناوری و نبود منابع مالی کافی روبهرو بوده است.
در چنین بازاری، افزایش شدید حاشیه سود گازوئیل باید بیش از آنکه صرفا یک خبر خارجی باشد، یک زنگ هشدار برای صنعت پالایش ایران تلقی شود.
ایران نفت خام دارد؛ اما داشتن نفت بهتنهایی مزیت کامل نیست. ارزش اقتصادی زمانی ایجاد میشود که نفت به فرآوردهای با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود و امکان عرضه آن به بازار وجود داشته باشد.
اگر بازار جهانی برای گازوئیل با کمبود مواجه است و پالایشگاههای دارای ظرفیت تولید از حاشیه سودهای ۵۰ تا ۷۰ دلاری برخوردار میشوند، منطقی نیست که توسعه و نوسازی ظرفیت پالایشی همچنان در حاشیه سیاستگذاری انرژی باقی بماند.
سالها درباره خامفروشی گوشزد شده، اما مشکل فقط فروش نفت خام نیست. مسئله این است که در بسیاری از مقاطع، فرصت تبدیل مزیت نفتی ایران به ظرفیت پایدار پالایش و صادرات فرآورده نیز بهموقع جدی گرفته نشده است.
امروز بازار جهانی عملا به پالایشگاهها پاداش میدهد. هر پالایشگاهی که بتواند نفت را دریافت و با راندمان بالا به گازوئیل تبدیل کند، در شرایط فعلی از سود بیشتری برخوردار است. این وضعیت ممکن است دائمی نباشد، اما حتی اگر حاشیه سودها کاهش پیدا کنند، نیاز به ظرفیت پالایشی مدرن همچنان باقی خواهد ماند.
از این منظر، بحران فعلی یک فرصت هم هست؛ فرصتی برای کشوری که هم خوراک نفتی در اختیار دارد و هم بازار منطقهای بزرگی برای فرآوردههای نفتی پیش روی آن قرار گرفته است. اما فرصتها در صنعت نفت اگر بهموقع استفاده نشوند، خیلی زود به حسرت تبدیل میشوند.
گلدمن ساکس انتظار دارد فشار بازار گازوئیل دستکم تا سال ۲۰۲۷ ادامه داشته باشد و حتی در سناریوی کاهش قیمت نفت خام، حاشیه سود پالایش گازوئیل بالا باقی بماند. اگر این پیشبینی درست باشد، بازار جهانی در دو سال آینده بیش از گذشته به پالایشگاههای آماده و کارآمد نیاز خواهد داشت.
در چنین شرایطی، ایران نمیتواند فقط تماشاگر افزایش قیمت گازوئیل در بازار جهانی باشد. کشوری که نفت دارد اما ظرفیت پالایش آن با سرعت تحولات بازار حرکت نمیکند، در عمل بخشی از ارزش زنجیره نفت را به دیگران واگذار میکند.
بازار امروز عملا می گوید آینده صنعت نفت فقط در توسعه چاههای جدید نیست بلکه بخشی از این آینده در پالایشگاههایی رقم میخورد که همین حالا باید ساخته، نوسازی و آماده تولید شوند.
گازوئیل شاید برای همیشه طلای پالایشگاهها نماند، اما جهش فعلی حاشیه سود آن یک واقعیت را دوباره به صنعت نفت یادآوری کرده و آن اینکه در بازار انرژی، داشتن نفت مهم است، اما توان تبدیل آن به محصولی که بازار واقعا به آن نیاز دارد، مهمتر است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 23 ساعت قبل
5 روز قبل
6 روز قبل
ویدئو مرتبط