فرزین سوادکوهی
جنگ برای همه یک جور تمام نمیشود. یک جا پالایشگاه منفجر می شود، جای دیگر مخزن سوخت خالی میشود و در گوشهای از بازار، شرکتی که تا دیروز در حال دستوپنجه نرم کردن با هزینههای سنگین بود، ناگهان با سفارشهای بیشتر و حاشیه سود بالاتر روبهرو می گردد. حالا درست در هنگامه ای اینچنین نام «دانگوته» بیش از همیشه شنیده میشود؛ پالایشگاهی در نیجریه که بحران خاورمیانه، برخلاف بسیاری از بازیگران بازار، برایش فقط خبر بد نداشته و ازقضا خوشحال تر هم شده. ۱.۸۲ میلیارد دلار سود، دلیل اصلی این خوشحالیست.درست وقتی که ایران غمگنانه به ظرفیت های از دست رفته پالایشی خودش چشم حسرت دوخته است.
نفت برنت حالا به آستانه ۱۰۰ دلار رسیده و نگرانی از ادامه اختلال در عرضه نفت و فرآوردههای نفتی بیشتر شده است. اما خود قیمت نفت لزوما اتفاق مهمتری نیست. دنیا بیش از هر چیز دیگر الان نگران بنزین و گازوئیل است. پالایشگاههایی در خاورمیانه و روسیه آسیب دیدهاند، صادرات فرآورده محدود شده و ذخایر در برخی بازارها پایین آمده. در چنین شرایطی، آنچه کمیابتر از نفت خام شده، ظرفیت پالایش است وهمین جاست که سود ده هایی مثل دانگوته وارد داستان میشوند.
پالایشگاه ۲۰ میلیارد دلاری نیجریه که از سال ۲۰۲۴ وارد مدار شده، در نیمه نخست امسال ۱.۸۲ میلیارد دلار سود پس از کسر مالیات ثبت کرده است؛ عددی که وقتی کنار زیان ۴۷۶ میلیون دلاری سال ۲۰۲۵ قرار میگیرد، معنای بیشتری پیدا میکند. پالایشگاهی که زمانی بهخاطر هزینه ساخت، تأخیر در راهاندازی و دشواریهای عملیاتی زیر ذرهبین بود، حالا در بازاری فعالیت میکند که هر لیتر بنزین و گازوئیل ارزش بیشتری پیدا کرده است.
مدیرعامل دانگوته به رویترز گفته است کمبود سوخت ممکن است حتی بعد از پایان جنگ ایران و آمریکا هم ادامه پیدا کند؛ چون بخشی از ظرفیت پالایشی خاورمیانه آسیب دیده، پالایشگاههای فعال با ظرفیت بالا کار میکنند و کشورها باید دوباره ذخایر سوخت خود را پر کنند. ظاهرا این حرف،حرف سادهای است، اما پشت آن یک تغییر مهم در بازار نفت دیده میشود و آن اینکه بحران دیگر فقط بحران نفت خام نیست، بلکه دعوای اصلی بر سر تبدیل نفت خام به محصول نهایی است.
این تفاوت را میتوان در قیمت فرآوردهها هم دید. اوایل سپتامبر، حاشیه سود پالایش بنزین در اروپا از ۶۲ دلار به ازای هر بشکه عبور کرد؛ رقمی که تقریباً به رکورد سال ۲۰۲۲ نزدیک شده. حاشیه سود گازوئیل نیز به سطوح بیسابقهای رسیده. بازار در واقع دارد برای چیزی به نام ظرفیت آماده پالایش پول میدهد که تا همین چند سال پیش کمتر کسی درباره اهمیتش صحبت میکرد.
دانگوته از همین نقطه دارد لقمه های بزرگ بر می دارد. در عین حال ظاهراً مدیران این شرکت معتقدند این وضعیت موقتی نیست. آنها تصمیم گرفتهاند ظرفیت پالایشگاه را از ۷۰۰ هزار بشکه در روز به ۱.۴ میلیون بشکه برسانند؛ آن هم تا سال ۲۰۲۹ و با سرمایهگذاری حدود ۱۴.۳ میلیارد دلار. یعنی درست در زمانی که بسیاری از شرکتها در حال محاسبه خسارت جنگ و اختلال در زنجیره تأمین هستند، دانگوته دارد برای بزرگتر شدن برنامه میریزد.
با این حال این قضیه شاید مهمترین بخش ماجرا باشد.دانگوته فقط از بحران امروز پول درنمیآورد بلکه دارد از همین بحران برای تعریف آینده کسبوکارش استفاده میکند. قرار است در کنار این افزایش ظرفیت پالایش، بخش پتروشیمی نیز توسعه پیدا کند و پروژه پالایشگاه دیگری در کنیا دنبال شود. نیجریه که سالها یکی از کشورهای بزرگ نفتی آفریقا بود اما برای تأمین بخشی از سوخت مورد نیازش به واردات وابسته بود، حالا میخواهد جای خود را در بازار فرآوردهها عوض کند.
این اتفاق برای ایران بیمعنا نیست.کشور ما هم سالهاست نفت دارد، گاز دارد، پالایشگاه دارد و بازار مصرف بزرگی در اختیارش است. اما آنچه کمتر داشته، سرعت تصمیمگیری بوده. ناترازی سوخت در ایران همین امروز به وجود نیامده که امروزهم برطرف شود. بخشی از این مشکل بزرگ نتیجه سالهایی است که توسعه ظرفیت پالایش، بهینهسازی مصرف، افزایش بهرهوری پالایشگاهها و ایجاد ذخایر مطمئن سوخت آنطور که باید در اولویت قرار نگرفت.
مسئله فقط ساخت پالایشگاه هم نیست. ساخت پالایشگاه بهتنهایی تضمین امنیت انرژی نیست. پالایشگاه باید بهموقع ساخته شود، خوراک مطمئن داشته باشد، تجهیزاتش بهروز باشد، محصول باکیفیت تولید کند و بتواند در شرایط بحرانی به کار ادامه دهد. اگر این زنجیره ناقص باشد، داشتن منابع عظیم نفت و گاز هم الزاماً به معنای داشتن امنیت سوخت نیست.
اینجاست که داستان دانگوته به کام ایران کمی تلخ تر میشود.کشوری مثل نیجریه، با همه مشکلات زیرساختی و اقتصادیاش، پروژهای در مقیاس ۷۰۰ هزار بشکه در روز را به بهرهبرداری رسانده و حالا در فکر رساندن آن به ۱.۴ میلیون بشکه است. ایران اما با سابقه طولانیتر در صنعت نفت، هنوز در مقاطع بحران باید برای تأمین سوخت و مدیریت مصرف چارهاندیشی کند.
اگر ایران زودتر جنبیده بود، امروز بخشی از این نگرانی وجود نداشت. این جمله البته به معنای نادیده گرفتن تحریم، محدودیت سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات یا مشکلات ساختاری صنعت نفت ایران نیست. اما همه چیز را هم نمیتوان به تحریم و شرایط بیرونی حواله داد. در بخشی از این داستان، مسئله به سالهایی برمیگردد که فرصت وجود داشت و تصمیمها به اندازه کافی سریع گرفته نشدند.
بازار جهانی نفت هم حالا دارد تاوان این تأخیر را به شکل دیگری پس میدهد. نفت خام گران شده، اما فرآوردهها گرانتر شدهاند. یعنی ارزش واقعی در بخشی از زنجیره ایجاد شده که ایران سالهاست درباره توسعه آن فقط دارد صحبت میکند.
بحران خاورمیانه ممکن است برای دانگوته یک فرصت تجاری باشد، اما درس آن برای کشورهای نفتخیز جدیتر از این حرفهاست. نفت زیر زمین تا وقتی به بنزین، گازوئیل، سوخت جت و محصولات پتروشیمی تبدیل نشود، فقط یک ذخیره زیرزمینی است و ارزش اقتصادی و امنیتی آن زمانی چند برابر میشود که امکان تبدیل، ذخیره و صادراتش وجود داشته باشد.
دانگوته حالا این را فهمیده و برای ظرفیت بیشتر پول کنار گذاشته است.پرسش برانگیزی قضیه برای ایران این نیست که چرا دانگوته از بحران سود میبرد. سؤال مهمتر این است که چرا کشوری با منابع نفت و گاز ایران، در میانه همین بحران هنوز باید نگران کمبود فرآورده باشد.
پاسخ این سؤال را نباید تنها در این مقطع و امروز جستوجو کرد، بلکه بخش بزرگی از این مکافات در تصمیمهایی است که باید سالها قبل گرفته میشد و متاسفانه نشد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 15 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
1 روز قبل
1 روز قبل
3 روز قبل
ویدئو مرتبط