پارسا ملکی گزارشگر نفت خبر:
بازار گاز هند صحنهی یک دگرگونی شگرف است. جهش ۶۰ درصدی تقاضا، تبدیل شدن به قطب جهانی مصرف و رقابتی فزاینده برای تامین انرژی این کشور. گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) حکایت از آن دارد که بازار گاز هند با تحولی بیسابقه روبرو شده و پیشبینی میشود تا پایان دهه جاری، تقاضای گاز طبیعی این کشور با رشدی خیرهکننده به ۱۰۳ میلیارد متر مکعب در سال برسد. این جهش عظیم، هند را در جایگاه یکی از بزرگترین مصرفکنندگان جهانی گاز قرار خواهد داد و رقابت برای تامین این بازار رو به گسترش را به شدت افزایش میدهد.
در این میان، گزارش پیش رو نقبی به این تحول بنیادین زده و ابعاد گسترده آن را واکاوی میکند؛ از محرکهای اصلی جهش مصرف و سرمایهگذاریهای زیرساختی کلان، تا استراتژیهای هوشمندانه تامین انرژی و نقشآفرینی بازیگران بینالمللی. پرسشی کلیدی که این گزارش در تلاش است به آن پاسخ دهد، جایگاه ایران دارنده دومین ذخایر بزرگ گازی جهان، در این بازار سرشار از فرصت و فرصت از دست رفته برای ایران است؛ فرصتی بینظیر برای توسعه صادرات و کسب درآمدهای هنگفت که متاسفانه ایران از آن بهره نبرده و این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این فرصتسوزی راهبردی و پیامدهای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و کریدوری آن میپردازد.
شکوفایی بازار گاز هند - محرکها و چشمانداز
رشد فزاینده مصرف گاز در هند، پدیدهای چندوجهی است که ریشه در عوامل متعددی دارد. تنها در سال ۲۰۲۳، مصرف گاز طبیعی این کشور با یک افزایش چشمگیر ۱۰ درصدی به رقم ۷۰ میلیارد متر مکعب رسید و انتظار میرود این آهنگ صعودی تا افق ۲۰۳۰ با شتابی فزاینده ادامه یابد. این جهش در تقاضا که هند را در زمره غولهای مصرفکننده گاز در کنار چین و ایالات متحده قرار میدهد، در وهله نخست، متاثر از سرمایهگذاریهای گسترده و هدفمند دولت هند در توسعه زیرساختهای گازی است. از سال ۲۰۱۹، دولت هند با عزمی راسخ، شبکه ایستگاههای گاز طبیعی فشرده (CNG) خود را چهار برابر و تعداد انشعابات گاز خانگی را دو برابر افزایش داده است. همزمان، طول خطوط لوله انتقال گاز در این کشور با یک رشد ۴۰ درصدی به طور قابل ملاحظهای افزایش یافته است. این توسعه زیرساختی عظیم، دسترسی به گاز طبیعی را در گستره وسیعتری از جغرافیای هند ممکن ساخته و بستر لازم برای افزایش چشمگیر مصرف را فراهم آورده است.
در کنار توسعه زیربناها، بهبود نسبی در تولید داخلی گاز نیز به تامین بخشی از تقاضای رو به رشد کمک کرده است. در سال ۲۰۲۲، تولید گاز طبیعی هند با یک افزایش ۱۵ درصدی به رقم ۳۲ میلیارد متر مکعب رسید. با این حال، با توجه به ابعاد گسترده افزایش تقاضا، تولید داخلی به تنهایی پاسخگوی نیاز فزاینده بازار نخواهد بود و هند همچنان در آیندهای قابل پیشبینی به واردات گاز طبیعی مایع (LNG) وابسته باقی خواهد ماند. بر این اساس پیشبینی میشود واردات LNG این کشور از حدود ۲۵ میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۲۲ به رقمی بالغ بر ۵۰ میلیارد متر مکعب تا سال ۲۰۳۰ افزایش یابد.
استراتژی تامین گاز هند - توازن منافع اقتصادی و ملاحظات ژئوپلیتیکی
در میانه این تحولات، استراتژی دولت هند برای تامین LNG و نفت از ایالات متحده آمریکا، ابعاد مهمی از سیاست انرژی و روابط بینالملل این کشور را آشکار میسازد. هند، با هدف کاهش تراز تجاری قابل توجه خود با آمریکا و همچنین اجتناب از تعرفههای تجاری احتمالی، به طور چشمگیری واردات نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از این کشور را در دستور کار قرار داده است. گزارشهای بینالمللی موید این واقعیت هستند که هند در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۵ میلیارد دلار نفت و LNG از آمریکا خریداری کرده و پیشبینی میشود این رقم تا پایان سال جاری به ۲۵ میلیارد دلار نیز بالغ گردد. به ویژه در بخش LNG، واردات هند از آمریکا در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب بوده که حاکی از رشدی ۳۰ درصدی نسبت به سال پیش از آن است و انتظار میرود این رقم در سال ۲۰۲۳ به ۱۳ میلیارد متر مکعب ارتقا یابد.
هند همچنین به منظور تضمین دسترسی پایدار به LNG و تقویت روابط تجاری با ایالات متحده، در حال مذاکره برای انعقاد قراردادهای بلندمدت با شرکتهای بزرگ انرژی آمریکایی به ارزش فراتر از ۵ میلیارد دلار است. این قراردادها، افزون بر تامین امنیت انرژی، به کاهش مازاد تجاری ۳۲ میلیارد دلاری هند با آمریکا نیز کمک شایانی خواهد کرد.
با وجود این گرایش به سوی آمریکا، هند هوشمندانه به تنوعبخشی به منابع انرژی خود نیز توجه دارد و همچنان به خرید نفت از روسیه با تخفیفهای قابل ملاحظه ادامه میدهد. به طوری که بنا به گزارش بلومبرگ واردات نفت خام هند از روسیه در سال ۲۰۲۲ با یک جهش بیسابقه ۸۰۰ درصدی به بیش از ۴۰ میلیون تن رسید.این رویکرد دوگانه، به وضوح نشاندهنده تلاش هند برای ایجاد یک تعادل ظریف میان منافع اقتصادی و ملاحظات ژئوپلیتیکی، و همچنین تنوعبخشی به منابع انرژی به منظور کاهش وابستگی صرف به یک تامینکننده خاص است.
فرصتسوزی راهبردی ایران در بازار گاز هند - ابعاد و پیامدها
در حالی که بازار گاز هند با چنین شتابی به سوی شکوفایی گام برمیدارد، متاسفانه ایران، با وجود برخورداری از پتانسیل عظیم گازی و مزیت همجواری جغرافیایی با شبه قاره هند، فرصت بیبدیلی را برای بهرهگیری از این بازار رو به گسترش از دست داده است. این فرصتسوزی راهبردی، زیانهای جبرانناپذیری را برای اقتصاد ملی و جایگاه بینالمللی کشور به ارمغان آورده و بررسی دقیق ابعاد کمی و کیفی آن، عمق این خسارت را آشکارتر میسازد.
عدم تحقق پروژه خط لوله صلح، پیامدهای گستردهای برای ایران در ابعاد مختلف به همراه داشته است. مهمترین پیامد اقتصادی آن، از دست رفتن بازار بزرگ و رو به رشد هند بود. ایران، بازار پرتقاضا و رو به رشد هند را به رقبایی همچون قطر، آمریکا و استرالیا واگذار کرد و عملاً از جریان عظیم درآمد صادرات گاز به این بازار محروم شد. در بُعد کریدوری، رویای تبدیل شدن ایران به یک مرکز ترانزیت انرژی منطقهای محقق نشد و ایران از مزیت ژئوپلیتیکی ناشی از آن بازماند. همچنین، روابط با هند و پاکستان در حوزه انرژی تضعیف شد و فرصتهای همکاریهای دوجانبه و چندجانبه در این بخش محدود گردید. در عرصه بینالمللی نیز، اعتبار و اعتماد بینالمللی ایران در حوزه انرژی کاهش یافت و ناتوانی در به ثمر رساندن پروژههای بزرگ، تصویر منفی از ایران به عنوان شریک قابل اعتماد در پروژههای انرژی در ذهن سرمایهگذاران بینالمللی ایجاد کرد.
درآمدهای از دست رفته ناشی از صادرات گاز است با برآوردهای محافظهکارانه نشان میدهد که اگر ایران تنها قادر به تامین ۱۰ درصد از تقاضای پیشبینیشده گاز هند تا سال ۲۰۳۰ بود، میتوانست سالانه بین ۳.۶ تا ۴.۳ میلیارد دلار و به صورت تجمعی تا سال ۲۰۳۰، رقمی بالغ بر ۲۰ تا ۲۴ میلیارد دلار درآمد ارزی را به اقتصاد کشور تزریق نماید. این محاسبه صرفاً بر مبنای سهمی ناچیز ۱۰.۳ میلیارد متر مکعبی از بازار هند و با در نظر گرفتن میانگین قیمت تقریبی ۰.۴ دلار برای هر متر مکعب گاز LNG صورت گرفته است.
بدیهی است که با افزایش سهم ایران از بازار و یا صعود قیمتهای جهانی گاز، این ارقام میتوانست به مراتب بالاتر باشد. افزون بر این زیان مستقیم صادراتی، باید فرصتسوزی در جذب سرمایهگذاریهای خارجی در بخش گاز را نیز مد نظر قرار داد. عدم موفقیت ایران در جذب دستکم ۱۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی در بخش گاز، به معنای عقبماندگی در توسعه زیرساختها، عدم دستیابی به فناوریهای نوین و از دست رفتن فرصتهای اشتغالزایی گسترده در داخل کشور بوده است. این حجم از سرمایهگذاری میتوانست به مثابه موتور محرکهای قدرتمند برای صنایع وابسته به گاز و توسعه اقتصادی مناطق گوناگون ایران عمل نماید، اما متاسفانه این فرصت مغتنم نیز به سادگی از کف رفته است.
در بُعد کریدوری و ترانزیتی، اعداد و ارقام به تنهایی قادر به بیان عمق زیان نیستند، اما با قاطعیت میتوان اذعان نمود که ایران، فرصت بیمانندی را برای تبدیل شدن به یک هاب ترانزیت انرژی منطقهای از دست داده است. درآمدهای مستقیم ناشی از ترانزیت گاز میتوانست سالانه صدها میلیون دلار به خزانه کشور سرازیر نماید، اما ارزش واقعی این فرصت، فراتر از سود مالی صرف است. نقشآفرینی به عنوان یک کریدور انرژی معتبر، به طور چشمگیری وزن ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه افزایش داده، روابط با کشورهای همسایه را تقویت نموده و جایگاه کشور را در معادلات انرژی جهانی ارتقا میبخشید. متاسفانه، عدم تحقق پروژههایی همچون خط لوله صلح، این مزیت استراتژیک را از ایران سلب نموده است.
در نهایت، نباید از پیامدهای ژئوپلیتیکی و سیاسی این فرصتسوزی غافل ماند. از دست دادن بازار رو به رشد گاز هند و عدم ایفای نقش مؤثر در این بازار، اهرم فشار بینالمللی ایران را در عرصه انرژی تضعیف نموده و پتانسیل انزوای سیاسی کشور در بازارهای جهانی انرژی را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.در جهان امروز که انرژی به یک ابزار دیپلماسی قدرتمند مبدل شده است، عدم حضور فعال و موثر در بازار رو به شکوفایی گاز هند، تبعات ناگواری را در روابط بینالملل ایران به همراه خواهد داشت.
انتهای پیام/
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید